27 December 2006

قطعنامه شورای امنیت

 medium_atomic_IR.jpg

 درباره دستیابی به فناوری هسته ای، "نژادگان" با ارایه نوشتارهایی در زمانهای مقتضی دیدگاه روشنی داشته که زنجیره این نوشتارها ذیل همین مطلب پیوند شده است. با این وجود با توجه به صدور قطعنامه اخیر دیدگاه کلی این تارنگار بگونه تلگرافی آورده می شود

 

 یک: انرژی هسته ای حق مسلم ماست که مقصود از این "ما" تنها و تنها ملت بزرگ ایران است و هرگز شامل حزب الله لبنان، مقتدی صدر، حکیم، گلبالدین حکمتیار، عمر البشیر و ... نمی شود. از اینرو این حق مسلم ملی برای جمهوری اسلامی هرگز مشروعیت نخواهد آورد

 

دو: مذاکره بر سر داشتن یا نداشتن دانش و فناوری هسته ای بویژه با کشورهایی مانند انگیس و فرانسه با آن پیشینه تابناکشان هم شمه ای بود از سیاست تنش زدایی دولت اصلاح طلب؟ ملا محمد خاتمی که از نگاه من بیشتر به روسپی گری سیاسی بین المللی آنهم بدون دریافت حق الفحشا می مانست و از پایه نادرست بود

 

سه: هرگونه اقدامی در راستای منافع ملت بزرگ ایران از سوی هر فرد و گروهی ستایش برانگیز است؛ از جمله تلاش جمهوری اسلامی برای دستیابی به دانش و فناوری اتمی

 

چهار: هرگونه فشاری که به انزوای سیاسی و مضیقه اقتصادی رژیم بیانجامد کاملاً پسندیده است؛ با این وجود هر حرکتی که به منافع ملی "ما" کمترین خدشه ای وارد کند به هیچ روی پذیرفتنی نیست

 

پنج: جمهوری اسلامی حق ندارد در برابر فشار بیگانگان حقوق مسلم "ما" را فروگذارد و از سوی دیگر نباید هزینه احقاق این حقوق را بگونه توجیه ناپذیری بالا ببرد

 

شش: فشاری که زین پس آرام آرام خرخره رژیم را خواهد فشرد مجالی است تاریخی برای گروههای ملی و میهنی تا با ایفای نقش مناسب و بخردانه، ملت ایران را توأماً از شر پالان پوشان تازی تبار و تهدید کاملاً جدی حمله نظامی برهانند

با تنگتر شدن حلقه فشار بین المللی بر گردن جمهوری اسلامی، مناسب ترین رویکرد نیروهای ملی آنست که منگنه فشار را از دو سو بر رژیم بفشارند: از سویی مبادا با برآمدن دستهای تسلیم رژیم و سرکشیدن جام زهر معروف، حقوق ملی ما پایمال گردد و از سویی مبادا بر شاخصه های آلاینده هوای تهران باروت نیز افزوده شود. به بیان بهتر برای احقاق حق دست یابی به فناوری اتمی (خواه صلح آمیز، خواه نظامی) و همچنین پیشگیری از حمله نظامی کاملاً محتمل باید تابلوی تعویض را در برابر رژیم بالا بریم

 

بیانیه شاهزاده رضا پهلوی 1737_Resolution1.pdf

 

بایگانی "نژادگان" در همین باره

این چهار نفر / در تفاوت نگرش تأثیر گذاران بر پرونده هسته ای

تخیلی از یک ابهام / پیش بینی روند پرونده هسته ای

جام زهر بدون تصویب پروتکل

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

مجالی برای کباده کشان ملی گرایی

آزاد راه شورای امنیت

 

در همین زمینه

بزودی پشیمان می شوند / واکنش دکتر احمدی نژاد به قطعنامه

سی ان ان: همه گروههای سیاسی ایران انرژی هسته ای را حق خود میدانند

چهارراه هسته ای / بررسی روشهای پیش روی ایران

ریشه یابی صدور قطعنامه علیه ایران

00:25 Posted in Iran , Politics | Permalink | Comments (5) | Email this

20 December 2006

آن یکی دو پیک اضافه

medium_ahmadinejad_amirkabir.jpg

هو! چه خبره؟! میدم از سالن بندازنتون بیرون" آیاتی چند از ملا محمد خاتمی / شانزده آذر 83 / دانشکده فنی دانشگاه تهران / شأن نزولش را هم که می دانیم

 

