29 January 2006
گروههای ترک افغانستان



شمار قابل توجهی از ترکان آسیای میانه (شاید 1.6 میلیون) در شمال هندوکوش سکنی گزیده اند که اغلب از سوی شمال منطقه را اشغال کرده اند
پرجمعیت ترین گروه ترک افغانستان ازبکها هستند که صورتهایی پهن و صاف و پوستی روشنتر از پشتونها دارند. آنها کشاورز و دامپرور هستند و گوسفند و نوع مرغوبی از اسب ترکمن را پرورش می دهند. این مردم خویشاوندان نزدیکی در مرکز جمهوری ازبکستان دارند. بسیاری از ازبکها در دهه 1920 برای فرار از فشار دولت شوروی که می کوشید سنتها و دین اسلام آنها را پایمال کند روانه شمال افغانستان شدند
گروه کم شمارتر ترکمنها هستند که در کناره جنوبی آمو دریا زندگی می کنند و قرقیزها در باریکه واخان. بیشتر قرقیزها _که مردمانی کوچ نشین و گاو چران هستند_ برای متوقف شدن انتقال تجهیزات چینی، توسط ارتش شوروی از مراتع شان بیرون رانده شدند
سخن گفتن قبایل ترک به صورتی باستانی از ترکی، همین طور عموماً به پارسی است
برگرفته از
The Land and People of Afghanestan, by Mary Louise Clifford
02:00 Posted in Cetral Asia | Permalink | Comments (4) | Email this
16 January 2006
آسیای میانه، راند یکم

تارنمای اطلاعاتی_تحلیلی "اکسیس" رقابت قدرتها برای نفوذ بر آسیای میانه را بازی بزرگ مدرن می داند و روند این رقابت را در سه دور بررسی کرده است. در دنبال بازگردان دور نخست این رقابت ارایه می شود
دور نخست از لحظه ای که جمهوری های آسیای میانه در تابستان 1990 استقلال یافتند تا آغاز عملیات ضد تروریستی در افغانستان در پاییز 2001 به درازا کشید. در این برهه حلقه شرکت کنندگان بازی بزرگ و منافع آنها تعریف شده بود. از اینرو اتحادهای راهبردی و تاکتیکی _با متحد کردن بازیگران بیرون از منطقه، همین طور بازیگران بیرونی با کشورهای آسیای میانه_ در نظر گرفته شده بود
در نتیجه از میان شرکت کنندگان بازی بزرگ مدرن سه اردوگاه ایجاد شده بود
جبهه ضد غربی
این جبهه از کشورهای در همسایگی آسیای میانه تشکیل شده بود که بطور سنتی، حضورشان در منطقه منافع ملی راهبردی آنها را از بعد امنیتی و اقتصادی تأمین می کرد. این کشورها عبارت بودند از: روسیه، چین و ایران. تشکیل این جبهه در 1996_97 روی داد. در آن هنگام پکن و تهران آغاز به همکاریهای نزدیک در مسائل منطقه ای با مسکو کردند
از آنجایی که سمت و سوی خط مشی روسیه، چین و ایران در آسیای میانه در بیشتر دهه یاد شده ضد غربی در نظر گرفته شده بود، این امر به پیوستگی این بازیگران تحت سپر "جبهه ضد غربی" انجامید. تأثیر این جبهه و یک یا دو عضو آن با هم، به ویژه در قزاقستان، تاجیکستان و قرقیزستان احساس شد
بلوک غرب
آمریکا، بریتانیا و ترکیه اردوگاه دوم را تشکیل دادند. برخی کازشناسان اسراییل را نیز به این اردوگاه می افزایند. هرچند که این دیدگاه بخشی از نوعی اساطیر سیاسی شده [در بازگرداندن یهودی های آسیای میانه به اسراییل] است
بلوک غرب رویهم رفته نسبت به حریفانش تأثیر بسیار کمتری بر آسیای میانه داشت. در نیمه نخست این دهه، در میان سه کشور این بلوک، ترکیه فعال ترین بود. در اواخر این مدت پیشگامی با آمریکا و بریتانیا شد
در آسیای میانه، ازبکستان پشتیبان اصلی بلوک غرب بود
قدرت سوم
