13 February 2007
شاهنشاهی ایران در قربانگاه جمهوری خواهان و اسلام گراها

لالا لالا گل گندم، چی اومد بر سر مردم
میون آتش افتادیم، شدیم از روی دنیا گم
لالا لالا بد آوردیم، بنام زندگی مردیم
خیانت شکل یاری شد، ز یاران پشت پا خوردیم
![]()
لالا لالا گل لاله، حریم عشق پاماله
سیاهی رنگ هر سفره، سر هفت سین هر ساله
![]()
بنام عشق و آزادی غم این خلق می خوردند
ولی با دست خود ما را به قربانگاه می بردند
کجایند آنهمه دلسوز در این هنگامه ماتم
که رفتند و رها کردند من و ما را به حال هم
![]()
لالا لالا گل مریم شکسته حرمت آدم
شدیم آواره عالم، چرا تشنه به خون هم
رهایی ریشه ما بود، همه اندیشه ما بود
ولی در آن روی سکه تبر بر ریشه ما بود
گل و گلدون و گلخونه شده امروز یه ویرونه
سر فواره ها خونه، ببین مردن چه آسونه
لالا لالا گل زیره، بابا دستاش به زنجیره
میگه هرگز نگو دیره، که هر روز روز تقدیره
ترانه ای از اردلان سرفراز
21:35 Posted in Iran, تاریخ | Permalink | Comments (3) | Email this
27 December 2006
مرگ زرتشت
امروز شلوغی گورستان زرتشتیان کنجکاوی ام را برانگیخت. اوایل شب متوجه شدم که سالروز درگذشت زرتشت روشندل بوده و شلوغی احتملاً به همین دلیل
با گذشت بیش از نزدیک به دو هفته از دومین سال برپایی "نژادگان" هنوز مجال نیافتم یکساله اخیر این تارنگار را بررسی کوتاهی کنم
درباره پیروزی اصولگرایان در انتخابات سه گانه اخیر هم مطلبی در ذهن هست که اگر مشمول مرور زمان نشود ارایه خواهد شد
00:05 Posted in Iran, تاریخ | Permalink | Comments (0) | Email this
27 September 2006
جنگ تحمیلی تحمیلی
سالگرد یورش جنود سردار قادسیه به ملک اهورا برای همه ایرانیان بویژه آنانکه حتی خاطرات کمرنگی از آن روزها دارند به اندازه کافی دردآور و تأثر برانگیز هست. نمودهای پراکنده این جنگ براستی تحمیلی روی تخت بیمارستانها و سردست تشییع کنندگان، داغ این درد را برای نسل نوپا نیز تازه نگه داشته است تا همچنان در پهنه این دشت غرور کینه داران سرخ باشد
براستی ملتی که هنوز برای قادسیه و نهاوند و جلولا مرثیه سرایی می کند، مگر می تواند به این زودیها قادسیه دوم را فراموش کند؟ حتی اگر به فرجام گذشته نیانجامیده باشد
هر چند تکراری است، اما بایسته است چندین باره یاد آوری شود که کفتار تازی را در دوره آریامهر زهره چنین جسارتهایی نبود و جدا از کینه جاودانه ای که تازیان از نژادگان ایرانی دارند، این بلاهتها و لجن کاری های سرسپردگان خمینی کبیر و بویژه دولت شوم موقت بود که کفتار را به حمله برانگیخت. / در تصویر ابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت موقت در کنار میهمان ویزه اش یاسر عرفات ایستاده است. لازم به توضیح است که با ورود عرفات، دولت موقت مشتی از تازیان را در ورزشگاه اهواز گرد آورد تا عرفات برای آنها به زبان منحوس تازی در افشانی کند
براستی پس دادن جنگ افزارهای خریداری شده، آنهم بدون دریافت هیچگونه وجهی و کشتار نخبگان نظامی و افسران نیروی هوایی ارتش به بهانه کودتای نوژه چه چیزی جز یه دعوتنامه رسمی برای صدام می توانست باشد
سالهاست که در بوق کرده اند که ما بی آنکه ذره ای از سرزمین مان را از کف دهیم _حرفی از پایمال شدن حق 50 درصدی مان در دریای مازندران نمیزنند_ پیروزمندانه جنگ را به پایان بردیم، در حالیکه ضمن مباهات فراوان به رشادت و پایمردی رزمندگان میهن، تحمیل شدن این جنگ بر گرده ملت دقیقاً یه مفهوم باخت بود. / برای دیدن میزان نفوذ دو کشور در خاک هم روی عکس کلیک کنید