نتایج آرای ریاست جمهوری سال گذشته، از همان آغاز آشکارا نشیمنگاه شماری را داغدار نمود که این داغ بویژه با تشکیل دولت نهم و اقدامات ویژه این دولت نوپا در مدتی کوتاه گویا سوزناکتر گردیده؛ تا جاییکه واکنش داغدیدگان به این درد، از وضعیت "غیرمنطقی طبیعی" اولیه به حالت "غیرمنطقی غیرطبیعی" دگر گشت کرده است

 

نمونه ای از این دست واکنشها، هنگام سخنرانی دکتر احمدی نژاد شانزده آذر در دانشگاه امیرکبیر از سوی شمار اندکی از پادوها و کارچاق کن های داغدیدگان مذکور دیده شد

 

به هر روی در سرزمینی که پویایی سیاسی دانشجویان یا در انجمنهای اسلامی به گروگان گرفته شده و یا در جامعه های اسلامی دستبند خورده، رییس جمهوری که برگزیده میلیونها ایرانیست، از آنجا که نه عمامه ای بر سر دارد و نه عبایی بر دوش، ناچار است بدمستی بی سابقه شمار اندکی را هم تحمل کند. چراکه این استحمار زدگان را باید با عبای شکلاتی خـ... (خاموش) کرد. این مساله را تندیس نیرنگ به نیکی دریافته بود

 

از پرتاب ترقه و لنگ کفش و آتش زدن عکس که بگذریم، شیوه برخورد دکتر احمدی نژاد با این اهانتها تنها شمه ای بود از تفاوتهای یک رییس جمهور دانشگاهی با طلبه ای که در کنج انزوای حجره به تلمذ خارج فقه و اصول زانوده زده است

 

آنچه رویداد براستی منحصر بفرد بود، چراکه بر خلاف شانرده آذرهای سالهای اخیر، در مراسم امسال هرگز دیکتاتوری اکثریت مطلق حاکم نبود و حتی شماری از هوچی گران و اوباش با شمارش معکوس به رییس جمهور اعلان جنگ تن به تن می کردند

 

اقدام به آتش زدن عکس احمدی نژاد _بعنوان رییس جمهور_ در هر نقطه از جهان، هر ایرانی سرنگونی خواه را نیز برافروخته می کرد، اما احمدی نژاد مدارا کرد تا آشکار شود میان ملا باشی و دکتر باشی تفاوتهایی هست و از آن مهمتر به هر روی باید نشانه ای باشد تا یادآوری شود انقلاب فرهنگی را چه کسانی برپا کردند و هژده تیر در کدام دولت رویداد

 

ناگفته نماند از داغدیدگان انتخابات سال پیش انتظاری بیش از این نمی رود، چراکه رسم مالوف و عادت معهود آنان هماره بر آن بوده که یا در عبای ملا محمد خاتمی درغلتند و یا به زیر عبای شیخ مهدی کروبی فروخزند و آن هنگام که مشت محکم امت سلحشور تا آرنج در گلوی هر دو فرو میرود، تحت الحمایگی نشیمنگاه رفسنجای را _که تا همین چندی پیش رفسن "جانی" اش می خواندند_ اختیار کنند      

 

از اینرو با روی کار آمدن یک رییس جمهور غیر آخوند، ترک عادت دیرین و شیرین ملابینی شان به چنین امراض و عوارضی منجر گردیده است

 

پی نوشت

درباره عنوان این نوشتار توضیحی داده نمی شود

 

در همین رابطه

آزادی / تارنوشته احمدی نژاد در همین باره

بایگانی پرونده اصلاحات / اندر حکایت خاکسپاری آنچه اصلاحات می خواندندش

 

29 October 2006

این چهار نفر

medium_3_1.jpg 

با اینکه پرداختن به قسمتهای مختلف سریال هسته ای جمهوری اسلامی در "نژادگان" معمول بوده، اما کمی وقت و قحطی زمان، هنگامیکه با پشته ای از کارهای انجام نشده همراه می شود، معادله ای را می سازد که _بویژه برای یک سرباز_ به سادگی حل شدنی نیست. از اینروست که روند بروز رسانی "نژادگان" مختل می شود و برخی موضوعات قابل توجه مشمول مرور زمان می گردد

در یکی از واپسین نوشته ها که همزمان با لبخندهای مسخره لاریجانی در دیدار با سولانا بود آورده شد که هرچند این گفتگوهای به اصطلاح مثبت آن زمان ممکن است پیش درآمدی بر نوشیدن مفتضحانه جام زهر دیگری باشد، اما "اقوا" آنست که سریال پرونده هسته ای جمهوری اسلامی، قسمت به فسمت حادثه ای تر می شود

علیرقم بدقلقی های روسیه، توافق بر سر تحریم های محدود علیه جمهوری اسلامی را می توان تأییدی بر ژانر حادثه ای داستان هسته ای تلقی کرد

