« آینده محتوم | HomePage | نوروز، برنای هزاران ساله »
19 February 2007
آینده محتوم
نوشتار زیر در فروردین ماه سال 83 در پاسخ به سرمقاله بی بنیان روزنامه شرق با نام "مرده ریگ سلطنت" نگاشته شد و در همان زمان به دفتر این روزنامه فرستاده شد. اکنون بعنوان دنباله ای بر نوشتار پیشین در سالگرد سرنگونی شاهنشاهی ایران، یکی از فرجامین نوشتارهای "نژادگان" به آن اختصاص می یابد
![]()
با احترام
پيرامون سرمقاله ي مرده ريگ سلطنت
جناب آقاي محمد قوچاني، اگر شما نمي توانيد آينده ي محتوم ايران را بشناسيد، ناگزير از مرده ريگ خواندن آن نيستيد
![]()
اگر به گفته ي شما در بيست و پنج سال گذشته كسي متعرض آزادي مشروطه خواهان نشده است، تنها به دليل پيش بيني آينده ي محتوم ايران است، نه پايان يافتگي آن.آنها بهتر از شما آينده ي محتوم ايران را مي شناسند و سكوت بيست وپنج ساله ي شان تلاشي است بيهوده براي گريختن از اين آينده ي محتوم
آنها همان دانشجويان بنيادگرايي هستند كه وقتي بواسطه ي تلاشهاي فرهنگي بي مانند پادشاهان پهلوي با واژه شرق آشنا شدند، افق ديدشان را تا نوك بيني خويش گسترده ساختند و گمان بردند كه ايران نيز تنها و تنها چون در شرق آتن جاي دارد بايد با ديگر سرزمينهاي اين جغرافيا همسو باشد؛ و از اينرو انديشه هاي باتلاق گونه ي اطراف را با اسلام انيراني خويش آميختند و اكنون نيز در برابر بيزاري ما از معجون زهرآگين و رخوت آورشان در تدارك عصاره ي تازه اي هستند تا مبادا آينده ي محتوم ايران دكان شان را براي هميشه تخته كند
آقاي روزنامه نگار،آري حق با شماست؛ سلطنت در ايران بازگشت ناپذير است و ما اين گشايش را مرهون ابر مرد پس از ساساني ايران، رضا شاه بزرگ هستيم. او كه بساط سلطنت اقوام مهاجر و مهاجم ترك و تركمن را برچيد و تخت پادشاهي كيان را پس از ده ها سده ، دگر بار در آغوش ميهن استوار ساخت
آقاي روزنامه نگار، اگر رضا شاه آنچه را كه شما نظام عشايري ايران مي ناميد دگرگون ساخت و اگر همه ي ايلات و طايفه ها را برانداخت از آنرو بود كه سلطنت را در ايران پايان دهد، نه آنكه خاندان سلطنتي تشكيل دهد.
بر اين پايه فاتحه ي سلطنت را نه رهبر انقلاب تو، كه رضا شاه بزرگ پيشتر از اين خوانده بود؛ ابر مردي كه بيش از دوازده سده تلاش براي رهايي از سلطه ي خلفاي تازي و سلاطين ترك را به سرانجام رساند و خلافت، امامت و سلطنت را يكجا از چهره ي ايران زمين زدود
اگر به گفته ي شما سلطنت ايران پس از عصر صفوي بخشي از مشروعيت خويش را از مذهب ميگرفته است، در دوره ي زرين پهلوي كه دوره ي بازگشت به پادشاهي است، پشتوانه ي حكومت نه مذهب انيراني آقاي محمـد قوچاني، كه جشنهاي دوهزار و پانصد ساله ، تاريخ شاهنشاهي و حق راي براي بانوان است
آقاي روزنامه نگار،آن چيزيكه شما فاصله ي بيش از پيش دو نهاد مذهب و حكومت در دوره ي پهلوي مي ناميد همان چيزي است كه امروزه براي همه ي ملتهاي پيشرو به عنوان يك ارزش فرهنگي به شمار مي آيد. همان ارزشي كه در مذهبي ترين حكومتهاي ايران باستان نيز ارزشمند بوده است
آقاي قوچاني، آنكه ديدگان خويش را بر تاريخ ايران فرو بسته است، نه جوان مشروطه خواه، كه روزنامه نگاري است كه مي كوشد سلطنت را در ايران پايان يافته جلوه دهد، غافل از آنكه سلطنت چندين دهه پيشتر براي هميشه پايان يافته است. روزنامه نگاري كه چند سطر از سلطنت اقوام بيگانه را به تاريخ پادشاهي ايران پيوند ساختگي مي زند و انتظار دارد داس خوانندگان از نوشته اش پايان پادشاهي را درو كند
