12 May 2006
کره خری در دشت همسایه

چندی پیش اخباری درباره حمله نیروهای سپاه به مواضع گروهک پژاک در کردستان جنوبی پخش گردید که واکنشهایی را برانگیخت
آنچه مسلم است هیچ عنصر میهن پرستی نمی تواند اقدامات یک گروهک نظامی چون پژاک را تأیید نماید. همچنین چه آنها که دردسر سازی های پژاک رابه پای همه کردان می گذارند و چه هم میهنانی که برخورد با پژاک را برخورد با کردها می دانند توجه داشته باشند که نژادگان کرد به هیچ روی منحصر به گروهک کم شماری چون پژاک نمی باشند؛ به آن دسته از غرض ورزان خبیثی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را "نیروهای ایران" می نامند نمی پردازم
رویهم رفته از آنجا که شخصاً گروههای مبارز کرد _حتی از نوع جدایی خواه_ را به نوعی وحدت خواه می دانم برخورد حذفی با آنها را هرگز نمی پذیرم و همانگونه که بارها در این تارنگار نوشته شده، گرایشهای گریز از مرکز برخی هم میهنان کرد را هرگز نباید به ایران گریزی یا ایران ستیزی تعبیر کرد
نا گفته نماند که با اقدامات تهدید کننده امنیت ملی باید برخورد متناسب کرد که گام نخست آن قطعاً دگرگونی رویکرد حکومتگران است
به راستی اگر جمهوری اسلامی هنری داشت چرا به تیر باران دیپلماتهایش در افغانستان بدست طالبان کمترین واکنشی نشان نداد؛ یا هنگامی که در دوران روسپیان تنش زدا، نیروهای آمریکایی یک نفتکش ایرانی را در آبهای خودمان توقیف کردند، در اقدامی انقلابی به سوهان کردن ناخنهای شکسته اش بسنده کرد
در برابر بازداشت ماهیگیران ایرانی در کرانه جزیره های خودمان توسط ملخکهای اماراتی هم که دم بر نمی آورد و برای دفع شهوت ایران ستیزی تازیان از هیچ مساعدتی دریغ نمی ورزد
اگر هنری در کار است، تمهیدات اندیشمندانه ای برای برخورد با تروریسهای "جندالله" در سیستان و بلوچستان تدبیر کند که آنگونه که استشمام می شود قرار است ایفاگر نقشهای بزرگتر و خبرساز تری باشد / در اینباره بزودی خواهم نوشت
جدا از برخورد با پژاک، مسأله مهمتر ورود نیروهای سپاه به کردستان جنوبی است. چگ.نه است که وقتی ملخ خواران به گفته مسؤولان رژیم بمبگداری های اهواز را در بصره طرح ریزی می کنند، ترقه ای هم روانه شان نمی شود
چرا فرانسه ای که سالها از پایگاههای تروریسهای مجاهدین خلق بوده است، هیچگاه مورد حمله سربازان گمنام امام زمان واقع نگردید؟ یا چند سال پیش که یکی از روستاهای مرزی آذربایجان غربی توسط هواپیماهای ارتش ترکیه بمباران شد، جمهوری اسلامی واکنش همانندی نشان نداد
مسأله اینست که دیواری کوتاهتر از کرد و کردستان پیدا نمی شود؛ دیگر توجیهات از نگاه من پذیرفتنی نیست
اما باز هم خطاب به ناسیونالیسهای کور ... آنها که از این اقدام سپاه باد غرور به غبغب نخوت می اندازند
واقعاً اگر دولت هم تبار و هم زبان افغانستان برای مبارزه با طالبان یا القاعده بیابانهای خراسان و سیستان را هدف می گرفتند این افراد چه حسی داشتند؟ من دقیقاً همین احساس را درباره هجوم نیروهای سپاه به کردستان جنوبی دارد
و باز هم خطاب به هم میهنان کرد ... اقدامات جمهوری اسلامی هرگز خواست ملت ایران نیست
بی ارتباط
نامه احمدی نژاد به جرج بوش به انضمام یک توپ دستمال یزدی درجه یک به آمریکا فرستاده شد. فعلاً در اینباره تنها یک مسأله را بازگو می کنم و آن اینکه هرچند این امر باعث انبساط خاطر همگان شده، اما گمان می کنم نشیمنگاه فاتحه خوانان گور اصلاحات داغدار کرده باشد. دلیلش را هم که همگی می دانیم
07:55 Posted in Kurds | Permalink | Comments (19) | Email this
29 April 2006
کردستان آزاد