در اثر گذاری بر سیاست هسته ای رژیم، می توان احمدی نژاد، لاریجانی، تا حدودی محسن رضایی و همچنین آخوند دو جنسه، حجت الاسلام / آبت الله رفسنجانی را برشمرد. این چهار نفر که سمتهای مهمی را هم به چنگ دارند، همگی نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بودند؛ به بیان دیگر هر یک نگاه دیگر گونی به ماجرا دارند که با وجود نزدیکی احتمالی در برخی جاها، الزاماً همسو نمی باشد

با چشم پوشی از قبیله بی خاصیت و درد سر آفرین دوم خردادی ها که با معرفی دو نامزد _کروبی و معین_ برای اقامه صلات میت بر مردار اصلاحات رسماً به یقه گیری افتادند، طیف موسوم به اصولگرا که گمان می رفت با انسجامی سازمان یافته به کارزار انتخابات پا نهد، علیرقم همه تلاشها برای معرفی نامزدی یگانه، به کمترین توافقی دست نیافت و نتیجتاً بجز توکلی که کوتاه آمد، قالیباف، لاریجانی، رضایی و احمدی نژاد همگی کاندیدا شدند

در واقع اصولگرایان _واژگان ادبیات سیاسی ما آنقدر پوچ و بی معنی هستند که از بکارگیری شان ابا دارم: اصلاح طلب، اصولگرا ..._ قطعیت پیروزی را با ریسک چندگانگی نامزدهایشان به مخاطره انداختند اما از مرزهای درون جناحی ذره ای پا پس نگذاشتند. بدقلقی مجلس اصولگرا برای رأی اعتماد به وزیران پیشنهادی رییس جمهور اصولگرا تبلور این امر بود

به تعبیری در همین خیل موسوم به اصولگرای حاکم بر کشور، درباره مقوله های مهمی چون مسأله هسته ای، به هیچ وجه توافقی وجود ندارد. نمونه بارز این تعبیر در شکست مذاکرات مثبت !! لاریجانی با سولانا آشکارا دیده می شود

هنگامیکه از اروپا درز کرد که لاریجانی برای راضی کردن رژیم به تعلیق غنی سازی یک هفته زمان خواسته و پیشاپیش قول این توافق را به ساکنان حرم ستر عفاف بروکسل مژده داده، و از سوی دیگر محسن رضایی _از جمله کسانیکه "به شیوه خود" به عدم سازش هسته ای باورمند است _ پذیرفتن تعلیق با آن شرایط را شکست آمریکا می خواند، احمدی نژاد بی درنگ شماری را در گوشه ای گرد آورد و به بهانه سخنرانی، موضع هسته ای دشمن شکن خود را با اقتدار حسینی تکرار کرد و با یک حرکت، رشته های لاریجانی را به کلی پنبه کرد تا ثابت شود در این گروه اثر گذار چهار نفره، "حق وتو" کمترین برتری آقای رییس جمهور است

جان سخن آنکه هر یک از تیمها و شخصیتهای اثر گذار حاکم بر مملکت در این میدان، بازی خویش در پیش گرفته اند و هر از چند گاهی سیگنالهایی هم به آنسوی مدیترانه می فرستند تا در اعلام آمادگی برای فرونشاندن قلیان شهوت اروپا و حتی آمریکا از هرزه رقیبان خویش عقب نمانند

اقدام رفسنجانی در انتشار نامه خمینی کبیر درباره پایان جنگ مصداق بارز دلربایی هایی از این دست است

اما قسمت جالب ماجرا اینجاست که ساربان نهایی این پرونده "احمدی نژاد" است که شتر را بد جایی خواهد خواباند؛ هر چند که هر لحظه امکان نقش آفرینی هنرمندانه "جام زهر" بر روی سن وجود دارد

 

 medium_Iranium.jpg

برای دیدن کارکاتورهای هسته ای روی عکس کلیک کنید

 

در همین رابطه

آزاد راه شورای امنیت

مجالی برای کباده کشان ملی گرایی

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

جام زهر، بدون تصویب پروتکل

تخیلی از یک ابهام

00:05 Posted in Politics | Permalink | Comments (1) | Email this

14 September 2006

تخیلی از یک ابهام

medium_atomic_IR.jpg 

برای ما که سالهاست در بحرانهای آخوند ساخته زیسته ایم و پیامد این بحرانهای کذایی را جز سرگردانی و انحراف جامعه از خواستها و نیازهایش ندیده ایم شاید بنا به  استقراء برای پرونده هسته ای نیز همان فرجام تکراری را متصور باشیم