قدرت سوم از کشورهایی تشکیل شده بود که خط مشی مستقلی را در آسیای میانه دنبال می کردند؛ که یا گهگاه با دو بلوک دیگر همکاری می کردند و یا هرگز. فعالیتهای اصلی آنها در طول دور نخست بازی بزرگ مدرن با انفعال نسبی آنها مشخص می شود
تارنمای Axis در این مورد از کشورهای آلمان، فرانسه، هند، پاکستان، ژاپن و عربستان یاد میکند که برای پرهیز از به درازا کشیدن نوشتار از تشریح آن خودداری می شود
در همین رابطه
08:05 Posted in Cetral Asia | Permalink | Comments (0) | Email this
13 January 2006
برخورد تمدنها در آسیای میانه

تارنمای "اکسیس نیوز" در نوشتاری به بررسی رقابت فرهنگهای اثرگذار بر آسیای میانه پرداخته است. با توجه به محیط تارنگار بخشی از این نوشتار در زیر بازگردان شده است
فرهنگ روسی_شوروی
مرکز جهانی آن مسکو است و مرکز منطقه ای اش پایتخت پیشین قزاقستان، آلماآتی است. تأثیر این فرهنگ بر آسیای میانه از اواخر سده نوزدهم و آغاز سده بیستم قابل توجه شد. مراکز آن شهرهای بزرگی بوده و هستند که بروکراسی، روشن فکران و نمایندگان مردم غیر بومی (عموماً اسلاوها) در آنجا متمرکز می باشند. حاملان اصلی این فرهنگ نمایندگان مردم غیر بومی، همچنین طبقه بالا دست جمعیت شهرنشین بومی هستند. بطور همزمان زبان روسی و عناصر کلیدی فرهنگ روسی_شوروی همچنان بعنوان شاخصه نخبگان حاکم باقی مانده است
مسکو زبان و فرهنگ را بعنوان یکی از ابزارهای تلاش برای تأثیر بر آسیای میانه بکار می گیرد
فرهنگ ترکی
از جمله فرهنگهای سنتی آسیای میانه است. چهار پنجم اسماً ملتهای امروز آسیای میانه ترک زبان بوده و نسخه های محلی فولکلور ترکی هستند. بیشترین تأثیر فرهنگ ترکی در منطقه، از سوی ترکیه صادر می شود. پایتخت این کشور_آنکارا_ بعنوان مرکز سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی تمدن ترکی ایفای نقش می کند. پایتخت حکومت ازبک، تاشکند را شاید بتوان مرکز ترک آسیای میانه پنداشت. ازبکها در میان ترکهای آسیای میانه بیشینه را تشکیل می دهند. افزون بر این، در میان ممالک ترک منطقه، ازبکستان از نظر بکارگیری زبان ملی و احیای فرهنگ ترکی پیشتاز است. در دوران استعمار شوروی_روسی، زبان و فرهنگ مردمی ترکی اغلب در روستاها حفظ شد. از نیمه دوم دهه 1990 زبانهای ملی در میان نسل جوان بومی در مناطق شهری به شدت احیا شد
همانندی در فرهنگ ترکی بعنوان ابزار اصلی آنکارا در بازی بزرگ امروز عمل می کند
پارسی زبانان
قدیمی ترین گروه در آسیای میانه هستند. نفوذ آنان محدود به سکونت تاجیکان در تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، افغانستان و شمال غربی چین است. تمدن پارسی زبانان آسیای میانه، گروههای کوچک قومی، مانند هزاره ها، کردها، پارسها و بخشهایی از عربهای محل را نیز در بر میگیرد. پشتونها و بلوچها با اینکه از گروه ایرانی هستند، بیشتر به سمت تمدن هندی کشیده شده اند. همین طور یهودیان بخارا که به لهجه ای تاجیکی سخن می گویند اما به تمدن یهودی تعلق دارند
جامعه پارسی زبانان آسیای میانه بخاطر تفاوتهای مذهبی (شیعه و سنی)، همچنین سده ها انزوای سیاسی و دوری جغرافیایی از مراکز اصلی تمدن ایرانی، بگونه قابل توجهی با فرهنگ ایرانی متفاوت است. همه این موارد بر روی هم جامعه پارسی زبانان منطقه آسیای میانه را تشکیل داده است. مشخصه های آن عبارتند از: شیوع معنوی مذهب تسنن، همچنین تأثیر زبانی و فرهنگی ترکی