چندی پیش سفیر جمهوری اسلامی در آناتولی، اراجیفی تلاوت کرده بود که فرصت واکنش به هنگام فراهم نگردید
در بهبوهه سرکوب ایرانیان کرد آن دیار، سفیر جمهوری اسلامی حق خواهی آنان را دسیسه ای آمریکایی_اسرایلی خوانده و چاره را در هماهنگی جمهوری اسلامی با رژیم های آناتولی و سوریه برای کوبیدن نژادگان کرد عنوان کرده بود
این چرندیات از عوامل حکومت ضد ملی جمهوری اسلامی و بازتاب هدفمند رسانه های بیگانه در عین دردآور بودن، نمی توانست غیر منتظره باشد؛ چرا که از رژیمی که حتی به مردم زیر سیطره اش رحم نمی کند نمی توان توقع داشت شیر بچه های بیشه ایران را از درندگی گرگان خاکستری نگاهبان باشد. از اینرو نیاز بود برخی نکات که سفیر بزمجه جمهوری اسلامی قطعاً از درک آن عاجز است یاد شود
نخست آنکه به هیچ روی پذیرفتنی نیست سرزمینی که میلیونها نژاده کرد را در خود دارد "ترکیه" نامیده شود. این امر درست همانند تحمیل هویت تازی بر میانرودان است که نوشتارهایی + + پیرامون آن ارایه شد
در کنار این، سرنوشت کردان آناتولی، سوریه و میانرودان دقیقاً هم ارز سرنوشت مردم زنجان و سیستان است. اصولاً تاجیکان سمرقند و کردان قامیشلو دقیقاً همان اندازه ایرانی هستند که مردم جیرفت و همدان و زندگی در چارچوب این گربه آب رفته کنونی هرگز انحصار ایران و ایرانی را معنا نمی دهد، بلکه تنها بر سنگینی بار وظیفه می افزاید
آنچه باید در پشتیبانی از فرزندان کرد ایران صورت گیرد، گسیل داشتن سفیرانی با لباس کردی به آناتولی، سوریه و میانرودان است، نه بلاهه گویی های سفیر جمهوری اسلامی
در واقع همین رفتارهای گوساله وار کار به دستان ایران در دهه های اخیر است که کردان را چه در ترکیه و یا حتی ایران به آنسو سوق می دهد که بجای آنکه پدر را بجویند، دست بر زانوی خویش گیرند و علم استقلال برفرازند
برخلاف ایران، دولتهای بر پا شده در افغانستان، از آغاز هیچگاه دست یاری را از شانه های پشتونهای پاکستان دریغ نکرده اند و حتی امروز هم مرز انگلیسی الاصل افغانستان با پاکستان را به رسمیت نمی شناسند
اما سخنی با ناسیونالیستهای کور .... آنها که گستردگی افق دیدشان به درازای نوک بینی شان محدود می شود و پیروزی کردان آنسوی مرز را تهدیدی بر یکپارچگی ایران قلمداد می کنند توجه داشته باشند همانگونه که تاجیکستان مستقل، یکی از مهمترین پایگاههای ایرانی گری را از اغما بدر کرد، کردستان آزاد نیزقطعاً پناهگاه بخشی از فرهنگ گرانمایه ایران خواهد بود تا آسوده از ضربات ترکان و تازیان، پرتوانتر ببالد. در حقیقت کردستان آزاد گامی است بسوی ایران بزرگ راستین
از سویی حتی در نگاهی غیر پان ایرانیستی، جدا شدن بخشهای کرد نشین آناتولی به انضمام کردستان عراق به معنی استقلال سرزمینی است که افزون بر در اختیار داشتن منابع آبی مهم منطقه، به دلیل حصر در حلقه دشمنان همیشگی ترک و تازی، مسلماً بازو به بازوی برادران ایلامی و تبریزی و گرگانی اش در ایران خواهد داد
خواندن نوشتارهای بایگانی شده پارسال "نژادگان" که در زیر می آید به ناسیونالیستهای کور توصیه می شود
در پایان خطاب به هم میهنان کرد عرض می شود درست عکس کوششهای ایرانگرایانه آقای رحمانوف که خرسندی و مباهات همگی ایرانیان را به دنبال دارد، رفتارهای منزجر کننده جمهوری اسلامی نیز هرگز نباید به پای مجموعه ایرانیان نوشته شود
در همین رابطه
04:25 Posted in Kurds | Permalink | Comments (13) | Email this
18 March 2006
کردان و تازیان، دو خط متنافر

چند ماه پیش در نوشتاری با عنوان "ناآرامی های ناهماند" درباره چندگانگی آنچه به تازگی مسأله قومیتهای ایران نامیده می شود _بویژه تفاوت موضوع کردها و تازیان فعلاً ساکن خوزستان_ چند سطری نوشته بودم. اما گفتگو با دوست کردی، نیاز پرداختن به این مسأله را پررنگتر کرد