اما هنگامیکه نگاهی به چپ و راست خود می اندازیم و سرنگونی قاطع رژیمهای پیشین افغانستان و عراق را مرور می کنیم شاید پر بیراه نباشد که این تو بمیری را از نوع همیشگی اش ندانیم

آنچه جمهوری اسلامی در این ماجرا در پیش گرفته است درست به مانند دیگر ازیهای این رژیم، برای ملت ناشناخته و مبهم است و هرگونه تلاش برای تحلیل آن، تخیلی است از یک ابهام

در کوران انتخابات ریاست جمهوری گذشته، "نژادگان" با وجود جای داشتن در صف تحریمی ها، در دور دوم گزینش احمدی نژاد را حرکتی در راستای وخامت اوضاع رژیم دانست و دلایل ویژه ای را برای انتخاب احمدی نژاد عنوان کرد

این تحلیل در همین یکساله محقق شد و جمهوری اسلامی به آنچه همواره بیمناکش بود دچار گشت و پرونده به بغل راهی شورای امنیت گردید

اما درباره دنباله داستان

از ماهها پیش در گفتگوهای خصوصی با دوستان گمان شخصی من بر این بود که فشار اصلی بر گردن کلفت جمهوری اسلامی پس از جام جهانی و بویژه با فرا رسیدن پاییز وارد خواهد شد و تا پیش از پایان سال به اوج خواهد رسید

هر چند که گفتگوهای لاریجانی با خاویر سولانا امکان مصالحه و یک پایان تکراری بر این بحران را تقویت کرده، اما همچنان گمان می رود که با شروع پاییز باید برای تنگناهای سفت و سخت تری آماده بود و امید داشت که اوج گیری این فشارها پیش از فرا رسیدن نوروز آینده، باروت را به شاخص آلاینده های هوای تهران نیافزاید

 

در همین رابطه

انرژی هسته ای حق مسلم ماست 

23:30 Posted in Politics | Permalink | Comments (0) | Email this

22 April 2006

جام زهر بدون تصویب پروتکل

ناامنی های سیستان و بلوچستان و اراجیف سفیر جمهوری اسلامی در ترکیه موضوعات مهمی بودند که علیرقم اهمیت، بخاطر کشدار شدن ضروری بحثهای پیشین، مجال پرداختن به آنها فراهم نشد
به دلیل رو به پایان بودن فرجه سی روزه شوراری امنیت درباره تعلیق فعالیتهای اتمی و هفته احتمالاً خبرساز پیش رو، ترجیح بر آن شد که پرداختن به دو مسأله یاد شده به فرصت دیگری موکول شود


دستیابی ملت ایران به چرخه کامل سوخت هسته ای حرکتی است که در هر حکومتی، حتی جمهوری اسلامی مباهات برانگیز است. هرچند که دلیل تأخیر در دستیابی به این دانش و همچنین فشارهای متعاقب ناشی از آن، تنها و تنها وجود ننگین همین جمهوری اسلامی بود؛ اگرنه ملت ایران با کارنامه روشن هزاران ساله خود، توانایی آنرا دارد که اعتماد جهان هراسان از نهادهای تروریست پرور را بدست آورد
با این وجود هرگز پذیرفتنی نیست که جمهوری اسلامی برای تسلای خاطر جامعه جهانی حقوق بی چون و چرای نسلهای آینده ملت ایران را به باد دهد

رویهم رفته هرچند جهان حق دارد از جمهوری اسلامی اتمی بیمناک باشد، اما حق ندارد به این بهانه پروتکل الحاقی غیر قابل پذیرش را به ملت ایران تحمیل کند
در این میان، رویارویی جهان با جمهوری اسلامی در حد تنگناهای اقتصادی و بویژه سیاسی برای رژیم، کاملاً دلخواه است، اما تحمیل پروتکل الحاقی و یا نابود کردن تأسیسات نصفه و نیمه کشور با حمله نظامی، به معنی مجازات ملت ایران بجای یک رژیم غیر ملی خواهد بود
به هر روی از آنجا که محتمل است در معامله بر سر حقوق ملت، جام زهر معروف دوباره سرکشیده شود، آرزومندیم این امر به تعلیق حتی بلند مدت غنی سازی محدود شود و تصویب پروتکل الحاقی و تعهد پرهزینه نسلهای آینده ملت ایران را به دنبال نداشته باشد. هرچند که دولت چرکین اصلاح طلبان، در سیاست تنش زدایی روسپی گرانه خود این پروتکل را به امضا رسانیدند. با این وجود مقاومت طالبانهای وطنی (آنگونه که اصلاح طلبان خشک مغز می خواندنشان) در برابر تصویب آن جای سپاس بسیار دارد
با اینکه در این شرایط بهترین موضع برای دور کردن تهدید نظامی در کنار حفظ حقوق ملی، فشار بر رژیم برای تحویل حکومت به ملت می باشد، اما امید است شرایط بگونه ای رقم نخورد که چاره جز پشتیبانی از جمهوری سفاک اسلامی نباشد

