22 May 2008

بازگرداندند خرمشهر را

 

e2e6efbe9c49d973215a214f25514dc9.jpg

ز موبد شنیدستم این داستان

 

که باخواند از گفته باستان

 

از این مارخوار اهرمن چهرگان

 

ز دانایی و شرم بی بهرگان

 

نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد

 

همی داد خواهند گیتی به باد

 

بسی گنج و گوهر پراگنده شد

 

بسی سر به خاک اندر آورده شد

 

چنین گشت پرگار چرخ بلند

 

که آید به این پادشاهی گزند

 

از این زاغ ساران بی آب و رنگ

 

نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ

 

گذر یافتندی به اروند رود

 

نماندی بر این بوم بر تار و پود

 

نشان شب تیره آمد پدید

 

همی روشنایی بخواهد پرید

 

 

اگر مرز وراهست اگر نیک و بد

 

به گرز و به شمشیر باید ستد

 

بکوشیم و مردی به کار آوریم

 

بر ایشان جهان تنگ و تار آوریم

 

335bba44109e3fcbc72e74e8aeac83a0.jpg

 

نوشتارهای نژادگان درباره آزادسازی خرمشهر و جنگ تحمیلی

 

جنگ تحمیلی تحمیلی

شهر آزاد گشته

یکبار برای همیشه

 نشان لیاقتی که دریغ می شود، و غرامتی که بخشیده

پايان كار كفتار تازي

کفتار! از اعدامت متأسفیم

کفتار بر دار

پان ملخیسم، توهم تهدید

22:45 Posted in Iran | Permalink | Comments (1) | Email this

18 April 2008

نشان لیاقتی که دریغ می شود، و غرامتی که بخشیده

b5ec16ed4ec8eba22fc3527783b93364.jpg 

با اینکه از تاریخ برخی نوشتارهای "نژادگان" مدتها _گاه حتی چند سال_ می گذرد، اما هنوز بازدیدکنندگان از درج دیدگاه ها و نگرشهای خویش ذیل آنها دریغ نمی ورزند. بنا به اهمیت موضوع و اساساً به عنوان تنها کار ناچیزی که در توانم هست بر آن شدم تا یکی از این دیدگاهها را که به تازگی با رشته مهر جناب داریوش احمدرضا بهمنیار، جانباز پرافتخار بسیجی  از کاشمر، ذیل نوشتار "جنگ تحمیلی تحمیلی" دوخته شده، بر رویه "نژادگان" جای دهم

 

  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

به _  جنگ تحمیلی تحمیلی : مدیریت روابط عمومی و سر دبیری محترم  :  گرامیان و محترمان عزیز شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید کمکم کنید نامه مرا بخوانید و اگر امکان دارد چاپش کنید ظلم زیادی ناخواسته در حق من وارد شده

 

    

 

از _ داریوش احمد رضا  بهمنیار       جانباز از کار افتاده بسیجی            22/1/1387

 

کد جانبازی _ 0919025421       درصد جانبازی پانزده درصد

 

مدت حضور در جبهه های حق علیه باطل شش ماه در دو نوبت 1360 تا 1361

 

 

 

  احتراما اینجانب در عملیات آزاد سازی خرمشهر بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپم دچار شکستگی باز استخوان ران پا شدم که تمام استخوان های رانم بیرون آمدند و خودم استخوان ها را میدیدم و هفت دفعه من را در مدت دو سال عمل جراحی کردند و دو دفعه از لگن من استخوان برداشتند و به ران من پیوند زدند و چون بیست سال دنبال پرونده جانبازی خودم را نگرفتم حق مرا بسیار زیاد پایمال کرده اند

 

 

چرا که در زمان سربازی در زمان جنگ به من پنجاه و پنج درصد جانبازی دادند و من را معاف دائم کردند چون در زمان جنگ آدم چلاق مادرزاد را معاف نمیکردند بلکه حداکثر معاف از رزم میشد یا اگر از چند جا شکستگی داشت معاف شش ماهه یا یک ساله میشد و حالا که از کار افتاده کامل شدم و نمیتوانم کار کنم در کمیسیون پزشکی به من پانزده درصد جانبازی داده اند و طبق گفته آقای دکتر ایجادی رئیس کمیسیون پزشکی مرکز در تهران در سال هزار و سیصد و هشتاد و دو به من گفتند دکترهای کمیسیون پزشکی طبق دستور العمل در صد میدهند و شکستگی معمولی ران بین ده تا بیست درصد جانبازی دارد و شکستگی باز ران بین بیست تا سی درصد جانبازی دارد و آنها به اشتباه به تو شکستگی معمولی داده اند