باختن صدها هزار نیروی انسانی، ویران شدن شهرها و سازه ها و منابع، از هم پاشیدن روند پیشرفتی که با وقوع انقلاب مختل گردیده بود، تحمیل هزینه های هنگفت جنگ و بازسازی های نصفه و نیمه بعدی و از همه مهمتر فرسودگی روان ملت در پی بلندترین جنگ قرن که هنوز هم پس از سالها آتش بس به صلح نیانجامیده است
دد منشی کفتار حسین و دیگر تازیان بجای خود، اما چرا باید شرایطی بوجود می آمد که ملت ما ناگزیر از دفاع مقدس می شد
چگونه است که با آن همه قتل و غارت و تجاوز، هنگامیکه ائتلاف ضد ترور عرصه را بر کفتار حسین تنگ کرد و احتمال حمله قوت گرفت _و گربه دزدان جمهوری اسلامی حساب کار خویش را کردند_ دولت شوم و متعفن خاتمی، با پذیرایی از نماینده چکمه پوش صدام خون شهیدان و غرور جانبازان و آزادگان این جنگ ناجوانمردانه را با بی شرمی تمام پایمال کرد
مگر نه اینکه در این جنگ هشت ساله، شیعیان بی بته عراق در کنار دیگر تازیان به مرزهای ما حمله ور شدند و مگر نه اینکه آخوندهای شیعه عرب در تأیید این جنگ تبلیغ می کردند؟ پس چگونه است که از جمهوری اسلامی گرفته تا کباده کشان ملی گرایی برای آنچه سزاوارانه بر سر تازیان شیعه عراقی می آید به سوگ می نشینند و برای برادران عربشان نوحه سرایی می کنند
در پایان
کفتار حسین که به همت پرزیدنت بوش به ژرفای چاهی گریزان شد؛ عنکبوت جمهوری اسلامی هم که خود در تارهایی که سالهاست بدور ملت می تند اسیر گردیده و چاره ای جز هلاکت ندارد، آنچه می ماند یک تسویه حساب و انتقام تاریخی است از تازیان؛ بویژه ملخکهایی که هر کجا بیش از 50 درصد بافت جمعیتی خوزستان را آفت زده کرده بودند جلوی تانکهای کفتار حسین گاو و گوسپند قربانی کردند و با هلهله شادی شهرها را دو دستی به هم تباران اهریمنی شان سپردند
همچنین باید به هوش بود تا مبادا آنان که در اقیانوس دارایی های این ملت غوطه می خورند، قرانی از غرامت جنگ را بذل و بخشش کنند
قادسیه هنوز در جریان است. ما در پی پایان پیروزمندانه آن هستیم
در همین رابطه
شیعه کشی تا به کی / نوشتار ... دکتر زنگنه دبیر کل حزب پان ایرانیست
یکبار برای همیشه / نوشتار سال گذشته نژادگان
شهر آزاد گشته / در شالروز آزادی خرمشهر
18:25 Posted in Iran, تاریخ | Permalink | Comments (5) | Email this
24 May 2006
شهر آزاد گشته

سپاه جان به خوزستان کشیدند
شهادت را به جان ارزان خریدند
نماز خون به خونین شهر خواندند
مهاجم را ز خرمشهر راندند
عراقی کجا، ملک ایران کجا
شغالان کجا، شرزه شیران کجا
کاش سال شصت و یک بیش از یک نوزاد چند ماهه می فهمیدم تا در اقیانوس شادمانی ملت غرق می گشتم. سالروز آزادسازی خرمشهر همواره مرا از غرور و خشم و شادمانی و کینه ی توأم سرشار می سازد و تأثر کودکی ام را از اینکه جنگ پایان یافت پیش از آنکه من برای نبرد بالیده باشم تجدید می کند
هر چند که ریشه این جنگ را در فروپاشی اقتدار در پی سرنگونی شاهنشاهی ایران با انقلاب بزمجه های ضد ملی و اقدامات متعاقب در کشتار افسران نیروی هوایی و لغو قراردادهای خرید جنگ افزار توسط دولت شوم موقت باید جست. اصولاً در دوران آریامهر، کفتار حسین را زهره بد اندیشی یه این خاک نبود و نیروهای ایرانی برای صرف ناهار در بغداد لحظه شماری می کردند؛ اما نباید دشمنی تاریخی تازیان را با ملت ایران نادیده انگاشت
دشمنی که آبادی آبادان را تاراج کرد و خرمی خرمشهر را به یغما برد