در این اثنا، در حالیکه برخی گروهها چون جبهه دردسر ساز ملی زمزمه هایی مبنی بر بی مورد بودن فعالیتهای هسته ای سر می دهند، نوشتارهای حقیقتاً امید بخش جناب دایوش همایون که در زیر می آید کاملاً ایده آل و اندیشمندانه است

 

نوشتارهای داریوش همایون

مرحله ناگزیری در مبارزه

خط قرمز مبارزه

 

 

 

در همین رابطه

آزاد راه شورای امنیت

مجالی برای کباده کشان ملی گرایی

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

09:25 Posted in Iran , Politics | Permalink | Comments (7) | Email this

09 March 2006

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

انرژی هسته ای حق مسلم ماست
سرانجام پرونده رژیم بزیر بغلش زده شد و به عالی ترین نهاد سازمان ملل فرستاده شد تا با توجه به گزارشها و بیانیه ها و قطعنامه های دو_سه سال گذشته نسبت به موضوع تصمیم مقتضی گرفته شود. این در حالی است که احمدی نژاد در لرستان ابوعطا می خواند

 داخل پرانتز: فراموش نشود که اگر خاتمی با لباس لری افاضات لری می کرد و یا با لباس واقعاً مقدس تیم ملی در اردوی تیم پنالتی می زد نعش کشان مردار اصلاحات (یک نمونه) به چیزی کمتر از کر کردن گوش فلک راضی نبودند 

 

انرژی هسته ای حق مسلم ماست
از آنجا که خناسان اصلاح طلب (نمونه ای دیگر)، افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی را ناشی از روی کار آمدن دولت دکتر احمدی نژاد عنوان می کنند لازم است خاطر نشان شود که اصل داستان مذاکره با سه کشور اروپایی _که از آغاز شکست طرف ایرانی در آن دیر و زودی بی سوخت و سوز بود_ آتشی بود که دولت ملا محمد خاتمی به دامان مان افکند
چانه زنی بر سر حقوق ملی _آنهم با کشورهایی چون انگلستان و فرانسه با آن پیشینه تابناک شان_ هم شمه ای بود از سیاست تنش زدایی معروفی که از نگاه من روسپی گری سیاسی بین المللی را می مانست آنهم بدون دریافت حق الفحشا / نگاه کنید به نوشتار روسپی های سیاسی
به هر روی اگر این ماجرا به امضا و تصویب پروتکل الحاقی منتهی شود سیاهی کارنامه تباه اصلاح طلبان هزاران ره خواهد شد؛ چرا که پذیرش این پروتکل به معنای نقض و بر باد رفتن امنیت ملی حتی برای همیشه خواهد بود. هر چند که روسپیان تنش زدا در دولت کریمه خویش این پروتکل را امضا کردند / نگاهی اجمالی به کارنامه دولت اصلاحات
در این میان جای آن دارد نیروهای ملی گرا، کفشهای پنج هزار تومانی اصولگرایان تروریست و متحجر مجلس را بوسه باران کنند که دست کم هنوز این پروتکل را به تصویب نرسانده اند
با تمام این اوصاف ما هر لحظه آماده شنیدن آنیم که جام زهری که به تازگی برخی داروی تلخش می نامند نوشیده شود

 

انرژی هسته ای حق مسلم ماست
همانگونه که پیشتر گفته شد، با تنگتر شدن حلقه فشار بین المللی بر گردن جمهوری اسلامی، مناسب ترین رویکرد نیروهای ملی آنست که منگنه فشار را از دو سو بر رژیم بفشارند: از سویی مبادا با برآمدن دستهای تسلیم رژیم و سرکشیدن جام زهر معروف، حقوق ملی ما پایمال گردد و از سویی مبادا بر شاخصه های آلاینده هوای تهران باروت نیز افزوده شود. به بیان بهتر برای احقاق حق دست یابی به فناوری اتمی (خواه صلح آمیز، خواه نظامی) و همچنین پیشگیری از حمله نظامی کاملاً محتمل باید تابلوی تعویض را در برابر رژیم بالا بریم

 

