Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش

نوشتاری درباره موج تخریبی اخیر علیه شاهزاده، با اشاره به تناقضات بنیادین موجود در بهانه های دستاویز شده برای ترتیب دادن این موج هماهنگ اما کم رمق

 

در پی موج تخریبی اخیر علیه شاهزاده رضا پهلوی، و مشخصن در واکنش به بیانیه ای از سوی هفت سازمان خیالی زیر نام «بیانیه ایران گرایان درباره نگرانی های این روزها» متنی را در شانزده صفحه تنظیم کرده ام که در آن پس از پرداختن به جبهه ملی و حزب پان ایرانیست، از صفحه هفتم به حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) پرداخته و در صفحه دهم  مشخصن از شخص دبیرکل حزب، جناب آقای خسرو بیت الهی پرسشی کرده ام. همچنین در صفحه نهم و نیز یازدهم به جناب آقای فؤاد پاشایی، دبیرکل پیشین حزب اشاره کرده ام. فایل پی.دی.اف متن از لینک زیر قابل دانلود می باشد

   assertion - Sassan B.pdf 

 

 محورهای عمده متن پی.دی.اف بالا شامل موارد زیر می باشد

جبهه ملی: بیانیه رسمی در توجیه اشغال ایران

حزب پان ایرانیست: هم پیمانی با حزب دموکرات کردستان / هم نوایی با خلق عرب / همسویی با جاه طلبی های هسته ای و ماجراجویی های منطقه حکومت

حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات): هم نوایی با خلق عرب / قطعنامه در تأیید حکومتهای محلی در کنار حکومت مرکزی در ایران

 

از جمله دست اندرکارانی که در برپایی موج تخریبی اخیر دست داشته و همچنان در راستای انجام امور محوله به نحو احسن کوشاست و کار را تا درخواست برای عذرخواهی شاهزاده پیش برده است، آقای منوچهر یزدی، از پان ایرانیست های پنجاه و هفتی است که با توجه به ارتباطات تنگاتنگ گذشته ام، در متن شانزده صفحه ای بالا به ناچار به گوشه ای از همدلی های ایشان با جمهوری اسلامی اشاره کرده ام

 

همچنین در همین باره، متن نامه ای را منتشر میکنم که امرداد ماه سال 91 با توجه به پرتگاه هولناکی که کشور بسویش سرازیر میشد، خطاب به ایشان و برای اعتراض به همسویی های ایشان با جمهوری اسلامی نوشتم. این نامه یک ماه پس از اجرایی شدن تحریم های اتحادیه اروپا تنظیم شده بود. متن نامه در قالب پی.دی.اف از لینک زیر قابل دانلود می باشد

Yazdi - Bahmanabadi.pdf 

 

 پیش از اجرایی شدن تحریم ها هم نامه های دیگری به پان ایرانیست های پنجاه و هفتی دیگر نوشته بودم و نگرانی ام را نسبت به آنچه پیش روی کشور خواهد بود اعلام کرده بودم که با توجه به همدلی هایی که با وزارت اطلاعات صورت میگرفت، تذکرات من هیچ اثری نداشت و سرانجام در آبان ماه سال 91 با انتشار متنی از این جمع کناره گیری کردم 

کناره گیری از حزب پان ایرانیست

 

کناره گیری ام از پان ایرانیست ها در شرایطی صورت گرفت که در یک گفتگوی اسکایپی با شاهزاده، که من و آقای منوچهر یزدی از تهران شرکت داشتیم، آقای یزدی به نمایندگی از پان ایرانیست های پنجاه و هفتی توافقاتی را متعهد شد که چند روز پس از آن با یک تماس بازجوهای رده پایین وزارت اطلاعات، با بی اخلاقی شرم آوری به کلی منکر همه چیز شد و من با وجود ممنوع الخروجی، به توافقات پایبند ماندم و با انتشار نامه کناره گیری ام کوشیدم تا بخاطر بی شرمی و کرنش پان ایرانیست های پنجاه و هفتی در برابر وزارت اطلاعات حیثیت ام خدشه دار نگردد

 