صرف نطر از پایه و اساس مطالبات قومی، اینبار به خود این خاسته ها می پردازم
اما در آغاز باید عنوان شود که تبعیض قومی در ایران اصلاً وجود خارجی ندارد. آنچه شماری از مردم ایران را گهگاه در تنگنا گذارده است تبعیض مذهبی است که از دوره صفوی _بی توجه به نوع قومیت_ اعمال می شده است
از جمله نمونه های آن می توان به فشار شدید بر زرتشتیان و گردن زدنهای چندین هزاری دوره صفوی اشاره کرد؛ یا آنچه در دوره قاجار بر سر بهاییان آمد. از آنجا که در این چند سده اغلب اوقات _با شدت و ضعف نسبی_ دستاویز تبعیض، مذهب تشیع بوده، چماق فشار ایرانیان سنی مذهب را نیز مضروب ساخته است. خواه برخی پارسی زبانان خراسان، خواه پشتونهای قندهار، چه کردان سنندج، چه بلوچها
امروز هم اگر در جمهوری اسلامی یک کرد، نه بخاطر کرد بودن، که بخاطر سنی بودن مورد تبعیض مذهبی واقع می شود، یک مازندرانی بخاطر بهایی بودنش به کلی از جامعه حذف می شود
مهمترین مواردی که کردها بعنوان خاسته های قومی در اینسو و آنسو مطرح می کنند یکی مسأله زبان است و دیگری حضور و ایفای نقش در حکومت
چرا که چون بیشینه کردان را مسلمانان سنی تشکیل می دهند، پنجه تبعیض "مذهبی" قالب این مردمان را از مشارکت در امور حکومتی حتی در سطح محلی باز داشته است و همین طلب مشارکت در حکومت است که برای تضمین احقاق دیگر حقوق گاه با نگرشهای گریز از مرکز دنبال می شود
اما در مقابل تازی تباران فعلاً ساکن خوزستان، با توجه به شیعه بودنشان هیچگاه مورد کوچکترین نمونه ای از تبعیض واقع نبوده اند و نه تنها در سطح منطقه ای، که در سطح ملی نیز پستهای حساسی را در اختیار داشته و دارند. از جمله بلمران شمخانی که سالها بر وزارت دفاع چمبره زده بود. چیزی که در مورد کردان شیعه مانند بیژن نامدار زنگنه هم صدق می کند
از سویی با تدریس رسمی و اجباری زبان منحوس تازی از مقطع ابتدایی تا آموزش عالی، آنهم نه تنها برای تازیان، که برای همه جامعه، تازیان از بابت زبان بدآهنگ و گوشخراش مادری خویش مشکلی ندارند. بویژه آنکه روزی سه بار، گاه و بی گاه نعره مؤذن از هر کوره دهی روح را می خراشد و سالهاست "أنجَزَ أنجَزَ" یکی از سرودهای ملی کشور به شمار می رود. بقول معروف گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست / در و دیوار گواهی بدهند کاری هست و هر کجا آجری بر آجری گذاشته شده، با جملات ننگین تازی لجن مال شده است
از اینرو ناآرامی های اخیر سوسمار خواران نمی تواند به جهت مطالبات بی پایه قومی باشد _البته اگر الاحواز را خواسته ای قومی ندانیم_ و این حرکت چیزی جز اشغالگری را دنبال نمی کند. هر چند که به این جانوران حتی حق تنفس اکسیژن ایرانی را نباید داد
نتیجه
آنچه را که می توان مبارزه قومی کردان نامید، نه تنها از نظر شیوه مبارزه، که از نظر خاستگاه و هدف، هیچگونه همانندی یا حتی نزدیکی با مسأله سوسمارخواران اشغالگر ندارد و اساساً کردها با تازیان مشکل مشترکی ندارند که مبارزه مشترکی داشته باشند. خطوط سیر جنبش کردان و بلواهای تازیان نه موازی هستند که در یک راستا باشند و نه متقاطع هستند که نقطه مشترکی داشته باشند؛ دو خط کاملاً متنافر هستند که در هیچ صفحه ای جای نمی گیرند
از اینرو هم پیمانی و ائتلاف جنبشهای قومی کردان با ملخکهای الاحوازی _حتی بطور مقطع ای_ در هر جبهه ای _حتی علیه جمهوری اسلامی_ مبارزات پاک کردان را به نجاست همراهی با حرکات ضد ملی و ایران ستیزانه تازیان خواهد آلود و به هیچ روی توجیه پذیر نخواهد بود
