Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

یاور یزدان پرست مادرقحبه و «نازی ش.» / سه

در آذرماه 95 حزب مشروطه با صدوری بیانیه ای هرگونه ارتباط تشکیلاتی با یاور یزدان پرست مادرقحبه را مردود اعلام کرد. موضوعی که بیش از پیش بر ابهامات این الدنگ افزود؛ اما خوشبختانه یکسالی میشد که دیگر در لیست فیسبوکم هم نبود، وقت و انگیزه ای هم برای کنجکاوی درباره این الدنگ نداشتم

 

 

 

پاییز 95 / بیانیه حزب مشروطه و ابهامات بیشتر درباره این الدنگ

ادامه از بخش دوم: جلب اعتماد بواسطه ارتباط با من و برخی فعالان سیاسی شناخته شده

 

آذرماه سال 95 شورای مرکزی وقت حزب مشروطه با انتشار بیانیه ای هرگونه ارتباط تشکیلاتی با این فرد را مردود اعلام کرد و یادآور شد که بارها تذکر داده اند که خود را مسئول حزب مشروطه در سوییس یا حتی عضو حزب معرفی نکند. معلوم نیست با معرفی خود به عنوان وابسته حزب مشروطه چه مادرقحبگی هایی براه انداخته بوده است که حزب مشروطه در تاریخ موجودیت بیست ساله اش برای نخستین بار چنین بیانیه ای صادر کرده است؛ که البته از این دست افراد کم نیستند

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، Yavar Yazdan Parast,

 لینک بیانیه حزب مشروطه در سایت این حزب

لینک بیانیه حزب مشروطه در وبلاگ یکی از رهبران حزب که از جمله امضا کنندگان این بیانیه بوده است

 

ما با یک شیاد مشکوکی روبرو هستیم که هیچکس نمیداند در ایران چه سوابق تحصیلی و شغلی داشته است؟ با توجه به اینکه متأهل است هزینه زندگی اش در ایران چطور تأمین میشده است؟ چرا و چطور از ایران خارج و در سوییس ساکن شده است؟ از چه تاریخی ساکن سوییس است و سوابق تحصیلی و شغلی اش در سوییس چیست؟ سوابق سیاسی اش در ایران و بیرون از ایران چه بوده است؟ چرا اصرار داشته به عنوان مسئول حزب مشروطه در سوییس شناخته شود؟

 

عملاً تنها برهه ای از زندگی این فرد که قابل بررسی است همین فاصله سالهای 91 تا 95 است که از قضا حزب مشروطه در بیانیه ای رسمی از سوی شورای مرکزی اش  ارتباط تشکیلاتی با این الدنگ را رد کرده است!  یعنی ما با فرد شیادی روبرو هستیم که تا پیش از پاییز 91 هیچ سابقه قابل اعتنایی ندارد، از پاییز 91 تا پاییز 95 با سوء استفاده از ارتباط با من (و احتمالاً امثال من) و نیز ادعای مسئولیت در حزب مشروطه با فعالان سیاسی ارتباط میگیرفته و اطلاعات اشان را آرشیو میکرده، و از پاییز 95 عجالتاً تا امروز و معلوم نیست تا کی با یک عکس شیروخورشید در آشپزخانه همچنان به دلایل مبهم و مشکوکی مشغول آرشیو کردن اطلاعات دیگران است

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

  مهرماه 91 یاور یزدان پرست مادرقحبه با یک  پرینت از لوگوی حزب مشروطه خود را مسئول حزب در سوییس جا زد تا درخواست فیسبوکی اش را تأیید کنم. عکسی که مربوط به سه ماه پیش از آن بود و ارتباط حزبی خاصی را نشان نمیداد

 

به بیانی تنها بخشی از زندگی و فعالیتهای این فرد که گمان میرفت دارای شفافیت و اعتنای حداقلی باشد، از دوره های مبهم پیشین زندگی اش مبهم تر شد! اینکه یک جمع معتبر سیاسی درصدد برآیند تا بجای مسائل سیاسی مهم، درباره عدم ارتباط تشکیلاتی خود با یک فرد یک لا قبا بیانیه صادر کنند بیگمان دلایل درخور توجهی داشته است که از آن بی خبریم. در بیانیه حزب مشروطه آمده است که بارها بطور خصوصی از این الدنگ خواسته اند از این رویه دست بردارد که البته کارگر نبوده است

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

نمونه ای مربوط به سال 90 که شاخص ترین چهره های حزب مشروطه با من آشنا بوده اند و به دیدگاههایم توجه داشتند

لینک مطلب در سایت حزب مشروطه

لینک مطلب در وبلاگ یکی از رهبران حزب

 

