ضروری می دانم که دیدگاههای خود را نسبت به جریانات جاری بازگو کنم. اما به هیچ روی فرصت ندارم
از پس از سقوط بشار اسد در سوریه با توجه به نگرانی هایی که برای ایران گمان می رفت بر آن بودم تا یادداشتهایی بنویسم و به ویژه وقایع را با دیدگاههای پیشینم بسنجم. بعد تهدیدهای جدی ترامپ به حمله نظامی به تأسیسات هسته ای کشور پیش آمد که آقای خامنه ای واکنش بجایی نشان داد، هرچند که گفت چندان احتمال شرارت خارجی نمی دهد. آن زمان هم مایل بودم هم گمان خودم را بر احتمال بالای حمله آمریکا یادداشت کنم و هم اینکه ایستادگی آقای خامنه ای را بستایم؛ و سپس جنگ تحمیلی دوازده روزه برابر رژیم صهیونیستی پیش آمد. پس از جنگ تحمیلی دوازده روزه مجال مختصری یافتم تا یادداشتهایی تنظیم کنم، اما فرصت انتشار آنها را روی وبلاگ پیدا نکردم. با توجه به آنکه عجالتاً فتنه دیگری در مملکت در گرفته و حتی همین ساعتی پیش آمریکا در حمله ای نظامی، رییس جمهور ونزوئلا را دستگیر کرد و از آنجا ربود، یادداشتها را بصورت ویرایش نشده و فله ای همینجا بارگذاری می کنم
در ستایش جامعه عوام ایرانی.docx
آنک امام ما علم بگرفته بر دوش.docx
نبرد بخاطر ایستادگی نه در پی تسلیم.docx
جوانان ما دیکتاتوری ندیده اند.docx
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند.docx
من هیچ علاقه ای به پرداختن به مسائل سیاسی نداشته و ندارم. اینکه همچنان وقتم با با وبلاگنویسی هدر می دهم و پافشاری دارم تا یادداشتهایم در تاریخهای مناسبی مرتبط با رویدادها منتشر شوند تنها و تنها بخاطر مشکل حیثیتی است که مادرجندگان جرثومه پان ایرانیست برایم ایجاد کردند. اینکه نخست در تله امنیتی جرثومه پان ایرانیست گرفتار شدم و فعالیت در قالب جرثومه پان ایرانیست به معنی پادویی برای وزارت اطلاعات است. دوم اینکه برای خلاصی از این بی آبرویی به ناچار فعالیتهایی کردم تا هم تمایزم با جرثومه پان ایرانیست روشن باشد و هم شائبه ای نسبت به همکاری با وزارت اطلاعات پیش نیاید. سوم اینکه روشن باشد که خروجم از ایران طبق تشریفات قانونی مرسوم بوده است. درباره موافقتهایی هم که در برهه هایی – به ویژه در فاصله 29 آذر 88 تا آبان 91 که در تله امنیتی پان ایرانیست گرفتار بودم – از شاهزاده رضا پهلوی داشتم، مختصراً به صحبتهای اخیر دکتر حسن عباسی و نیز آقای رسایی نماینده تهران در مجلس اشاره می کنم که هر دو تأکید کرده اند که گزینه آمریکا برای آینده ایران نه رضا پهلوی، که کسی چون حسن روحانی است. حمایتهای من هم بخاطر مخدوش کردن برنامه اصلاحچیان برای آینده ایران بود، نه از روی ارادت شخصی یا وابستگی سیاسی. به هر روی من قائل به ایستادگی قاطع و به هر قیمتی در برابر زیاده خواهی بیگانگان و به ویژه غرب بوده و هستم و نارضایتی ام از جمهوری اسلامی ایران بخاطر مواضعی چون تنش زدایی و نرمش قهرمانه بود. همچنین نگرانی ام از رویکردهایی به مانند پافشاری بر فعالیتهای هسته ای یا مداخله در سوریه ناشی از بی اعتمادی به نظام در ایستادگی قاطع بر سر مواضع بود که در نمونه هایی چون جام زهر و برجام به تلخی تجربه شده بود. همچنین از یازده سپتامبر همواره خطر حمله نظامی آمریکا و متحدانش برایم متصور بود و پیوسته نگران تکرار سرنوشت افغانستان و عراق در ایران بودم؛ چرا که آن سرنوشت را ناشی از عدم قاطعیت در برابر دشمن می دانستم و این عدم قاطعیت در جمهوری اسلامی هم نمود داشت. اگر نه در صورت قاطعیت، باکی از چنان جنگ محتملی نبود. در ضمن اینکه من سال 90 در یادداشتهایم آورده ام که بشار اسد قطعاً سقوط خواهد کرد، با آنچه که سرانجام روی داد نسبتی ندارد و به معنی درستی تحلیل من نیست. همچنین اینکه پس از برجام بارها با نگرانی تأکید کرده ام که تحریمها می ماند و به اعتراضات خیابانی می انجامد و آمریکا و غرب به بهانه حمایت از معترضان به ایران حمله می کنند، با آنچه امروز در کشور حادث شده و حمله احتمالی آینده تناسبی ندارد و به معنی درستی آن تحلیلها نیست. یک مؤلفه دیگری در محاسبات وجود دارد که اگر آن نبود، من نسبت به وضعیت فعلی و مخاطرات پیش رو قطعاً بی توجه بودم، اما چون آن مؤلفه وجود دارد، من آماده جانبازی برای جمهوری اسلامی ایران هستم. آن مؤلفه هم این است که حتی اگر در چنان جنگی ایران شکست بخورد، مطمئنم جماعتی هستند که تا آخر خط بایستند و من با آنها هستم
گفتگویم با یکی از دوستان قدیمی پس از حمله آمریکا به تأسیسات هسته ای کشور
پس از حضور آقای خامنه ای در مجلس عاشورا در حساب اکس فرستادم
تا یادم نرفتم اضافه کنم که پیشتر دو مورد از اقدامات تاریخی آقای خامنه ای را ذکر کرده بودم. یکی ایستادگی در برابر فتنه انتخاباتی ارتجاع سبز در سال 88 و دیگری بی اعتنایی به پیام ترامپ با وساطت نخست وزیر ژاپن. بعد از آن و تا به امروز چند مورد دیگر هم پیش آمده که لازم به ذکر می دانم: تصمیم برای پاسخ نظامی به رژیم صهیونیستی در پس حمله به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در سوریه، ایستادگی قاطع در برابر تهدیدات ترامپ در تابستان گذشته و سرانجام اوج سربلندی تاریخی بخاطر هدایت جنگ تحمیلی دوازده روزه علیه رژیم صهیونیستی، آمریکا و ناتو
همچنین پناهندگی سیاسی من به تصمیم خودم تبدیل به اقامت عادی شده است و من بجز گذرنامه جمهوری اسلامی ایران گذرنامه دیگری ندارم. اگر وزارت اطلاعات هم ایجاد دردسر غیرقانونی نمی کرد، اصلاً دلیلی برای پناهندگی سیاسی ناگزیر پیش نمی آمد. از سال تحصیلی جاری نیز تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی فرآیند را در دانشگاه فنی وین آغاز کرده ام و عجالتاً مهمترین دلیلم برای زندگی در اتریش همین است؛ از جمله مهترین دلایلی که فرصتی برای مسائل پیش پا افتاده ای مثل وبلاگنویسی ندارم هم همین است؛ به ویژه که چند سالی از ارتباط تحصیلی و کاری با حیطه مهندسی به کلی دور بوده ام