« نشان لیاقتی که دریغ می شود، و غرامتی که بخشیده | HomePage
22 May 2008
بازگرداندند خرمشهر را

ز موبد شنیدستم این داستان
که باخواند از گفته باستان
از این مارخوار اهرمن چهرگان
ز دانایی و شرم بی بهرگان
نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد
همی داد خواهند گیتی به باد
بسی گنج و گوهر پراگنده شد
بسی سر به خاک اندر آورده شد
چنین گشت پرگار چرخ بلند
که آید به این پادشاهی گزند
از این زاغ ساران بی آب و رنگ
نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ
گذر یافتندی به اروند رود
نماندی بر این بوم بر تار و پود
نشان شب تیره آمد پدید
همی روشنایی بخواهد پرید
اگر مرز وراهست اگر نیک و بد
به گرز و به شمشیر باید ستد
بکوشیم و مردی به کار آوریم
بر ایشان جهان تنگ و تار آوریم

نوشتارهای نژادگان درباره آزادسازی خرمشهر و جنگ تحمیلی
22:45 Posted in Iran | Permalink | Comments (1) | Email this
Comments
تا میهن کاوه تابوت ضحاک است این سرزمین ازهر اهریمنی پاک است
Posted by: فاطمه | 31 May 2008