 بامزه اینجاست که یک فرد بی نام و نشان با یک پرینت از لوگوی حزب مشروطه در تلاش بود میانجی ارتباط و آشنایی من با حزب مشروطه ای باشد که از مدتها قبل با من و فعالیتها و دیدگاههایم به خوبی آشنا بوده اند و در جدی ترین مباحثات نظری دیدگاههای مرا هم لحاظ میکرده اند! عجب موجود شیادی و مادرقحبه ای

 

یک  شیاد بی ریشه و بی پیشه ای که از  اعتراضات سال 88 سوءاستفاده کرده تا رؤیاهای کودکانه اشان برای زندگی در «خارج» را تحقق بخشد و از راه مالرو رهسپار سرزمین هایی شده که همه عمر هرگز اجاز ورود قانونی دریافت نمیکرده است. بعد هم با چرب زبانی ترحم کسی یا کسانی از حزب مشروطه را برانگیخته تا خود را سیاسی جا بزند و بتواند به هر شکل ممکن آنجا بماند. بعد هم طبق روال اخلاقی چنین افرادی بجای قدردانی و سپاس، از لطف حزب مشروطه سوءاستفاده کرده که منجر به بیانیه حزب مشروطه گردیده است

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

وبلاگ زپرتی یاور یزدان پرست الدنگ که بی هیچ پیشینه ای خودش را روزنامه نگار، نویسنده و فعال سیاسی جا زده است

 

ماجرای وبلاگ زپرتی اش هم قابل حدس است. با چهار تا عکس از حضور در اعتراضات 88 خیال پناهندگی اروپا در سر داشته که ناکام مانده، بعد در تلاشی دوباره از سال 90 میکوشد با یک وبلاگ پرت و پلا و ارتباط گرفتن با برخی اعضای حزب مشروطه همانگونه که در بیانیه این حزب آمده شانس اش را برای پناهندگی دوباره بیازماید

 

وبلاگ را هم جوری پیش میبرده که اگر پناهندگی اش پذیرفته نشد و ناچار به بازگشت به ایران شد، دردسری ایجاد نکند! وبلاگی گم و گور با مطالبی بی کیفیت و اغلب کپی! بعد هم که پناهندگی گرفته یکهو مدعی روزنامه نگاری! نویسندگی! و فعالیت سیاسی! شده! سراسر دروغ و شیادی

 

براستی چطور چنین الدنگی در پاییز سال 91 خود را مسئول حزب مشروطه در سوییس جا میزند، اما نه تنها هیچ پیشینه سیاسی در ایران نداشته، بلکه همان بیرون از ایران هم هیچ فعالیتی نداشته است؟ چطور کسی بدون نیم خط سابقه سیاسی مسئول حزب مشروطه در سوییس میشود؟ فعالیت در ایران به کنار، چرا تا پیش از پاییز 91 که با من ارتباط گرفت همان بیرون از ایران هم هیچ فعالیتی نداشته؟

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

پیامی که پس از انتشار مطالبم درباره یاور یزدان پرست مادرقحبه از یک فعال سیاسی معتبر دریافت کردم

 

اتفاقاً بخش مبهم تر و مشکوک تر ماجرا همینجاست! اینکه مدعی سیاسی بودن باشی، در آزادی اروپا هم باشی، اما هیچ فعالیت سیاسی نداشته باشی! جرأت گذاشتن عکس خودت روی پروفایل فیسبوکت را هم نداشته باشی. خیلی ها به امید پناهندگی مدتی تظاهر به فعالیت سیاسی میکنند و بعد از پناهندگی سرگرم زندگی شخصی اشان میشوند؛ اما در مورد این الدنگ قضیه مشکوک تر است! اتفاقاً تا زمان دریافت پناهندگی هیچ فعالیت سیاسی نداشته است و بعد از پناهندگی با سوءاستفاده از عنوان حزب مشروطه کارهایی میکرده که مورد اعتراض این حزب بوده است

 

جا دارد این نکته بامزه را هم عنوان کنم که من بعید نمیدانم که چه بسا بی آنکه به چنین الدنگ بی نام و نشانی فکر کرده باشم، فعالیتها و مواضعم در بیانیه ای که حزب مشروطه درباره اش صادر کرده مؤثر بوده باشد

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

 

 

فیسبوک یاور یزدان پرست مادرقحبه

فیسبوک نازی ش. پیر پتیاره / از ترس نامش را به مهرناز تغییر داده است

دنباله مطلب

بخش یکم: پاییز 91 / درخواست فیسبوکی ناشناس

بخش دوم: جلب اعتماد بواسطه ارتباط با من و برخی فعالان سیاسی شناخته شده

بخش چهارم: تابستان 98 / درز کردن شمه ای از مادرقحبگی هایش

بخش پنجم: شواهد و قرائن مادرقحبگی هایش

بخش ششم: بخش پایانی

The comments are closed.