البته گروهی از ابلهان متعفن می کوشند متجاوزان تازی را منحصراً "بعثی" بنامند تا مبادا خاطر برادران حرامزاده عربشان را بیازارند؛ اما نمی گویند چرا هنگام ورود اسیران ایرانی به عراق، زنان عرب هلهله شادی سرمی دادند
به راستی از نگاه این بوزینه هایی که دم از برادران عربشان می زنند و می کوشند عربده جویی های ملخ خواران را با حال وارونه ارضا کنند چرا در طول جنگ تنها شهرهایی سقوط کرد که بیش از 50% جانور عرب داشت؟ و برای نمونه آبادان با وجود نزدیکی به مرز و با وجود محاصره سقوط نکرد
آنها که جلوی تانکهای عراق گاو می کشتند و در ورزشگاه اهواز عکس کفتار حسین را بر سر می گرفتند و با پیروزی عراقی ها بوق ممتد می کشیدند که بودند
به هر روی تا پیروزی فرجامین، قادسیه هنوز در جریان است
اورمزد این کشور را از دشمن، دروغ و خشکسالی نگاه دارد
پیام داریوش گرامی
یادم میاد زمانی که تیم تازیان عراق بر تیم فوتبال ایران پیروز شده بود چگونه تازیان اهواز در شهر پایکوبی میکردند و بوق ماشینهایشان را به صدا در می آوردند. به امید روزی که وجود منفورشان از ایران زمین پاک گردد
در همین رابطه
04:00 Posted in Iran, تاریخ | Permalink | Comments (1) | Email this
29 November 2005
نورنبرگ، کارتون یک دادگاه

شصت سال پیش در چنین روزهایی _شش ماه پس از شکست نازی ها_ دادگاه نورنبرگ روند محاکمه سران حکومت نازی را آغاز کرد؛ روندی که یازده ماه به درازا کشید. از جمله موارد ادعا نامه این دادگاه دست نشانده، توطئه علیه صلح و آشتی جهانی، طرح و اجرای یک جنگ نجاوزکارانه، زیر پا نهادن حقوق و قوانین جنگی تا حد جنایتکارانه و جنایت علیه انسان و انسانیت بود
آنچه مسلم است اینکه کشتار غیر نظامیان که سنگینی اش تنها به دوش نازی ها تحمیل شد از سوی هر دو طرف جنگ صورت گرفته بود و از سویی دیگر در همان هنگام که نازی ها به انتقال اجباری گروههایی از سرزمین شان متهم می شدند متفقین، آلمانی های بوهمیا و موراویا را از سرزمین خود بیرون رانده و در آلمان اشغالی جای می دادند
به هر روی عجوزگان سیه پیشینه را همواره عزم بر آن بوده که با تاختن بر نازیسم خضاب باکرگی کنند، اما ناسیونال سوسیالیسم نه یک مسلک سیاسی صرف، که یک مکتب اجتماعی است و احتمال اوجگیری دوباره آن شصت سال است که معارضان را سراسیمه نگاه داشته است
با نگاهی به گفتار هفته دویچه وله
در همین رابطه
05:20 Posted in تاریخ | Permalink | Comments (1) | Email this
04 November 2005
پایان کار قاجار

نهم آبان ماه افزون بر زادروز شاهزاده رضا پهلوی, مناسبت دیگری هم دارد و آن خلع قانونی خاندان قاجار از حکومت است. صحبت از قاجار یادآور مرزهای ناآرام است و قیچی هایی که در هر گوشه از سرزمین مان به دلخواه خود رژه می رفتند تا ایران به کمترین گستره جغرافیایی اش در درازنای تاریخ رسید
در دوره حکومت این خاندان ترک نه تنها بخشهای زرخیزی از ایران به حراج گذارده شد, بلکه مادیان پیشرفت نیز که تا دروازه های کشور تاخته بود رم داده شد؛ از اینرو شاهکارهای خاندان انیرانی قاجار را تنها در هرات و مرو و بادکوبه و گنجه نباید جست
در واقع تأسیس و برچیده شدن این زنجیره, از نقاط عطف در تاریخ ایران به شمار می رود و آنچه امروز در جامعه ایرانی می گذرد وابستگی های پیدایی با آن دوره از تاریخ دارد
رویهم رفته برچیده شدن قانونی این حکومت که نگاه ایلیاتی را بر نگرش ملی برتری می داد مایه خرسندی است, چرا که اگر آن یگانه ی تاریخ پس از ساسانی, رضا شاه بزرگ, از دیار مازیار برنمی خاست شاید امروز هم, حتی در تهران, صحبت از رفتن یا نرفتن حسنی به مکتب بود تا رؤیا پردازی برای دانشگاه تهران