  

 

 زیرا در پرونده پزشکی تو نوشته شکستگی باز ران پا و جدای از ران باید به لگن و زانو و ساق پای شما هم درصد جداگانه بدهند چون از لگن من دو دفعه استخوان برداشتند و به ران من پیوند زدند و پلاتین چهل سانتی را با پیچ و مهره از لگن وارد استخوان ران من کردند و زانوی پایم چون از ساق پای من  میله رد کردند و هجده کیلو وزنه را آویزان کردند باعث شد مفصل های زانوی پای من با اینکه دو سال فیزیوتراپی رفتم خشک شود و زانوی پایم خم نشود و الان که دیگر اصلا خم نمیشود

  

 

و همچنین آقای دکتر ایجادی به من گفتند تو به خاطر لکنت زبانت نمیتوانی در کمیسیون پزشکی حرف خودت را واضح بزنی آخه بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به من که یک نوع ضد هوائی میباشد به من شوک دست داد و من وقتی عجله میکنم یا اعصابم خراب میشود دیگر زبانم قفل میشود و در کمیسیون پزشکی نمیتوانم حرف خودم را واضح بیان کنم و هر چه میکشم از این لکنت زبان من است و همچنین در کمیسیون پزشکی دکترها میگویند همان اول باید دنبال پرونده خودت را در بنیاد جانبازان میگرفتی و لگن و زانو و ساق پایت را هم در برگه جانبازی خودت اضافه میکردی

 

 

  خودشان میگویند تمام مدارک پزشکی تو درست است و حق تو خیلی بیشتر از پانزده درصد است ولی در نامه تو نوشته اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپ و ما نمیتوانیم به لگن و زانو و ساق پایت درصد بدهیم آقای دکتر ایجادی همچنین گفتند باید کمیسیون پزشکی خاصی برای تو در نظر بگیرند یا طبق مدارک پزشکی خودت غیابا به تو درصد بدهند و یا در کاغذی بنویسی (شکستگی باز استخوان ران پا (فمور) بین بیست تا سی درصد است) و در کمیسیون به دکترها نشان بدهی و با اینکه از آن موقع بیشتر از چهار سال و نیم گذشته هنوز مرا به کمیسیون پزشکی نبرده اند

 

 

  با اینکه متولد تهران هستم پرونده جانبازی مرا به تهران منتقل نمیکنند و چهار سال است که مرا به کمیسیون پزشکی نبرده اند به بنیاد جانبازان و امور ایثارگران بارها نامه نوشتم ولی هیچ جوابی به من نمیدهند

 

 

  الان از کار افتاده هستم و زن و بچه ام در خانه مادر زنم در تبریز زندگی میکنند چون در تبریز ازدواج کردم و مادرم بچه تبریز است و خودم الان در شهر پدری خودم در خانه پدری زندگی میکنم و از کاشمر به جبهه اعزام شدم وضع زندگی من بر اثر فقر فلاکت بار شده نه میتوانم کار کنم و نه حقوقی به من میدهند فقط یک سال است سپاه پاسداران کاشمر ماهی یکصد هزار تومان به من حقوق میدهد که آن هم کد حقوقی ندارم و نه عائله مندی و نه پاداش و نه عیدی به من نمیدهند

 

 

  نمیدانم چه کار کنم شما را به خدا قسم میدهم مرا از این زندگی فلاکت بار نجات بدهید یا به سپاه پاسداران کاشمر قسمت ایثارگران آقای روزبه بگوئید که لگن و زانو و ساق پا را به پرونده ام اضافه کنند یا دستور بدهید پرونده جانبازی مرا از بنیاد جانبازان کاشمر به بنیاد جانبازان تهران منتقل کنند چون متولد تهران هستم یا دستور بدهید طبق دستور العمل دکترهای کمیسیون پزشکی شکستگی باز ران پا را به من بدهند که بین بیست تا سی درصد است و در پرونده پزشکی من موجود است و لگن و زانو و ساق پایم را هم که از عوارض ثانویه است به آنها هم درصد جداگانه بدهند تمام مدارک پزشکی من در پرونده جانبازی من موجود است و الان لگن من سالی دو بار چرک میکند که هر دفعه باید دو هفته در بیمارستان بستری شوم و یا کمیسیون پزشکی خاصی به صورت علنی یا غیر علنی برای من در نظر بگیرند