05:35 Posted in Iran , Kurds | Permalink | Comments (9) | Email this
22 February 2006
کردان یزیدی در گرجستان

کردان یزیدی احتمالاً در عهد سلطنت سزار گرجی سوم (نیمه دوم سده دوازدهم میلادی) که یکی از قبایل کرد، میانرودان را ترک کردند و در ارمنستان ساکن شدند، به گرجستان رفتند
سپس شماری از آنها به خدمت سزار گرجی درآمدند. محقق است که دو کرد یزیدی، آیین مسیحیت و نامهای تازه ای برگرفتند و از آن پس بعنوان رهبران نظامی و محافظان شخصی ملکه تامارا (اواخر سده 12 و اویل سده 13) شهرت زیدی بهم زدند
هنگامیکه امپراتوری بیزانس فروریخت، ترکیه بارها کوشید که نفوذش را بر همسایگان بگستراند. از سده پانزده میلادی، به مدت سیصد سال، ایران عثمانی برای استیلا بر قفقاز و میانرودان به جنگهایی دست زدند. کردها نخستین کسانی بودند که دست به گریبان این مخاصمه ها بودند
بر پایه اسناد تاریخی، در دهه 1760 کردها از سزار گرجستان، ایراکلی دوم تقاضای یاری کردند. در آوریل 1770 سزار گرجی طی نامه ای به رهبر کردها _چوبان آقا_ با قول پشتیبانی همه جانبه آنها را به نبرد با دشمن مشترک _ترکیه_ فراخواند
سزار گرجی نه تنها حواهان آن بود که در جدال با ترکیه جانب کرده را بگیرد، بلکه می خواست آنها را از خاور میانه به گرجستان منتقل کند. اطلاعاتی هست که چهار هزار خانواده کرد در "کاختی" (شرق گرجستان) ساکن شدند
هنگامی که روسیه پیمان صلح ترکمانچای را در دهه 1828 با ایران امضا کرد، کردها مجال یافتند تا بعنوان رعیت، به گرجستان روند. در نیمه پایانی سده نوزدهم، آنها آغاز به ورود پرشمار کردند. موج گسترده دیگر مهاجران یزیدی حتی بعدها در1915_1917 بود
آنها برای نجات جان خود، ترکیه را ترک گفتند. اطلاعاتی هست که نه تنها ترکها، که حتی کردان مسلمان هم ضد یزیدی ها بودند. مورخان یزیدی بر این باورند که در یک روز پنجاه و شش هزار تن از هم کیشان شان بدست کردان مسلمان در رودخانه آراکس کشته شدند
در همین رابطه
05:45 Posted in Kurds | Permalink | Comments (3) | Email this
24 January 2006
ارجیف رییس جمهور ارثی

بشار اسد رییس جمهور سوریه به تازگی در همایش حقوق دانان عرب به لطیفه گویی پرداخت. در این همایش که در دمشق برگزار شد این جناب ابراز نمودند که سناریو عراق شکست خورده و قطعاً توطئه ای که سوریه و لبنان را هدف قرار داده نیز شکست خواهد خورد
اما آنچه در عراق می بینیم شکل گیری حکومتی است که دست کم با ویژگی های اجتماعی کنونی _البته نه تاریخی و حقیقی_ این جغرافیای سیاسی هماهنگی دارد و از سویی چیزی که این عرب آنرا توطئه در لبنان می نامد در واقع حرکتی است که می کوشد دم رژیم سوریه را از لبنان قیچی کرده و بر کول این رژیم سوار گرداند
وی گفته است "ما با اشغال عراق مخالفت کردیم و اینبار اجازه نخواهیم داد کشور عرب دیگری اشغال شود" و با بیان اینکه یکپارچگی عراق در گرو حفظ هویت عربی آن است خواستار بازگرداندن عراق به جایگاه عربی خویش شد
این موجود تازی که ریاست جمهوری را از پدرش به ارث برده، سفاهت عربی خویش را به کمال رسانده و از هویت عربی عراق دم زده است. غافل از آنکه پایتخت این ساختار سیاسی "بغ دات" است و شکوه ساسانی هنوز در حاشیه این شهر طاق خسروان را بر پا نگاه داشته است
گویا این مردک چشمان کورش را بر میلیونها نژاده کرد ایرانی که علیرقم نسل کشی های رژیمهای ضد ایرانی پیشین، امروز در جای جای جغرافیای سیاسی موسوم به عراق ترانه پیروزی را به موسیقی ایرانی میرقصند فروبسته است