در همدلی پان ایرانیست ها با جمهوری اسلامی و مشخصن وزارت اطلاعات عجالتن به دو مورد مشخص اشاره میکنم: یکی بیانیه شادباش این حزب به مناسبت راه اندازی رآکتور آب سنگین اراک که این بیانیه در زمان زنده بودن محسن پزشکپور صادر گردیده و همه از کارکردهای رآکتور آب سنگین و بی ارتباطی آن با تولید برق هسته ای آگاه هستند

arak.JPG 

01.JPG

مورد مشخص دیگر آنکه درست هنگامی که جمهوری اسلامی به واسطه فشارهای خارجی و نیز بحران درونی در آستانه کشنده ترین فشارها بود، پان ایرانیست ها به توجیه اقدامات وزارت اطلاعات در سرکوب معترضان اهتمام می ورزیدند؛ این در شرایطی بود که شخص من، بخاطر دیدگاه هایم در مخالفت با جاه طلبی های هسته ای و نیز ماجراجویی های منطقه ای، در تاریخ 16 آبان ماه 90 بدون حکم دادگاه، از سوی نهاد ریاست جمهوری مستقر در فرودگاه بین المللی تهران، با وجود ثبت مهر خروج در گذرنامه ام، از سفر دانشگاهی ام به وین منع شده بودم و با توقیف گذرنامه ام  دچار یک ممنوع الخروجی بی ضابطه و نامشخص تا اطلاع ثانوی بودم: خبر در تارنمای جرس

 

ranjesh.JPG

خنده دار آنجاست که من پس از یکسال برنامه ریزی برای یک سفر دانشگاهی، ممنوع الخروج شده بودم، اما هم حزبی هایم نوشته اند رنجش اصلی از رفتار امنیتی جمهوری اسلامی نیست! حال مقایسه شود با نامه شاهزاده به نخست وزیر ایتالیا در دفاع از همکارانش در شورای ملی، که نهادهای حکومتی ایتالیا را به تمکین واداشت

 

مسأله ای که چه در آن زمان و چه امروز هرگز گریبان گیر پان ایرانیست های پنجاه و هفتی نبوده و مشخصن آقای منوچهر یزدی، دکتر سهراب اعظم زنگنه - به عنوان دبیرکل پیشین - و خانم زهرا صفارپور به عنوان دبیرکل کنونی، و نیز فرزندانشان به سادگی برای سفرهای تفریحی - و نه دانشگاهی - خود از کشور خارج شده و باز میگردند 

 

البته آقای منوچهر یزدی مطالب متعددی در پشتیبانی از ماجراجویی های منطقه ای جمهوری اسلامی منتشر کرده بود که بلافاصله پس از کناره گیری من از پان ایرانیست ها، با دستپاچگی نوشته هایش از فضای اینترنت زدود. هرچند نسخه هایی از آنها را در اختیار دارم و هرگاه که ایجاب کند منتشر خواهم کرد

 

در شماره فوق از نشریه پان ایرانیست ها مطلب دیگری هم در حمله به اپوزیسیون و حمایت از وزارت اطلاعات در برخورد با دگراندیشان درج شده بود که بنا بود بصورت سریالی ادامه پیدا کند

bache.JPG
با توجه به تجربه بازجویی ها و تهدیدهای وزارت اطلاعات، بیدرنگ مرجع صدور فرمان برای چنین متنی را حدس زدم و بطور مستقیم به نویسنده مطلب که البته با نام مستعار نوشته بود هشدار دادم و مطلب زیر را هم در نقد آن نوشتم و از ادامه انتشار چنین مطالبی جلوگیری کردم: ملت ایران در حصر هیأت حاکمه
 

 

البته همین فرد با نام مستعار «شاهین بزرگمهر» هم در زمره سیاهی لشگر موج تخریبی اخیر بوده است که با توجه به مشکلاتی که در زندگی شخصی اش دارد، ناچار هستم که دلیل ضعفش در برابر بازجوهای رده پایین وزارت اطلاعات را درک کنم و درگذرم؛ هرچند بهتر آنست که هر کس زیر سنگینی باری که تاب تحملش را ندارد نرود تا دچار چنین وضعیت رقت انگیزی نگردد

 

پی نوشت

یکی از جنبه های بامزه ای که با این موج تخریبی اخیر علیه شاهزاده دیدم، الگو برداری نمایشی از داریوش همایون بود! اینکه از همه رویکردها و نگرشهای سیاسی کسی به مانند داریوش همایون، چند اطوار نمایشی و تمرین شده برگرفته شود

 

درباره موج اول این حملات، پیش از آنکه با موج دوم و سوم روشن شود که هماهنگی داستان تا چه حد بوده، نوشته سطرهای زیر را نوشته بودم

که سر سبز تو خوش باد، کنارا تو بمان

Comments

  • سپاس از شهامت و حس خويشتن داريتان در برابر مردم ميهن

The comments are closed.