 

 

  شما خودتان اگر از آقای دکتر حسین دهقان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران بپرسید یا از دکترهای کمیسیون پزشکی بپرسید شکستگی باز ران پا چقدر است به شما خواهند گفت بین بیست تا سی درصد است آخه چطوری به من این قدر ظلم کرده اند و پانزده درصد به من جانبازی داده اند حالا لگن و زانو و ساق پای من که درصد جداگانه دارد کد جانبازی من هم _0919025421 _میباشد که میتوانید تمام مدارک پزشکی و جانبازی مرا ببینید

 

 

شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید کمکم کنید به خدا خجالت میکشم این حرف ها را بگویم ولی برای پسرم که در تبریز در دبیرستان پیش دانشگاهی درس میخواند پول ندارم که کتاب برایش بخرم حتی سالی یک مرتبه بیشتر نمیتوانم به بچه هایم در تبریز سر بزنم چون زانو و لگن من به من این اجازه را نمیدهد که بیست و چهار ساعت در اتوبوس بشینم

 

 

  زنم میگوید پسر دائی من چهل درصد جانبازی دارد هم کار میکند هم حقوق میگیرد و من را بی عرضه خطاب میکند و مرا تهدید به طلاق کرده است نمیدانید به چه وضع فلاکت باری افتاده ام بر اثر مصرف آمپول های کورتون و مشابه دچار پوکی استخوان شدید شده ام و بر اثر مصرف قرص های درد دچار زخم معده شده ام لااقل مرا سر کار آسانی بگذارند تا بتوانم خرجی خودم را در بیاورم میگویند دیر اقدام کردی

  

 

آخه من برای تکلیف برای خدا و اسلام و ایران به جبهه رفتم و میگفتم نباید به خاطر پول اجر خودم را از بین ببرم الان هم اگر زن و بچه نداشتم مثل همان بیست و چند سال قبل دنبالش را نمیگرفتم از شما عاجزانه و عاجلانه درخواست میکنم فکری برای من بکنید نگذارید زندگی من از هم بپاشد خداوند تبارک و تعالی شما و خانواده گرامیتان را همیشه سرافراز و سربلند گرداند و به شما اجر نیکو بدهد  خدانگهدار شما باد

 

 

کاشمر _ خیابان مدرس _ مدرس9 _ دومین کوچه سمت چپ _ پلاک8

 

تلفن 05328243493        تلفن همراه 09359725407  _ صدور شناسنامه حوزه 2 تهران

 

ایمیل من darbbahmaneyar@yahoo.com       محل تولد : تهران  _  نام پدر : غلامرضا

 

وبلاگ من   www.bahmaneyar.blogfa.com         شماره شناسنامه : 69613

 

داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی

23:45 Posted in Society | Permalink | Comments (2) | Email this

19 March 2008

یک لیوان آب هم روش

1bd886bd5343c8d70736125377aea5ec.jpg

کوششهای پدافندی از آبهای مازندران / چهار 

 

 

چند ماه پیش در اوج مبارزات در راستای حق پنجاه درصدی سرزمینم از آبهای مازندران بگونه برنامه ریزی نشده ای با رشید جلالی، سردار سپاه و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس روبرو شدم

 

 

لازم به توضیح است ایشان گیلکی هستند و برای راهیابی به مجلس هفتم از حوزه انتحابیه کرج اذن دخول گرفته بودند

 

 

گفتگوهای من با ایشان آنقدر آزار دهنده و خشم آور بود که از شدت برافروختگی، تا این لحظه حتی در پی به قلم آوردن آن نیز نبودم

 

 

اکنون به عنوان آخرین نوشتار "نژادگان" و آشنایی با نگرشهای کمیسیون امنیت ملی مجلس شرح کوتاهی می آورم

 

 

هنگامی که با او روبرو شدم از آنجا که مجال چندانی نبود به تندی با یک مقدمه کوتاهی از گفتگوهایم با الهه کولایی، که او هم در کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم تیشه بی تیغه اش را به ریشه میهن فرو می کوبید، وارد موضوع شدم