بهتر آنست که او بجای پرداختن به عراق کلاه خویش را دو دستی بچسبد. چراکه صرف نظر از عراق، هویت عربی در سوریه نیز هویتی است تحمیلی و این محدوده همواره حوزه زیست مردمان ایرانی و یونانی بوده و نیکبختانه امروز هم فرزندان پاک گوهر ایران زمین، علیرقم همه فشارها در این کشور ساختگی سرافرازانه می زیند
در همین رابطه
اظهارات ضد ایرانی کفتار حسین (صدام) و پشتیبانی از بشار اسد
کردستان فراموش شده؛ بخش نخست گفتگو با یک کرد سوریه
کردستان تاریک؛ بخش دوم گفتگو با یک کرد سوریه
09:00 Posted in Iran , Kurds | Permalink | Comments (4) | Email this
11 January 2006
جبهه متحد کرد

چندی پیش جبهه متحد کرد با حضور چهره هایی چون بهاءالدین ادب اعلام موجودیت کرد و در بیانیه ای افراد و گروههای سیاسی و فرهنگی کرد را به پیوستن فراخواند. در این فراخوان کردها، از آسیای صغیر تا دامنه های زاگرس به عنوان بخشی از ایرانیان اصیل شمرده شده اند و از شاهنشاهی ماد به عنوان نخستین منادی یکپارچگی ایران به نیکویی یاد شده است. همچنین تجزیه ایران و قرار گرفتن بخشهایی از منطقه کرد نشین زیر سلطه بیگانگان، ناشی از بی لیاقتی حاکمان دانسته شده است
از نظر مؤسسان این جبهه، انباشت مطالبات مردم و عدم پاسخگویی حاکمیت، ضرورت ایجاد چنین تشکلی را ایجاب نموده است تا در چهارچوب قانون اساسی و باورمند به یکپارچگی سرزمینی ایران پیگیر خواسته های مردم کرد باشد
در ارزیابی این تشکل به راستی باید نگاه ایران گرایانه بنیان گذاران اش را ستود؛ آنهم در شرایطی که سیاستهایی بر آن می کوشد که ایران را با مسأله قومیتها به بحران کشد. اما جای پرسش است که آیا نمی توان در قالب گروهمانی ملی، و نه قومی، پیگیر خواسته های همگی ایرانیان بود؟ هر چند که جبهه متحد کرد با نوع نگاهش قطعه ای از یک ساختار ملی را می نماید
با این همه فرازی از بیانیه این جبهه به شدت حساسیت برانگیز است. در این بند آمده: "در پنج سده گذشته حکومتهای ایران همواره حقوق مردم کرد را تضییع کرده اند. اگر بر سایر مردم ستم روا می شد، این ستم در مورد کردها مضاعف بود، به فرهنگ ملی کرد: زبان، آداب و رسوم و عقاید آنها توجه لازم نشده است. از آموزش به زبان کردی و انتشار کتاب و نشریه به این زبان جلوگیری به عمل آمده است. در 26 سال اخیر هم که طبق قانون اساسی می بایست زبان کردی در مدارس منطقه کرد نشی تدریس شود، درخواستهای مکرر و مستمر مردم و نمایندگان آنان در این مورد بی پاسخ ماند. صدا و سیما که می بایست مروج فرهنگ ملی و تقویت کننده زبانهای ایرانی در کنار زبان فارسی باشد نه تنها اهتمامی به این کار نمی دهد، بلکه روز به روز کیفیت برنامه های کردی را از لحاظ محتوایی محدودتر کرده است
ستم مضاعف این چند سده بر کردها انکار ناشدنی است و از همین رو است که همانگونه که بارها در این تارنگار اشاره شده داستان قوم کرد با دیگر قومیتهای ایران متفاوت است. اما آوردن قوم کرد در شمار ملتها هرگز پذیرفتنی نیست و یا اشتباهی است نابخردانه و یا خیانتی است ناجوانمردانه
با این همه بازخورد برپایی چنین جبهه ای هنوز کامل نشده و فعالان سیاسی که همواره با تأخیر فاز موضعگیری می کنند، در این مورد نیز کند رفتار کرده اند. اما اصلاح طلبان به قضیه روی خوش نشان داده اند و در مقابل برخی این پرسش را مصرح می کنند که چرا در دوران اصلاحات که این افراد نفوذ داشتند در صدد برپایی تشکیلات و راه اندازی تشریه برنیامدند
محمد صادق کبودوند روزنامه نگار کرد و فعال حقوق بشر نیز تشکیل جبهه متحد کردهای ایران را از سوی اصلاح طلبان حکومتی کارگشا نمی داند و از آنجا که ریشه این تشکل را در بدنه جمهوری اسلامی می داند، امیدی به ثمر بخشی آن ندارد
در همین رابطه
مطالب پیشین "نژادگان" درباره کردها_هشت نوشتار