09:50 Posted in تاریخ | Permalink | Comments (0) | Email this
31 October 2005
زادروز در تبعید

نهم آبان ماه, زادروز شاهزاده رضا پهلوی فرخنده باد
او که نگاهبان است بر افسر خسروی و امتدادی است بر فره ساسانی
هم او که امید اهتزاز دوباره درفش کاویان را زنده می دارد و آرزوی استواری جاودان تخت پادشاهی کیان را دست یافتنی می نماید
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
می خواند دوش درس مقامات معنوی
ای قصد کرده دیدن ایوان کسروی
اندیشه کرده ای که به دیدار آن روی
در دست و روی او ز هنر صد دلیل هست
چون معجز پیمبری و فر خسروی
در فضل گوهرش بتوان یافتن کنون
روح هزار ساله به گفتار پهلوی
09:55 Posted in تاریخ | Permalink | Comments (3) | Email this
13 September 2005
واکـــنـــش به شـــــرق

نوشتار زیر با پیشنهاد بجای سیاوش, در واکنش به دروغ پردازی چندی پیش روزنامه ی شرق پیرامون رویدادهای دوران رایش سوم تنظیم گردیده و تصمیم بر آن است که بزودی به این روزنامه فرستاده شود. بر این پایه تارنویسان و دیگر گرامیانی که نظر مساعدی دارند, برای همراهی کردن, پیام بگذارند
با احترام
پیرامون نوشتار "آنچه نازی ها نخواستند ببینند و به آتش کشیدند", شماره ی 557 رویه ی موسیقی و تجسمی
همانطور که مشخص گردیده این نوشتار از نشریه ی گاردین برگردان شده است, اما آنگونه که بر می آید چند سطر آغازین توسط "روزنامه ی شرق" به متن اصلی افزوده گشته است
پیشتر, در پی نوشتار "کلاغ شوم اروپا"_شماره ی 277, رویه ی 19_ که به جوانی پیشوا می پرداخت با موضع این روزنامه در برابر ناسیونال سوسیالیزم آشنا شده بودیم. موضعی سطحی که از ناسیونال سوسیالیزم تنها پیامد آن _جنگ_ را می شناسد و از بنیان های این مکتب نه صرفاً سیاسی, چون برداشت از خدا, روابط خدا با جهان هستی و روابط این دو با انسان و از سویی کیهان شناسی, اصول باطنی معرفت جهان و پیدایش انسان از نگاه ناسیونال سوسیالیزم ناآگاه است. غافل از آن است که نازیسم پیش از آنکه یک انقلاب سیاسی_اجتماعی باشد, یک دگرگونی روحی است. به دیده ی پیشوا, با دگرگون کردن روح است که انسان را می توان دگرگون ساخت, و تنها چنین انسانی می تواند به دگرگونی اجتماع همت گمارد
آری, امروز تاختن به نازیسم چون "پن کیکی" است که چهره ی هر عجوزه ای را چون میترا _پیام آور کیش مهر_ می آراید. به هر روی, با کاسه ی داغتر از آش بیگانه نبوده ایم, اما کاسه ی Super Heat لعبتی است که از طبله ی روزنامه ی شرق مسحورمان می سازد؛ چرا که معارضین "کلاغ شوم اروپا" را جسارت آن نیست که حتی نیم نگاهی به کلاغ شوم سرزمین خودشان بیاندازند
اما غرض از فرستادن این نوشتار آنست که در دانسته های ما از دوران رایش سوم, هیج نشانی از به آتش کشیدن تابلوهای نقاشی مدرن یا یهودی و بلشویک خواندن این آثار یافت نمی شود. علت تأخیر در واکنش به نوشتار مذکور نیز اندک احتمالی بود که بر درستی آن داده می شد
حتی فردی چون ویلیام شایرر, روزنامه نگار آمریکایی, که خود سالهایی را درون رایش سوم زندگی کرده و با دقت و ریز بینی های یک روزنامه نگار از نزدیک رویدادها را مورد مطالعه و معاینه قرار داده, انگشت اشاره اش را بسوی چنین رخدادی هرگز نبرده است. نویسنده ای که بیزاری او از پیشوا با واژگانی چون عامی, بیسواد, خرافاتی, عوام فریب و ... در نوشته هایش موج می زند