جامعه پارسی زبانان آسیای میانه به دو شاخه شمال شرقی و جنوب غربی بخش بندی می شوند. شاخه نخستین (تاجیکستان، مرکز ازبکستان، شمال افغانستان، شمال غربی چین) بیشتر تحت تأثیر تمدن ترکی و یا روسی_شوروی است که سمرقند و بخارا مراکز سنتی آن به شمار می آیند. شاخه جنوب غربی (مرکز و غرب افغانستان) بیشتر تحت تأثیر ایران است. از نقطه نظر مذهبی، این شاخه نه تنها تسنن، که تشیع را هم در بر میگیرد و شهر هرات مرکز آن به شمار می رود
بر پایه دلایل مطرح شده، مرکز معنوی و فرهنگی ایران _قم_ هیچ نفوذی بر شاخه شمال شرقی پارسی زبانان آسیای میانه ندارد و تنها تأثیری جزیی بر شاخه جنوب غربی آن دارد
ایرانیان اشتراک در زبان و گذشته تاریخی با تاجیکان را دستاویزی برای حضور در سیاست آسیای میانه قرار می دهند. در طرف افغانها نیز علاقه ایران بر حمایت از هزاره های شیعه مذهب است
04:00 Posted in Cetral Asia | Permalink | Comments (1) | Email this
18 December 2005
توله های گرگ سرخ در آریانا

یکی از قومیت های آریانای خاکستر شده _افغانستان_ هزاره ها هستند. این موجودات پس مانده درنده خویی های چنگیزخان اند و در کنار انیرانیان ترک و تازی، ترکشهایی هستند که از ناوک اندازی های گذشته در جای جای پیکر شیر ایران جایگه خوش کرده اند. نوشتار زیر که به صورت خلاصه از تارنمای افغان نت ورک بازگردان شده، اطلاعاتی از این جانوران بدست می دهد
هزاره ها به پارسی سخن می گویند و اغلب شیعه هستند _اساساً دوازده امامی و برخی اسماعیلی_ با این وجود تعدادی از هزاره ها سنی هستند. آنها دست کم در سده سیزده مهری در افغانستان ساکن شده اند. بقای هزاره ها همواره بر لبه اقتصاد بوده است. در پی موج گسترش پشتونها در اواخر سده هژده و اوایل سده نوزده که با تعصبات سنی علیه شیعیان تشدید شد _و از اینرو حمایت تاجیکان سنی را نیز جلب کرد_ هزاره ها به کوهستانهای خشک و بایر مرکزی افغانستان (هزاره جات) رانده شدند؛ همان جاییکه امروزه در نه منطقه مجزای محصور شده زندگی می کنند. هزاره ها اساساً کشاورزان یکجانشینی هستند که بطور فرعی دامپروری هم می کنند. همچنین بسیاری از هزاره ها به شهرهای بزرگ بویژه کابل مهاجرت کرده اند و در آنجا فرودست ترین طبقه اقتصادی را تشکیل می دهند
افغانستان از زمان بنیادش در 1747 بطور سنتی زیر فرمان پشتونها بوده است که پیش از آخرین سرشماری معتبر در 1978 اقلیتی 47 درصدی را تشکیل می دادند. اما در پی اشغالگری شوروی در 1979 توزیع جمعیتی در افغانستان تغییر یافت. نزدیک به 85 درصد از 6.2 میلیون آواره افغانی که به دلیل اشغال و جنگهای بعد از آن رهسپار ایران و پاکستان شدند پشتون بودند. این مسأله درصد پشتونها را در جمعیت افغانستان پایین آورد و تا میانه های دهه 1990 که بسیاری از آوارگان بازگشتند درصد دیگر قومیتها را افزایش داد. بدین ترتیب درصد هزاره ها از 8 درصد در 1978 به 14 درصد در 1987 رسید. هم اکنون هزاره ها 9 درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند
08:05 Posted in Cetral Asia | Permalink | Comments (13) | Email this
