نیم شب گذشته است و تا ساعاتی دیگر مهلتی که ترامپ برای تهاجم به نیروگاههای ایران تعیین کرده است به پایان می رسد. من همین الان چشم از درس و مشق فناوری شیمی معدنی برداشته ام. وقت بیشتری ندارم؛ تنها برای آنکه در این لحظه از تاریخ ثبت شود اعلام می کنم که من خواهان ایستادگی هستم. امیدوارم مادر-برجامیان مانع ایران نشوند
عکس: رهبر جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی با عراق
راه نجات کشور ایران ز بار ننگ
جنگ است، جنگ، جنگ، بلی زنده باد جنگ
اگر تعطیلات تابستان بود، تا الان حتماً خودم را به ایران رسانده بودم. بعد از مدتها دوباره به مهندسی شیمی برگشته ام و این وقفه قابل توجه به همراه آموزش تخصصی به آلمانی دشواری کار را بیشتر می کند. قصدم هم آنست که پس از پایان تحصیل در صورت امکان به ایران برگردم. اساساً پس از دستیابی به اهداف هنری ام در اندیشه بازگشت بودم، اما برای ورود دوباره به حوزه کار تخصصی لازم است ابتدا تحصیلاتم را ادامه دهم
در شرایطی از لحظه آغاز این نبرد غرورآفرین آماده دفاع از جمهوری اسلامی ایران بوده ام که تهاجم و توحش دشمن گسترده تر از همیشه بوده و نیز غوغای بی بتگان به تخدیر رضا پهلوی سرسام آور از گذشته است. بنابراین اگر براستی در پس ذهنم هیچ زمانی نشئگی از حمله بیگانه و یا برقراری دوباره حکومت پهلوی وجود می داشت، امروز و در چنین شرایطی می بایست بروز می کرد. از اینرو آن برهه مشخص که بر همسویی با رضا پهلوی پافشاری داشته و همچنان دارم، تنها به عنوان راه چاره ای بوده است که آبرومندانه از یک تله امنیتی خلاصی یابم. شرح این خون جگر را با هدر دادن عمر برای یادداشتهای این وبلاگ نوشته ام. وقت دگر باز هم با جزییات بیشتری خواهم نوشت. عجالتاً این زمان بگذار