حتی او نیز دروغ پردازی درباره ی پیشوا را بر نمی تابد و در کتابش "سالهای کابوس" چنین می آورد: «او خلاف آنچه بود که انتظار داشتم. آن دیوانگی و درندگی دیکتاتوری را, که درباره اش چیزها خوانده بودم, نداشت. خبرنگاران قدیمی باور داشتند که شوخ طبع نیست و هرگز نمی خندد, ولی من در اجتماع سالانه حزب چندین بار شاهد بودم که از ته دل می خندید
ویلیام شایرر در کتابهای سالهای کابوس, رویه ی 186 تا 189, و ظهور و سقوط رایش سوم, رویه ی 270 تا 272, به جریان نمایشگاه مورد بحث چنین پرداخته است که هیتلر در سخنانی که در هژده ژوئیه ی 1937 در خانه ی هنر آلمان در مونیخ ایراد کرد, به صراحت گفت: «من همیشه مصمم بوده ام که اگر بخت اجازه دهد, درباره ی قضاوتهای هنری گفتگو نکنیم, بلکه با قاطعیت تصمیم بگیریم.» در پی آن, دکتر گوبلز نمایشگاهی را با نام "هنر منحط" در مونیخ برپا کرد تا به مردم نشان دهد که پیشوا آنها را از اینگونه هنر فاسد و فاقد اصالت رهانیده است؛ چرا که در باور پیشوا «کارهای هنری را که نمی توان درک کرد دیگر نزد مردم آلمان جایی ندارند. کسی نباید در اینباره کوچکترین خیال باطلی داشه باشد. ناسیونال سوسیالیزم اینگونه نفوذها را از چهره ی آلمان و مردم زدوده است. نفوذهایی که هویت و خصایص ملی را تهدید می کنند
در پایان خواستار آنیم که اگر روزنامه ی شرق پیرامون موارد زیر سند پذیرفتنی و قابل قبولی در اختیار دارد لطفاً آگاهمان سازد, در غیر اینصورت نسبت به پوزش, اصلاح و جلوگیری از تکرار, اقدامات درخور را به دست اجرا گذارد
یکم, یهودی و بلشویک خواندن هنر مدرن از سوی نازی ها
دوم, به آتش کشیدن نمادین (سمبلیک) بخشی از این آثار بدست نازی ها
کوتاهی در این امر نه یک بی توجهی ساده, که ستم بر تاریخ است
دستینه (امضا) کنندگان: نژادگان / ایران برتر از همه
03:45 Posted in تاریخ | Permalink | Comments (10) | Email this
09 July 2005
هـــــژده تــــیــــر

در شرایطی که بیش از پانصد روز از پتیاره آفرینی اهریمنان اکدین می گذشت و پدر دومین ایرانیان, شاهنشاه آریامهر, بر تخت بیمارستانی نظامی در مصر واپسین روزهای عمر خویش را سپری می ساخت و از سویی پنجاه و دو تن از دیپلماتهای آمریکایی در حرکتی شرم آور برای تاریخ مان همچنان در بند دانشجویان اکدین پیرو خمینی بسر می بردند, در تاریخ 20 تیر 1359 ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور اسلامی به همراه سرهنگ جواد فکوری, فرمانده نیروی هوایی, با ظاهر شدن بر صفحه تلویزیون از کشف کودتایی نظامی (کودتای نوژه) در هژدهم تیر ماه جهت براندازی جمهوری اسلامی سخن راند و ابراز داشت که مقامات رژیم از یک ماه پیش در جریان برپایی این کودتا بوده اند و حتی بیست و چهار ساعت پیش از اجرای آن, از تاریخ و محل آن آگاهی داشته اند
هرچند که هیچگاه این ماجرا موشکافانه بررسی نشد, اما بهانه کودتا دستاویزی شد برای قتل عام 115 نفر از خلبانان, چتربازان, توپچیان و افراد نیروی ویژه ایران تا پنجمین نیروی هوایی جهان در کشورمان را بدرود گوییم
اعدام ها با حکم آخوند محمد ری شهری, حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی ارتش, در روز یکشنبه 29 تیر ماه 1359, با تیر باران سرتیپ خلبان آیت محققی, سرگرد خلبان فرخزاد جهانگیر, سروان خلبان محمد ملک و سروان بیژن ایران نژاد ثابت, افسر فنی نیروی هوایی آغاز شد و تا روز دوشنبه, 31 شهریور ماه 1359, زمان حمله عراق, همچنان ادامه داشت.
