« 2005-04-18 | HomePage | 2005-04-25 »

21 April 2005

پايان كار كفتار تازي

سي و يكم فروردين، سالروز بازگشت خوزستان زرخيز به آغوش ايرانزمين

چهار سال است جان در کف نهاده، شبانروزی ١٥ ساعت کار کرده و تحمل همه قسم سختی نموده و بالاخره مملکت را به اين حالت امروزی رسانده‌ام. قشون خارجی را طرد، دست مداخله آنها را کوتاه و استقلال سياسی مملکت را تثبيت کرده‌ام.نمی‌دانم چه وقت اين ملت عميقا عوض خواهد شد! کی می‌شود که افراد اهالی در مقابل تهديدات، دربرابر اتهامات، با يک ميزان منطقی ايستاده و سقيم را از صحيح تجزيه کنند/ رضاشاه بزرگ
خيانتهاي عربهاي خوزستان در دوران جنگ
آمريكا به حمايت از عربها پرداخت
به واقع اين پرسش را پاسخي نيست كه: آخر چگونه ميتوان در آوردن خوزستان از چنگال بريتانيا را فراموش كرد و ملي كردن نفت همان استان را بزرگترين رويداد تاريخ ايران جلوه
داد؟ با كدام منطق ميتوان كسي را كه تأسيسات نفتي را از گروهي مأمور انگليسي تحويل گرفت سرباز فداكار ناميد و سربازي را كه خوزستان را پس گرفت و شيخ خزعل را از ميان برچيد به هر اتهامي بدنام كرد؟
همانگونه كه روشن است، رضاشاه بزرگ_كه بزرگي خويش را نه از زبان چاپلوسان كه به تصويب مجلس ملي دارد_ از همان هنگام كه با عنوان رييس الوزرا رشته كارها را بدست گرفت به ريشه كني گردنكشان و خودسران پرداخت و شورش امير مؤيدي را در مازندران و آشوب جنگليان را در گيلان و اسماعيل آقاي سميقو را در آذربايجان و كردستان و در كنار اين همه، فتنه شيخ خزعل را در خوزستان فرونشاند كه هريك سالها مايه گرفتاري ايران بودند
مسأله خوزستان يكي از مهمترين رويدادهاي صدسال گذشته ايران ميباشد. ماجرا از آنجا آغاز گشت كه دولت فخيمه بريتانيا در پي برپا كردن شيخ نشين ديگري در خوزستان برآمد و شيخ خرعل را زير حمايت خويش تقويت نمود؛ از سويي ديگر دربار قاجار و اقليت مجلس به رهبري قهرمان آزادي_حسن مدرس_مي كوشيدند به بهاي تجزيه ايران جلوي سردار سپه را بگيرند. اما در فرجام داستان با لشكركشي پيروزمندانه و بازگشت آن استان به دامان ميهن پايان يافت؛ آنهم بگونه ايكه خود رضاشاه به حق ميگويد اين لشكركشي در سده هاي اخير ايران مانندي ندارد.
و بدين ترتيب اين زاده سرزمين مازيار و اين پوينده راه بابك نام عربستان را_كه در دوره صفوي بر گوشه اي از آن استان گذاشته شده بود و قاجارها به همه خوزستان دادند_از نقشه ايران سترد
در پايان به مناسبت اين هنگامه فرخنده، چكيده اي ازنطق پرشور احمد كسروي در اين روز پيشكش ميگردد
آقایان محترم ، همه می دانیم که خوزستان امروز ما دوره تاریخی را طی می نماید. دوره ای را طی میکند که باید در این سرزمین با حرفهای برجسته و درخشان احساسات مسرت پاش می باشند و این بنده که یک نفر ایرانی و از علاقه مندان به عظمت این کشور باستانی هستم این محفل جشن و سرور را که صاحب منصبان اردوی فاتح و تجار محترم و اهالی شوشتر تشریف دارند مغتنم شمرده و در نظر گرفتم که نطقی احساسات مسرت خود را که سر تاپای وخود مرا گرفته به معرض ظهور بیاورم و در ضمن معنای این فتح اردوی دولتی و ارزش واقعی آن را بیان نمایم . ...... این خطاب بلاغت مخصوص و یک سلسله بیانات شاعرانه لازم است . ....... در جایگاه کشورپر ثروت خوزستان ، ما امروز جز سرزمینی نداریم که باید خرابه زار و یا گورستان نامید . ...... در خوزستان ، در جولان گاه شیران کفتاری میدان داری میکند. آقایان می دانند که خزعل در لغت عرب نام کفتار است و آنچه از همه آرامی مرااز دست من گرفته بود . ...... بازوی نیرومند را خدای ایران برای سرکوبی گردنکشان این مملکت و نجات رعایا آماده گردانیده است. .....
من به شما بشارت می دهم که خوزستان دوره جدیدی در پیش دارد که باید دوره سعادتش نامید ..... باید همگی شاد باشیم و جشن بگیریم و این روزها را از اعیاد ملی شمرده و به نام روزهای فتح خوزستان در صفحاتتقاویم ضبط نمائیم و همه ساله در این روزها به شادی و جشن و فاتح آن، سردار باعضمت ایران را که امروز خود شخصاٌ به خوزستان آمده است، از درون جان و بن دندان دعا و ثنا خوانیم. دیگرفلاح(کشاورز) بیچاره برای تهیه مالیات ، نخلستان خود و دختر خویش را به قیمت بخس (ارزان،ناچیز) نخواهد فروخت. ..... تو ای فیلیه (محل زندگی شیخ خزعل) سیاه ! ای باستیل خوزستان با خاک یکسان خواهی گردید و تو ای خوزستان ، ای قطعه ثروت ، بار دیگر سرتاسر عدل و امان خواهی گردید ! .... سرتاسر خود را باغهای خرم و سبز و کشتزارهای فرح بخش خواهی آراست!

04:55 Posted in History , Iran | Permalink | Comments (2) | Email this