آقاي روزنامه نگار، اينكه شما هنوز در پي خاندان شاهزاده رضـا پهلوي، هستيد ناشي از انديشه ي ايلياتي شماست؛ كه سلطان ايلياتي را با شاهنشاه يكي مي پنداريد
آقاي روزنامه نگار، بكوشيد انديشه ي قبيله اي را اندكي دور كنيد تا درك كنيد كه پادشاه ايران زمين را پدر خوانده نامفهوم است. او يگانه پدر ايران زمين است
22:30 Posted in Iran, Society | Permalink | Comments (5) | Email this


Comments
ساسان گرامی، باز با شما اختلاف نظر دارم. شاه معدوم قبلی، خود با تحمیق توده ها و کور کردن تریبون نقد مذهب برای برگرفتن مشروعیت برای سلطنت ضدملی و بیگانه محور خود دست به تبلیغات گسترده برای مذهب تشیع زد و در واقع او بود که آخوندیسم را تا اندازه زیادی اعتبار بخشید. همو بود که با پروپاگاند مذهبی عوام را خرافات زده کرد، همو بود که از میلیاردها دلار پول ملت ایران گور رضای تازی را در مشهد از طلا ساخت، هم بود که برای مشروع جلوه دادن پادشاهی مطلقه موروثی خود را عزیزکرده اهل بیت جلوه داد و وقتی فدائیان اسلام به ترور و آخوندیسم به گسترش تئوریک مشغول بود هراسان از روحانیت فعالیتهای ایشان را نادیده می گرفت. اینها اشتباه نبودند حتی، خیانت سیستماتیک و برنامه ریزی شده برپاد ملت ایران بود که با همیاری استعمار خارجی و خرده بورژوازی داخلی پیش می رفت برای آمریکائیزه کردن ایران، بدون دموکراسی، این انقلاب کثافت اسلامی تاقدر زیادی مدیون سرکوبگری و پروسه عوامفریبی مذهبی شاه معدوم است، پادشاهی و سلطنت تفاوتی با ولایت وقیح ندارد، در هر دو مورد شاه یک عنصر اضافی و تهدید کننده برای کلیت سیستم محسوب می شود. ما باید به یک سامان در قالب ملی بیاندیشیم، نه سیستمی که چینش ناسیونالیستی دارد
Posted by: جنگاور | 23 February 2007
پاینده ایران
با قرار دادن کد لگوی بلاگ ما در قسمت ویرایش قالب وبلاگتان ما را در پیش برد اهداف ملی در دیار آذربایجان یاری دهید.با سپاس
Posted by: vaspoher | 08 March 2007
درود بر شما
ساسان گرامی نوروز را شادباش می گویم و امیدوارم با نگرش به تعهدی که در شما سراغ دارم در سال جدید روند به روز رسانی تارنگارتان مرتب تر گردد
Posted by: سیاوش | 19 March 2007
مرگ بر شاه و کوتاه فکران متعصبي چون شما
Posted by: غلام درگاه امام رضا | 12 April 2007
بنده اکنون که دارم این نوشتار را مینویسم اشک از دیدگانم جاری است و دلم سرشار از آرزوها برای ایران. آرزوها یی که بزرگانی چون شاه بزرگ رضا پهلوی در سر داشت. . می خواهم به کوته اندیشانی که راه نجاتشان را فرمانروایی به ظاهر دینی ملاها می دانند و گمان می کنند ملا ها آنها را از زیر تیغ استبداد بیرون کشانید ند ومثلا به آنها استقلال دا د بگویم: آیا این استقلال است که باید با باج دادن به بیگانه کشور را سرپا نگه داشت؟تازه کشور نه فرمانروایی ملاها رو نگه می دارن.شما ملا پرستان توی این بیست وهفت سال برای ایران و ایرانی چه کردید؟ جز جنایت.- با درود. پیشگاه تمامی ایران دوستان و پان ایرانی ها و تمامی نژاد برتر- ایرانی
Posted by: داریوش | 15 August 2007
Post a comment