گویا تیرباران شاهین های تیز پرواز و توپچیان آریابوم فراخوانی بود برای کفتار قادسیه, تا تازیان کاسه لیس ایران را جسارت آن باشد که بر چهر شید سرزمین مهر چنگ در کشند. از اینروست که شاهنشاه آریامهر در بخشی از آخرین اراده خویش آورده است: «شگفت اتفاقی است! در همان لحظه که قلب من از حرکت می ایستد, قلوب افسران دلاور ارتش من نیز که در تکاپوی نجات وطن بوده اند پیاپی آماج گلوله های دشمنان وطن قرار می گیرد. من این تقارن را به پیوند ناگسستنی که بین خودم و این ارتش که ناجوانمردانه در بستر یک دسیسه ضد ملی و میهنی قرار گرفت, وجود دارد, تعبیر می کنم و برای اینکه چنین پیوندی جاودان بماند توصیه می کنم که بعد از نجات کشورم, کالبدم در گورستان این شهیدان جان باخته وطن مدفون گردد.»
از جمله ننگ های این رخداد تیرباران جوان هجده ساله, شهریار نور, بود که بجای پدر متواری اش سرهنگ امیر هوشنگ نور, به جوخه اعدام سپرده شد
یادشان نوشین
04:15 Posted in تاریخ | Permalink | Comments (8) | Email this
21 April 2005
پايان كار كفتار تازي
سي و يكم فروردين، سالروز بازگشت خوزستان زرخيز به آغوش ايرانزمين
چهار سال است جان در کف نهاده، شبانروزی ١٥ ساعت کار کرده و تحمل همه قسم سختی نموده و بالاخره مملکت را به اين حالت امروزی رساندهام. قشون خارجی را طرد، دست مداخله آنها را کوتاه و استقلال سياسی مملکت را تثبيت کردهام.نمیدانم چه وقت اين ملت عميقا عوض خواهد شد! کی میشود که افراد اهالی در مقابل تهديدات، دربرابر اتهامات، با يک ميزان منطقی ايستاده و سقيم را از صحيح تجزيه کنند/ رضاشاه بزرگ
خيانتهاي عربهاي خوزستان در دوران جنگ
آمريكا به حمايت از عربها پرداخت
به واقع اين پرسش را پاسخي نيست كه: آخر چگونه ميتوان در آوردن خوزستان از چنگال بريتانيا را فراموش كرد و ملي كردن نفت همان استان را بزرگترين رويداد تاريخ ايران جلوه
داد؟ با كدام منطق ميتوان كسي را كه تأسيسات نفتي را از گروهي مأمور انگليسي تحويل گرفت سرباز فداكار ناميد و سربازي را كه خوزستان را پس گرفت و شيخ خزعل را از ميان برچيد به هر اتهامي بدنام كرد؟
همانگونه كه روشن است، رضاشاه بزرگ_كه بزرگي خويش را نه از زبان چاپلوسان كه به تصويب مجلس ملي دارد_ از همان هنگام كه با عنوان رييس الوزرا رشته كارها را بدست گرفت به ريشه كني گردنكشان و خودسران پرداخت و شورش امير مؤيدي را در مازندران و آشوب جنگليان را در گيلان و اسماعيل آقاي سميقو را در آذربايجان و كردستان و در كنار اين همه، فتنه شيخ خزعل را در خوزستان فرونشاند كه هريك سالها مايه گرفتاري ايران بودند
مسأله خوزستان يكي از مهمترين رويدادهاي صدسال گذشته ايران ميباشد. ماجرا از آنجا آغاز گشت كه دولت فخيمه بريتانيا در پي برپا كردن شيخ نشين ديگري در خوزستان برآمد و شيخ خرعل را زير حمايت خويش تقويت نمود؛ از سويي ديگر دربار قاجار و اقليت مجلس به رهبري قهرمان آزادي_حسن مدرس_مي كوشيدند به بهاي تجزيه ايران جلوي سردار سپه را بگيرند. اما در فرجام داستان با لشكركشي پيروزمندانه و بازگشت آن استان به دامان ميهن پايان يافت؛ آنهم بگونه ايكه خود رضاشاه به حق ميگويد اين لشكركشي در سده هاي اخير ايران مانندي ندارد.