در همین رابطه

مجالی برای کباده کشان ملی گرایی

آزاد راه شورای امنیت

فرجه پیدای رادیکال / دلایل "نژادگان" در پشتیبانی از احمدی نژاد در انتخابات

06:20 Posted in Iran , Politics | Permalink | Comments (3) | Email this

06 February 2006

مجالی برای کباده کشان ملی گرایی

سرانجام پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت گزارش شد تا حلقه فشار بر گردن کلفت جمهوری اسلامی تنگتر شود و همانگونه که از آغاز پیش بینی کردیم، موضع گیری های انقلابی دکتر احمدی نژاد کلنگ گور رژیم را بکوبد
شرایط بگونه ایست که بر خلاف دوره خیمه شب بازی ملا محمد خاتمی، دیگر آغوش رم و وین و پاریس و برلین پذیرای رییس جمهور اسلامی نمی باشد و تنها ملاقاتی های رژیم در سیاهچال انزوایش، هم سلولی های کوبا و ونزوئلا می باشند

به هر روی فشاری که زین پس آرام آرام خرخره رژیم را خواهد فشرد مجالی است تاریخی برای گروههای ملی و میهنی تا با ایفای نقش مناسب و بخردانه، ملت ایران را توأماً از شر پالان پوشان تازی تبار و تهدید کاملاً جدی حمله نظامی برهانند

 

در همین رابطه

فرجه پیدای رادیکال: دلایل "نژادگان" در پشتیبانی از احمدی نژاد در دور دوم انتخابات

آزادراه شورای امنیت

02:30 Posted in Politics | Permalink | Comments (2) | Email this

19 January 2006

اصلاح طلبان کمدین

چندی پیش نشریه تروریستهای بازنشسته _چشم انداز ایران_ با حمیدرضا جلایی پور، چهره اصلاح طلب به گفتگو نشسته بود. هرچند همانگونه که پیش از این نیز گفته شده، هذیان گویی این چند ماهه اصلاح طلبان عوارض مشت محکم انتخابات گذشه است، اما بر آن شدم تا نقدی مختصر بر این پریشان گویی ها داشته باشم

 

علت شکست اصلاحات ... "دو ـ سه مسئله فني به اصلاح‌طلبان ضربه زد؛ نخست دخالت سازمان‌هاي شبه نظامي و غير حزبي، دوم عدم اجماع اصلاح‌طلبان و سوم تحريميان"
این آقا که امروز با شکوه از تعدد کاندیداهای اصلاح طلب، رفسنجانی را در شمار این کاندیداها می داند گویا فراموش کرده است که پیش از انتخابات، با بکارگیری عبارت "رفسنجانیان" در کنار اصلاح طلبان و تحریمیان، حساب او را از جریان ناشناخته اصلاحات جدا نمود. اما در مورد تحریمی ها ... گویا با برطرف شدن شوک شکست، اصلاح طلبان کم کم به درجاتی هر چند محدود از واقع بینی نایل آمده و از تکرار بی پایه اینکه "پیش از اصلاحات، تحریم شکست خورد." باز ایستاده اند
برای تحریمیان همین بس که شکست اصلاحات رژیم اصلاح ناپذیر را به تصویب جامعه رسانیدند

 

دوران خاتمی ... "در كل، اين هشت ساله هم در توسعه سياسي و هم از جهت توسعه اقتصادي و فرهنگي، از درخشان‌ترين دوره‌هاي تاريخ ايران بوده است، آن هم با هزينه كم. يعني آقاي خاتمي كشور را پيش برد بدون اين‌كه ضربه‌اي به آن بزند"

پیشتر در نوشتاری با نام "بدرود تندیس نیرنگ" کارنامه دولت اصلاحات به اجمال بررسی گردید. باید از این آقا پرسید با چشم پوشی از زندانیان سیاسی وبلاگ نویسان در بند آخر کدام هزینه بالاتر از رویداد کوی دانشگاه. سرکوب گسترده ای که به گفته همین حضرت آقا در عمر هفتاد ساله دانشگاه تهران بی سابقه بود  و آبروی کشور را در دنیا برد

از همه مهمتر دولت اصلاحات به تمامیت سرزمینی ایران خیانت ورزید و حق پنجاه درصدی ایران را در دریای مازندران به چشم سهمی "حداکثر" بیست درصدی نگریست. در واقع اصلاح طلبان نابکار بخش حساسی از گستره ایران زمین را فدای وجهه دلبرانه خود نمود. حال تا پیامد این خیانت خبیثانه چه باشد
در همین رابطه: خداحافظ خورشید

 

