Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

یاور یزدان پرست مادرقحبه و «نازی ش.» / یک

در این متن توضیح میدهم چطور در اوایل پاییز سال 90 برای اولین بار یاور یزدان پرست مادرقحبه با فیسبوک من تماس گرفت و بعد از  اینکه درخواست فیسبوکی اش را نپذیرفتم خود را مسئول حزب مشروطه در سوییس جا زد

 

 

 

مهرماه 91 / درخواست فیسبوکی ناشناس

 

مهرماه سال 91 در فیسبوک از یک پروفایل درخواست دوستی دریافت کردم که محتوای صفحه به کلی بسته بود و قابل بازبینی نبود، عکس هیچ فردی هم چه حقیقی و چه غیرحقیقی بر آن نبود، هیچ دوست مشترکی با او نداشتم، چند عکسی هم که برای پروفایلش انتخاب کرده بود تک و توک لایک خورده بود که هیچیک از آن کاربران را نمی شناختم؛ پس این درخواست فیسبوکی را نپذیرفتم

 

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه،

تصویر پروفایل فیسبوک یاور یزدان پرست مادرقحبه در زمانی که برای اولین بار با فیسبوک من تماس گرفت

به تاریخ انتشار و تعداد لایک ها توجه شود 

 

پس از یکی دو روز از همین پروفایل پیامی دریافت کردم درباره فعالیت حزب پان ایرانیست در ایران پرسیده بود، پاسخ کوتاهی دادم و ارجاعش دادم به سایت مربوطه و مسئولان مربوطه که هر پرسشی دارد از همانها بپرسد. همچنین توضیح دادم که چون در ایران ابراز مخالفت سیاسی صریح داشتم درخواست فیسبوکی یک پروفایل بی نام و نشان را نمی پذیرم

 

بعد با چرب زبانی معرفی مبهمی از خودش ارائه داد و خودش را مسئول حزب مشروطه در سوییس جا زد و من درخواست فیسبوکی اش را پذیرفتم؛ اما با خودم فکر میکردم که چطور این در حد مسئولیت در کشوری مثل سوییس با حزب مشروطه ارتباط تشکیلاتی دارد ولی من که از اوایل دهه هشتاد سایت حزب مشروطه را مرور میکردم و با چهره های شاخص و فعال این حزب مباحثات نظری داشتم نامی ازش نشنیده ام؟

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه،

اشاره به من در یکی از مباحثات حزب مشروطه مربوط به سال 90

لینک مطلب در سایت حزب مشروطه

لینک مطلب در وبلاگ یکی از رهبران حزب مشروطه

 

به عنوان یک نمونه مطلب بالا نشان میدهد که من پیش از پاییز 91 که سر و کله فرد بی ریشه و بی پیشه ای به نام یاور یزدان پرست الدنگ از پشت یک پروفایل بی نام و نشان فیسبوک سبز شود با حزب مشروطه در ارتباط بودم و دیدگاههایم مورد توجه چهره های شاخص و فعال و تحصیلکرده حزب قرار میگرفته است. نویسنده این مقاله، شخصی که مقاله را در وبلاگش منتشر شده و نیز شخصی که زحمت انتشار مطلب در آن وبلاگ را کشیده، همگی از چهره های شاخص حزب بودند که برای احترام نامشان را در چنین متنی که به این شیاد الدنگ میپردازد نمی آورم

 

 از سویی همه فعالان سیاسی طیف های مختلف به ویژه هم سن و سالان ما بالاخره دور یا نزدیک همدیگر را می شناختند و دستکم نامی از هم شنیده اند، اگر این از کسانی است که در ایران فعالیت سیاسی داشته و بعد به سوییس رفته چطور من از چنین فردی بی اطلاع بوده ام؟

 

گمان کردم شاید از کسانی است که از کودکی در اروپا بوده است و بواسطه ارتباطات خانوادگی طولانی با مسئولان حزب مشروطه، واجد این اعتماد شده که در سنی بسیار کمتر از مسئولان حزب مشروطه، چنین مسئولیتی را عهده دار شود و اگر هم من از پیشینه اش بی اطلاعم، از آنروست که فعالیت هایش بیرون از ایران بوده است. به هرروی چه بسا یک درخواست فیسبوکی این حد از حساسیت نمی طلبد و گمان نکنم دردسرساز شود و پذیرفتم

 

فیسبوک یاور یزدان پرست مادرقحبه

فیسبوک نازی ش. پیر پتیاره

 

دنباله مطلب

بخش دوم: جلب اعتماد بواسطه ارتباط با من و برخی فعالان سیاسی شناخته شده

بخش سوم: پاییز 95 / بیانیه حزب مشروطه درباره این الدنگ و ابهامات بیشتر

بخش چهارم: تابستان 98 / درز کردن شمه ای از مادرقحبگی هایش

بخش پنجم: شواهد و قرائن مادرقحبگی هایش

بخش ششم: بخش پایانی

The comments are closed.