و بدين ترتيب اين زاده سرزمين مازيار و اين پوينده راه بابك نام عربستان را_كه در دوره صفوي بر گوشه اي از آن استان گذاشته شده بود و قاجارها به همه خوزستان دادند_از نقشه ايران سترد
در پايان به مناسبت اين هنگامه فرخنده، چكيده اي ازنطق پرشور احمد كسروي در اين روز پيشكش ميگردد
آقایان محترم ، همه می دانیم که خوزستان امروز ما دوره تاریخی را طی می نماید. دوره ای را طی میکند که باید در این سرزمین با حرفهای برجسته و درخشان احساسات مسرت پاش می باشند و این بنده که یک نفر ایرانی و از علاقه مندان به عظمت این کشور باستانی هستم این محفل جشن و سرور را که صاحب منصبان اردوی فاتح و تجار محترم و اهالی شوشتر تشریف دارند مغتنم شمرده و در نظر گرفتم که نطقی احساسات مسرت خود را که سر تاپای وخود مرا گرفته به معرض ظهور بیاورم و در ضمن معنای این فتح اردوی دولتی و ارزش واقعی آن را بیان نمایم . ...... این خطاب بلاغت مخصوص و یک سلسله بیانات شاعرانه لازم است . ....... در جایگاه کشورپر ثروت خوزستان ، ما امروز جز سرزمینی نداریم که باید خرابه زار و یا گورستان نامید . ...... در خوزستان ، در جولان گاه شیران کفتاری میدان داری میکند. آقایان می دانند که خزعل در لغت عرب نام کفتار است و آنچه از همه آرامی مرااز دست من گرفته بود . ...... بازوی نیرومند را خدای ایران برای سرکوبی گردنکشان این مملکت و نجات رعایا آماده گردانیده است. .....
من به شما بشارت می دهم که خوزستان دوره جدیدی در پیش دارد که باید دوره سعادتش نامید ..... باید همگی شاد باشیم و جشن بگیریم و این روزها را از اعیاد ملی شمرده و به نام روزهای فتح خوزستان در صفحاتتقاویم ضبط نمائیم و همه ساله در این روزها به شادی و جشن و فاتح آن، سردار باعضمت ایران را که امروز خود شخصاٌ به خوزستان آمده است، از درون جان و بن دندان دعا و ثنا خوانیم. دیگرفلاح(کشاورز) بیچاره برای تهیه مالیات ، نخلستان خود و دختر خویش را به قیمت بخس (ارزان،ناچیز) نخواهد فروخت. ..... تو ای فیلیه (محل زندگی شیخ خزعل) سیاه ! ای باستیل خوزستان با خاک یکسان خواهی گردید و تو ای خوزستان ، ای قطعه ثروت ، بار دیگر سرتاسر عدل و امان خواهی گردید ! .... سرتاسر خود را باغهای خرم و سبز و کشتزارهای فرح بخش خواهی آراست!
04:55 Posted in Iran, تاریخ | Permalink | Comments (2) | Email this