پرونده هسته ای ایران ... "تا اينجاي كار متأسفانه آقايان لاريجاني و احمدي‌نژاد در مورد پرونده هسته‌اي ايران نتوانستند از دستاوردهاي دولت خاتمي پاسداري كنند. آقاي روحاني و آقاي خاتمي دو سال دنيا را معطل كردند و نگذاشتند قطعنامه‌اي عليه ايران تصويب شود
البته از دیدگاه لوچ ایشان چنین نگرشی غیر منتظره نیست. اما در مورد پرونده هسته ای نیز به مانند سراسر هشت سال گذشته این مردم بودند که معطل بودند. حضرت آقا غافل از آنست که این دو سالی که به گفته ایشان دنیا معطل بود، پیوسته همیانهای اشرفی به جیب مبارک خیمه شب بازان روس واریز می شد و در مقابل، پایان نیروگاه اتمی بوشهر همواره به فردایی نامده موکول می گردید. آغاز به مذاکره با اروپایی ها بر سر حقوق بی چون و چرای ملت نیز از جمله مواضع چرکین دولت اصلاحات است که پیرامون پیامدهای آن در آینده خواهم نوشت

 

ایشان پس از آنکه فرموده اند: "ما اصلاً به‌عنوان مسلمان دوست داريم از دين دفاع كنيم. اگر عرصه جامعه مدني را عرصه فعاليت تبليغ ديني كنند، به دين كمك خواهد شد." افاضه نموده اند: "من هنوز احساس مي‌كنم كه از سه راهبرد كلي براي رويارويي با معضلات عديده جامعه ايران، راهبرد اصلاح‌طلبي از همه بهتر است." سه راهبرد کلی از نگاه ایشان عبارتند از: اصلاح طلبی، انقلاب، محافظه کاری
همانگونه که ماهها پیش عرض شد، با معیار دور نخست انتخابات _با تخمین نیمی از غایبان انتخابات در زمره تحریمیان و یک کیسه کردن رأی احمدی نژاد، قالیباف و لاریجانی_ می توان چنین نتیجه گرفت که پس از بایگانی پرونده اصلاحات، گرایشهای غلب جامعه در دو گروه موافقان جمهوری اسلامی (بدون تغییر و اصلاح ساختار کنونی) و معارضان خواهان براندازی دسته بندی می شوند؛ حتی اگر اصلاحات, غرق در دگمی محض خویش همچنان در انکار شکست پافشاری کند

در همین رابطه: روسپی های سیاسی

05:50 Posted in Politics | Permalink | Comments (0) | Email this

24 December 2005

اکــس پارتی اصلاح طلب ها

پس از بی نتیجه ماندن سریال نفسهای مصنوعی، درام "ننه من غریبم" و توهم جبهه دموکراسی خواهی، اصلاح طلبان پیشرو، یا به بیان بهتر دنباله رو (پس از احمدی نژاد، رفسنجانی، کروبی و قالیباف) در عریضه ای طویل تغییر رویکرد خویش را بسوی "اجتماعی شدن" اعلام فرمودند _مسأله ای که در دیدار چندی پیش سید ممّد و داداش هم تأکید شد_ و در پاسخ به این پرسش که آیا اصلاح طلبان را قصد آن نیست که بالاخره از رو بروند؟ منادی میان زمین و آسمان از خود ندا در وکرد: الله الله بالاصلاح. بدان و آگاه باش که جهت در امان ماندن از مهرورزی دولت جدید، زیر گذر لانه موشها را به هیچ قیمتی از دست نخواهیم داد و برای حفظ حیات هم که شده هرگز از رو نخواهیم رفت
اما رویکردهای اجتماعی اصلاح طلب ها ... حال که پای اصلاح طلبان از تریبونهای ملی قطع شده، زعمای این جریان بر آن شده اند تا عنتر اصلاحات را در کانونها توجه جامعه به رقص درآورند. از اینرو شکست خوردگان طلبکار برای کوفتن چنین خرمنی، ناتوان از یافتن مردی کهن، مردی با عبای شکلاتی را نمونه توأم گاو نر و مرد سخن یافته و حضرتش را به نزول اجلال در عرصه تارنمای جهانی فراخوانده اند و بدین سان به تازگی دکه وعظ و خطاب ایشان در زاویه اونترنت واسطه فیض گردیده است
در همین راستا اعضای کابینه دولت پیشین اقدام به برپایی پارتی های دوره ای کرده اند تا چون سنوات ماضیه، بساط پارتی بازی را، اینبار نه در عرصه اقتصاد که در جوزه اجتماع بگسترانند
نخستین این پارتی ها در منزل حاجی، وزیر پیشین آموزش و پرورش، برگزار شد و شنیده ها حاکی از آنست که در پایان این ضیافت، مدعوین بر این نتیجه متفق شدند که "حاجی یه تکون" و حاجی نیز از در مهمان نوازی ابراز احساسات جمع را با چندین و چند تکون پاسخ گفت. متعاقباً میان حاضران این شبهه پدیدار گشت که "این کمره؟ یا فنره؟" و از آنجا که گزارشهای تأیید نشده حکم به شافنر بودن آن داده بودند، قریب به اتفاق حاضرین خواهان فر دادنش شدند و هکذا

