BAHMAN ABADI
Y!: newage_ir
عصرگاه چهارشنبه، پنجم اسفند ماه 1360 زيستن آغاز كردم و دوران كودكي و نوجواني را در محله هاي شرق تهران سپري ساختم. سال 84 بعنوان مهندس شيمي با گرايش طراحي فرآيندهاي صنايع نفت فارغ التحصيل شدم. در شرق تهران زندگي ميكنم و هرچند كه در تهران زاده شده ام، اما ريشه در خراسان دارم و هر دو شريانم از بهمن آباد سبزوار جان گرفته اند.
بهمن آباد؛ كه بنيانش را به بهمن كياني منسوب ميدارند و در "حدودالعالم" نخستین کتاب جغرافیایی پس از ساسانی درباره اش آمده: شهرکی است خرد از خراسان بر سر راه ری که در او کشت و زرع بسیار است
سبزوار، ديار سربداران و پايگاه جنبش سربداريه
و خراسان، آشیان خورشید ایران، که هنوز به سیاه جامگانش فخر می فروشد. خراسان، که بیروی و پورسينا را از نطفه انديشه ايراني زاده كرد و از نفير مولوي و رودكي و عطار و خيام ناله ها سرداد و روح زخم خورده سرزمين مهر را از زير تازيانه ترك و تازي در آغوش شاهنامه آرام داد و خاك تفتيده توس را فردوس شيران بيشه كرد. خراسان، كه گستره اي از فرهنگ ايرانشهر را در پژواك زخمه هاي دوتارش نگاهبان بوده است
از اينرو همواره آرزومند آن بوده ام كه از فراسوي هزاره ها، ور جمكرد را در ايرانويج كرنش كنم و در رود دايتياي نيك غرق جاودانگي شوم؛ كه برآوردن اين حرمان همانا تمديد حيات در هواي خوارزم و تفريح ذات در زلال آمويه است، تا در كنار هم تباران تاجيك ام، قلمه هاي سمرقند و بخارا را دوباره به پيكر سالخورده خراسان پيوند زنم و همنوا با نوايي خوانان خراسان بخوانم
بوي جـــوي مـولــيان آيد همي ... ياد يار مهربان آيد همي
ريگ آموي و درشتي هاي او ... زير پايم پرنيان آيد همي
آموخته ام كه خواستن توانستن است، و تواناست هر كه داناست، و كار نيكو كردن از پر كردن است؛ پس
برو قوي شو اگر راحت جهان طلبي ... كه در نظام طبيعت ضعيف پامال است

