Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

محسن پزشکپور،عزت اله سحابی

  • پزشکپور در غربت وطن، سحابی در پرچم جمهوری اسلامی

    محسن پزشکپور،پندار

    غریب بودم و گشتم غریب تر اما

    دلم خوش است که در غربت وطن بودم

     

    پس از آنکه در 16 دی ماه 1389 محسن پزشکپور، رهبر جاوید حزب پان ایرانیست، به جاودانگی ایران پیوست، پیکر ایشان به سردخانه بیمارستان پاستورنو سپرده شد تا برای مراسم تشییع و خاکسپاری میهن پرستان از سراسر ایران گرد هم آیند.

     

    اما نیروهای امنیتی پیکر بی جان پزشکپور را نیز بازداشت کردند و شبانه، تنها با حضور دو تن از اعضای شورایعالی رهبری حزب پان ایرانیست (قدرت اله جعفری و دکتر زنگنه) ایشان را به آغوش خاک میهن سپردند. آنهم در حالیکه تنها نور چراغ آمبولانس بود که آرامگاه ایشان را برای خاکسپاری روشن می کرد.

     

    بدین ترتیب، سرباز فنا در آرمان ایران، در حلقه گسترده نیروهای امنیتی و بدون حضور یارانش، شبانه و مخفیانه به خاک سپرده شد تا لرزه هیأت حاکمه از پیکر بی جان او نیز آشکار گردد.

     

    پس از این خاکسپاری ستمکارانه نیز تا چند روز بهشت سکینه واقع در کمال آباد کرج در محاصره نیروهای امنیتی بود و حضور پان ایرانیست ها بر مزار رهبر جاویدشان بازداشت آنان را در پی داشت.

     

    مراسمی هم که برای بزرگداشت ایشان در هتل سیمرغ (میامی) برگزار شد با فشار نیروهای امنیتی نیمه کاره به پایان رسید.

     

    روزنامه ها – مشخصاً شرق و همشهری – از چاپ آگهی ترحیم پزشکپور بزرگ در صفحه آگهی ها سرباز زدند و تنها با مساعدت آقای دعایی، روزنامه اطلاعات چاپ آگهی ترحیم ایشان را پذیرفت.

     

    اما با درگذشت عزت اله سحابی، خبر در همه رسانه های حکومتی و روزنامه های سراسری بازتاب داده شد و حتی شخصیت های جمهوری اسلامی در مراسم ایشان شرکت جستند و یا پیام فرستادند.

     

    جنازه ایشان هم در پرچم جمهوری اسلامی کفن شد، به این امید که نظامی که برای برپایی اش کوشیده بود دستکم در گور آرم بخشش باشد.

     

    طبیعی است درگذشت ایشان رویدادی نبود که مایه شادی باشد، اما براستی در همه دوران فعالیت سیاسی ایشان آیا کمترین دغدغه ای برای منافع ملی ایران به چشم می خورد؟

     

    مهمترین شاهکار نهضت آزادی و ملی مذهبی ها آن بود که برای فروپاشی اقتدار شاهنشاهی ایران، با سیاستهای آمریکا همساز شدند و پس از واقعه بهمن 57 و شکل گیری دولت شوم موقت، سیاست هایی را در پیش گرفتند که درست در تقابل با منافع ملی ایران بود.

     

    از جمله فسخ قراردادهای خرید تجهیزات نظامی که حتی عرضه بازپس گیری وجوه پرداخت شده را نیز نداشتند. ناوی که برای دفاع از یکپارچگی سرزمینی ایران خریداری شده بود با بلاهت ایران ستیزانه دولت شوم موقت در اختیار آمریکا باقی ماند تا هواپیمای مسافربری ایران را برفراز خلیج پارس هدف آتش قرار دهد.

     

    پس از ناکامی دولت موقت نیز نهضت آزادی و ملی مذهبی ها تا به امروز در حسرت سفره ای هستند که از پیش رویشان برچیده شده و برای نشستن دوباره بر سر این سفره، گزینه ای جز توهم حمله آمریکا را سراغ ندارند.

     

    در همین باره:

     در سوگ رهبر جاوید نهضت پان ایرانیسم

    در محضر پندار

    بدرود با رهبر فنا در آرمان