 

از نگاه مفسر
در تفسیر این وقایع دو گزینه به ذهن متبادر می شود

نخست آنکه اصلاح طلبان بینوا، در کنار مرگ مغزی مزمن، به اختلال در مادینگی دچار گردیده و در انجمن "کساخله" شرف عضویت یافته اند
گزینه دوم آنکه جهت انتقام از مردمی که به اصلاحات نه گفتند، این تکانیدن ها تا مرز تپانیدن پیش خواهد رفت و در واقع اصلاح طلبان بر آنند تا به امید ثواب جزیه، به ادای سنت نبوی مشرف شده، با اصرار بر حقانیت خویش خوار و مادر امت را رسماً به متعه وصلت رسانند

از آنجا که یحتمل این فرضیه محتمل به نظر می رسد، از بیم با باد دادن ناموس هم که شده، به درگاه ساکنان حرم ستر عفاف اصلاحات عذر تقصیر بجا می آوریم؛ چه، ادبا "غلط کردم" را از برای چنین مواقعی ابداع کرده اند. بر این پایه به این بی شرفان قول شرف می دهیم که زین پس، در دیگر انتخابات موج مطیعی برای سواری حضرات باشیم. باشد که این حضرات رضایت داده، به درمان اختلال مادینگی خویش اهتمام ورزند ... چنین باد

 

در همین رابطه

مرگ مغزی اصلاح طلبان

09:55 Posted in Politics | Permalink | Comments (1) | Email this

17 November 2005

مرگ مغزی اصلاح طلبان

 

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری, انحصارگرایی مشارکتی ها تا بدانجا پیش رفت که با زایش خلق الساعه موجوداتی بنام "اصلاح طلبان پیشرو" به صراحت پشتیبانان پنجاه هزار تومانی کروبی از تیم اصلاحات بیرون رانده شدند. اما پس از نتایج به یاد ماندنی دور نخست, به یکباره ننگین عبای رنگین اصلاحات از دوش خاتمی بر شانه های رفسنجانی پوشانده شد و پس از اعلام نتایج فرجامین, آرای مهرعلیزاده نیز در کام اصلاحات بلعیده شد تا این جریان کور در اوهام همیشگی اش بر ابهام خویش بیافزاید
کار بدانجا رسید که رهبران سرشکسته, احمدی نژاد را نیز ناگزیر از پیمودن جاده اصلاحات می دانستند, حال بماند که اصلاحات پیش از مرگش میدانی را می مانست تا یک جاده, و حکایت همان حکایت اسب عصاری بود
مشت محکم هفده میلیونی امت همیشه در صحنه آنچنان اصلاح طلبان را به هذیان گویی انداخته بود که برای فرار از شکست بسوی هر پدیده ای دعای توسل می خواندند تا سرانجام "جبهه دموکراسی خواهی" استغاثه ایشان را اجابت نمود؛ چیستی این لعبت نادیده نیز همان اندازه روشن بود که جمهوری اسلامی در روز رفراندوم
به هر روی مبهم اندر مبهم اصلاحات با جبهه دموکراسی خواهی بر آن شد تا آب رفته را به جوی بازگردان کند, غافل از آنکه جوی ایران قی کرده های خود را نشخوار نمی کند
در کنار این همه, پس از گذشت چند ماه هنوز دود سپیدی بر فراز اردوگاه پراکنده اصلاح طلبان هزیمت یافته دیده نمی شود و به گزارش خبرگذاری آریا, مجمع روحانیون مبارز, همین طور حزب کارگزاران سازندگی از شرکت در نشست های این جبهه سر باز زده اند تا بر خلاف باور حضرات که جار می زنند: "اصلاح طلبان شکست خورده اند, نه اصلاحات" روشن شود نه تنها پرونده شکست اصلاحات بایگانی شده, که اصلاح طلبان نیز به مرگ مغزی دچار گردیده اند و تکاپوی ایشان همانا تقلای مرغی است سر کنده که به ممات منتهی است

     

در همین رابطه

بایگانی پرونده اصلاحات

 اینسو و آنسوی اصلاحات

روسپی های سیاسی

بدرود تندیس نیرنگ

آریا: مجمع روحانیون در جبهه دموکراسی خواهی شرکت نمی کند
آریا: حزب کارگزاران در جبهه دموکراسی خواهی شرکت نمی کند

03:45 Posted in Politics | Permalink | Comments (5) | Email this

All the posts