این نوشتار به یاری "کامبادن" فراهم گردید
01:40 Posted in Kurds | Permalink | Comments (3) | Email this
28 October 2005
کردستان عرب زدوده

عمر موسی دبیر کل اتحادیه عرب چندی پیش در سفر به عراق با حضور در مجلس کردستان چنین افاضه کلام کرد که: "کردستان عراق نه تنها بخش مهمی از عراق, بلکه جزیی از جهان عرب و خاور میانه نیز محسوب می شود." هر چند که این دیدار به معنی تسلیم شدن _در عین نارضایتی_ تازیان در برابر خودمحتاری کردستان عراق است, اما گویا این جانور سفیه هنوز در دوران خلفای راشدین سیر می کند که کردستان پیروز را همچنان بخشی از جهان عرب می پندارد؛ غافل از آنکه حتی کشوری عربی چون لبنان با کوشش های حزب کاج بر آنست تا ننگ هویت تازی را از سرزمین اش بزداید, چه رسد به عراقی که با شکل گیری ساختار حکومتی تازه اش, رسماً یک دگردیسی سیاسی را دچار شده, بگونه ایکه هموندی این کشور در اتحادیه تازیان چندان منطقی نمی نماید و نیک بختانه بیشتر اهرمی را می ماند در برابر اجماع تازیان, تا تقویتی بر بنیه ایشان
در حقیقت اتحادیه تازیان در گلوگاه یک دو راهی سرگردان مانده, که عراق را بعنوان برادری ناتنی بپذیرد و یا انقباض تدریجی خود را پذیرا باشد
در ادامه, عمر موسی صد و یازده نماینده کرد را اینچنین مستفیض کرد: "جهان عرب در زمینه فرهنگها و ترکیبات آن متنوع است اما در زمینه برادری و وابستگی متحد است." آنگونه که پیداست تعریف این کدنگ از فرهنگ جهان عرب نیز چون تعریف سرماست که نبود گرما را گویند و از فرهنگ جهان عرب همانا بی فرهنگی اختیار شده است
از سویی تاریخ, پیوند برادری کردها با تازیان را با کشتارهای چندین ساله و حوادثی مانند حلبچه آنهم بدست کفتار (صدام) دستینه (امضا) کرده, اگر نه چنین پیوند نا مبارکی هیچگاه برقرار نبوده است
:در همین رابطه
09:15 Posted in Kurds | Permalink | Comments (3) | Email this
15 October 2005
قرارداد الجزایر

قرارداد الجزایر که به امضای آریامهر و کفتار حسین رسید همواره بعنوان سند هژمونی ایران در منطقه, در قابی زرین نگاهداری شده, در صورتی که شاید بهتر آن باشد که این قرارداد در کنار ماجرای جدا شدن بحرین بررسی شود
آنگونه که روشن است با شدت گرفتن اصطکاک میان ایران و عراق و وخیم شدن اوضاع تا سر حد جنگ, با توجه به برتری همه جانبه ایران, کفتار به قرارداد مذبور "تن در داد" بویژه آنکه سران ارتش شاهنشاهی برای آغاز جنگ, مشتاقانه منتظر فرمان آریامهر بودند و برای صرف ناهار در بغداد لحظه شماری می کردند. در این میان تقلاهای کفتار برای نجات از مهلکه خود ساخته اش با دست یاری الجزایر همراه شد
اما ایران در عین برتری, هرگز برنده از این بازی بیرون نیامد, چرا که متعهد شد حمایت از کردهای عراق را متوقف کند و این امر را جز خیانت تعبیری نتوان کرد؛ آنهم با توجه به توانمندی نظامی ایران, و جایگاه ایران در مناسبات بین المللی آن روز. از اینرو درست همانند ماجرای بحرین باب توجیه به کلی مسدود است. تا جاییکه یکی از نمایندگان مجلس آن زمان, در سفر خود به عراق از اندوه کردان گرد آن دیار حکایت می کرد و از دیده نمناک آنان که "... پدر به ما پشت کرد
در واقع بعد از آنچه پدرش با کردان ترکیه کرد, شاه برای پایان دادن به زوزه های بی بنیان کفتار تازی, شیر بچه هایش را دو دستی به دشمن سپرد تا امروز این فرزندان چه در عراق, چه در ترکیه, سوریه یا حتی ایران, بجای آنکه پدر را بجویند, دست بر زانوی خویش گیرند و علم استقلال برفرازند
در این پیوند فیلم ذبح اسلامی سه کرد عراق قابل دیدن است که اعلیحضرت همایونی با آن امضا رسماً در برابر چنین حوادثی تصمیم به سکوت گرفت. کاش پیش از مرگش حلبچه را می دید
و در پایان اینکه ناسیونالیزم جدای پان ایرانیزم دروغی بیش نیست
در همین رابطه
*اشتباه بزرگ رضا شاه بزرگ
*فدرالیزم اشغالگر
*مشروطه ایران
01:55 Posted in Kurds | Permalink | Comments (28) | Email this
02 June 2005
كـــردســتان تاريــك
در تصوير يك كرد سوريه در حال مخدوش كردن عكسي از حافظ اسد، رئيس جمهور پيشين سوريه، ديده ميشود
سرزمين كردها كه دست روزگار پاره پاره اش ساخته، در ايران در رسته بخشهاي محروم به شمار ميرود. حال اگر كردهاي عراق، تركيه و بويژه سوريه با كردهاي ايران سنجيده شود، وضعيت زندگي آنان بهتر درك خواهد شد. در اين ميان شرايط براي كردهاي سوريه دشوارتر است؛ چه، در پي بيخبري از آنان و همچنين شمار كمترشان نسبت به ديگر كشورها، كردستان سوريه در هاله اي از ابهام و تاريكي غرق شده است. در ادامه، بخش دوم گفتگو با يك كرد سوريه ارايه ميشود
پ؟ آيا ممكن است بگوييد احساس عربهاي سوريه در مورد كردها چگونه است و آنها چگونه با شما رفتار ميكنند؟ آيا هيچگونه تغييري در رفتار عربها با كردها پيش و پس از جنگ عراق مي بينيد
پ) درصد زيادي از عربها به ما مانند ديگر افراد سوريه نگاه ميكنند. اما بخش ديگري كه به صدام مربوط ميشوند ما را به چشم دشمن مي نگرند
در مورد تغيير رفتار عربها پس از جنگ عراق، برخي از دسته اول به دسته دوم پيوسته اند و دسته دوم هم بيشتر دشمن شده اند
پ؟ طي سالهاي اخير، يك جنبش كردي در سوريه شكل گرفت كه آرام بود. اما در شورشهايي كه در مارس 2004 روي داد، ما شاهد خيزش ناگهاني و انقلابي مردم كرد عليه حكومت سوريه بوديم. ممكن است توضيح دهيد چرا اين مسأله ناگهان در آن زمان روي داد؟
علت دوم: در جريان بازي تيم «الجهاد» كه متعلق به شهر قميشلو است (بازيكنان تيم كرد هستند) و تيم ديگري از شهر « ديرالزور»، هواداران اين تيم صدامي هستند حتا بيشتر از خود صدام، روي داد
در جريان بازي هواداران تيم « ديرالزور» عكس صدام را بالا بردند و به رهبر كردهاي شمال عراق _كردستان جنوبي_ ناسزاگويي كردند. سپس ميان هواداران دو تيم درگيري رخ داد و نيروهاي پليس به ياري و همراهي هواداران آن تيم در برابر كردها پرداختند و ادامه ماجرا
پ؟ تقسيم و جدايي ميان احزاب گوناگون سياسي را در كردستان باختري چگونه مي بينيد؟... چقدر نيرومند هستند و آيا ميان مردم كرد محبوبيت دارند
پ) ديدگاه من درباره تقسيم احزاب گوناگون مانند هر فرد تحصيل كرده ديگر در اينجاست. اينكه در مورد رهبران احزاب كرد چگونه مي انديشيم؟ خوب نيست
زيرا هركس بيش از آنكه خواهان هدايت مردم باشد، خاستار حفظ جايگاه خويش است و آنها ميان مردم محبوب نيستند. (من فكر ميكنم كه قدرت آنها از محبوبيت آنها ناشي ميشود) و خيزش گذشته نشان داد كه محبوبيت آنها حتا 10% مردم انقلابي كه شورش كردند هم نيست
پ؟ آيا هيچگونه اميدي به تغيير در كردستان سوريه داريد؟ آيا فكر ميكنيد تغيير در عراق، تغيير در سوريه را در پي خواهد داشت
پ) من فكر ميكنم كه بايد سالهاي زيادي براي تغيير سپري كنيم. زيرا رهبران تغييرات دموكراتيك در جهان، در حال پژوهش درباره اشتغال كمپاني هاي شان، جهت فعاليت و تحرك بيشتر بخشهاي اقتصادي خود مي باشند. گمان ميكنم ايران پيش از ما خواهد بود
درباره تغيير پس از تغييرات عراق، اين مسأله كاهش فشار بر روي ما را نتيجه خواهد داد. اميدوارم در آينده اي نزديك شرايط مان بهتر شود
در همين رابطه: 1) بخش نخست گفتگو: كردهاي فراموش شده
05:35 Posted in Kurds | Permalink | Comments (4) | Email this
29 May 2005
كردهاي فراموش شده
كردستان سوريه بخش تاريكي است كه توجه چنداني به آن نمي شود و اين غفلت حتا هنگام صحبت از كردها نيز به سادگي روي ميدهد؛ تا جايي كه شمار قابل توجهي، از وجود كردها در سوريه ابراز ناآگاهي و يا شگفتي مي كنند. خود جامعه كردي تارنماي جهاني نيز اطلاعات چنداني از آن بدست نمي دهد. آنچه در ادامه مي آيد گفتگويي است اينترنتي، از سوي يكي از هموندان انجمن وبلاگ نويسان كردستان، كه بگونه اتفاقي با يك كرد سوريه برخورد كرده است. لازم به توضيح است كه اين كرد سوريه پس از اطمينان از بي خطر بودن، به اين گفتگو تن داده است
برگردان ويژه نژادگان از تارنوشت انجمن وبلاگ نويسان كردستان
پ؟ در آغاز از كردهاي سوريه بگوييد، از جمعيت، دين، گويش كردي شان و غيره
پ) كردهاي سوريه ( بر پايه پژوهشهاي غير رسمي) نزديك به دو تا سه ميليون نفر مي باشند. آنها در نواري شرقي غربي، كنار مرز بين المللي تركيه و سوريه زندگي ميكنند (با پهناي 40 تا 75 كيلومتر) كه تراكم جمعيت كردها در شمال زياد و در جنوب كم ميشود. آنها كردي را با گويش kormanc صحبت ميكنند
پ؟ در كردستان باختري (كردستان اشغال شده توسط سوريه) زندگي چگونه است
پ) اينجا؟ منظورتان را متوجه نشدم، اما پاسخ شما را از منظر اقتصادي ميدهم. درآمد ساليانه هر فرد در برابر كاري كه ميكند خوب نيست، زيرا ما با ديگر افراد اين كشور از شانس برابري برخوردار نيستيم
پ؟ آيا ممكن است از تبعيض هايي كه شما بعنوان يك كرد در سوريه با آنها روبرو هستيد براي ما نمونه هايي ارايه دهيد
پ) تبعيض ها... اين مشكلي است كه با وجود بزرگي اش چندان مطرح نمي شود. كردها در بخشهاي بالاي حكومت مانند آموزش، نيروهاي نظامي و... با آن روبرو هستند. در ديگر بخشها اين بستگي به امكانات دارد. چراكه شما ميتوانيد هر چيزي را بخريد؛ نه بعنوان يك كرد، هر كسي كه باشيد
پ؟ چه تعداد از مردم كردستان باختري به ابزارهاي مدرن مانند تلويزيون، رايانه، اينترنت و ماهواره دسترسي دارند
پ) در مورد تلويزيون، من آمار واقعي را نميدانم. اما گمان ميكنم كه كاربران اين ابزار به 98% برسند و گمان ميكنم 2% در روستاها برق نداشته باشند
در مورد ماهواره، نزديك به 15 تا 30% خانه ها
در مورد رايانه، 30% از تحصيل كردگان ممكن است در خانه يا محل كار اين دستگاه را داشته باشند و يا از دانش بكار بردن آن برخوردار باشند. 80% كاربران رايانه دانش آموزان هستند، زيرا به تازگي اين ابزار به برنامه مدرسه هاي ما افزوده شده است
در مورد اينترنت آمار به 5% از كاربران رايانه ميرسد
پ؟ سوريه چند شبكه تلويزيوني دارد و آيا هيچ برنامه كردي هم در ميان آنها هست؟ آيا اصلن آنها عنوان ميكنند كه در سوريه كرد و كردستاني وجود دارد
پ) سوريه دو شبكه محلي و يك شبكه ماهواره اي دارد كه هيچ برنامه كردي ندارند. در مورد مطرح كردن كردها و كردستان، آنها هرگز چنين كاري نكرده اند، بلكه تا چند ماه پيش بگونه اي رفتار ميكردند كه گويا ما پناهجويان و مهاجراني هستيم كه از كردستان شمالي [منظور كردستان تركيه] آمده ايم (پنج ماه پيش حضور ما در اينجا رسميت يافت!!!). رئيس جمهور سوريه در گفتگو با يك ماهواره خارجي گفت كه ملت كرد بخشي از ساختار سوريه مي باشد و چندي بعد، اين گفتگو در شبكه هاي سوريه دوباره پخش شد. اين تنها موردي بود كه كردها در سوريه مطرح شدند
دنباله اين گفتگو در بخش ديگري بزودي ارايه مي شود / نژادگان
در همين رابطه: 1) زير آرواره گرگ خاكستري 2) انجمن وبلاگ نويسان كردستان 3) كردهاي عراق، بيم ها و اميدها 4) رئيس جمهور ايراني در عراق
03:00 Posted in Kurds | Permalink | Comments (1) | Email this