 

 

پرسید: "خوب، نظر شما رو چقدر هست؟" پاسخ دادم این موضوع نظری نیست بلکه یک سری مبانی حقوقی و قانونی هست که حق ایران را مشخص کرده است و مسأله پنجاه درصد را عنوان کردم

 

 

دیدم روضه براستی مویه آور مُد آن روزها را آغازید که دشمن می کوشد با پیش کشیدن پنجاه درصدی که پایه و اساسی ندارد، ملت را در رویارویی با نظام مقدس قرار دهد و اساساً حق ایران در دریایی که خزر می خواندش هیچگاه بیش از 11.5 درصد نبوده

 

 

من از پیش خودم را برای ناسزای 20 درصدی آماده کرده بودم اما با شنیدن این دشنام فراناموسی عنان اختیار از کف دادم و فریاد کنان مراعات دیگر همراهان، از نماینده ولی فقیه تا سردار را کنار گذاشتم

 

 

گفت: "آقا شما اجازه نمی دید مسأله رو توجیه کنیم" و تکه کاغذی از جیب بغلش بیرون آورد و در همان حال در روان نویسش را با کمک دهان نامبارکش باز کرد. همراهان هم دور ما حلقه زدند که حضرت آقا نقشه کدامین گنج را می خواهند افشا کنند

 

 

طرحی کشید و گفت "این دریای خزر" .... این ایران ... اینجا روسیه ... اینهم آذربایجان ... این قرقیزستان ... که بی درنگ به مانند شیری که مترصد دریدن گلوی کفتاری باشد نهیب زدم "قرقیزستان نیست، قزاقستانه ... بله، مشکل همینه"

 

 

بگونه ای دست و پایش را گم کرده بود که جرأت نداشت نام پنجمین کشور کرانه ای را به زبان بیاورد و پس از مکثی بلند و توسل به ائمه هدی با دودلی گفت ... اینجا هم ترکمنستان ... و می دانم که در دل نگران بود مبادا با پاکستان اشتباه گرفته باشد

 

 

بعد با لغزندن دستش یکی از کثافت ترین خطوط هستی را بروی کاغذ کشید (همان توهم آستارا – حسینقلی) و با یک حکم ملوکانه پسماند تاراج دزدان دریایی را با ژست سرداری فاتح به ایران بخشید

 

 

براستی چگونه نماینده کمیسیون امنیت ملی مجلس "ایران" می تواند فرمولی را برای سهمیه بندی دریای مازندران ارایه کند که حتی بدقلق ترین و لجوج ترین همسایه این دریا _جمهوری اران_ سخنی از آن به میان نمی آورد

 

 

هیچگاه چون آن لحظه آنهم خشم را یکجا در سینه ام احساس نکرده بودم که آتش چنین خشمی جز به رشحات آبهای مازندران فرو نمی نشیند

 

 

ایزدبانو آناهیتا نگاهبان دریای مازندران باشد

 

 

 

در همین زمینه:

خداحافظ خورشید

حق پنجاه درصدی در دریای مازندران: یک / دو

کوششهای پدافندی از آبهای مازندران: یک / دو / سه

15:05 Posted in Iran | Permalink | Comments (3) | Email this

19 November 2007

گند راسو - عطر یاس

کوششهای پدافندی از آبهای مازندران / سه

4ffb3a18764b4defd8f9de905a08aa0d.jpg

 

با آگهی به هنگام دوست گرامی، بهرام ورجاوند، از هرزه نویسی روزی نامه اعتماد آگاه شدم

 

 

شعارهاي پوچ سلطنت طلبان و مدعاي بري از خرد اولترا ملي هايي که براي منافع ايران اشک تمساح مي ريزند، فريبي بيش نيست. آنان نمي فهمند که تقسيم پنجاه درصدي «سطح» و «زيربستر» نه امکان پذير است، نه عقلاني، نه محکمه پسند، مضاف به اينکه طرح چنين مقوله يي آن هم در قفاي ماسک شوونيستي پان ايرانيسم، به شدت دولت و ملت ايران را در موضع انفعال ضعف و فرار به جلو قرار مي دهد



 رئيس جمهوري در جريان ملاقات با همتايان شمالي خود نبايد تحت هيچ شرايطي به پيمان نامه هاي 1921 و 1940 اشاره کند. توضيح اينکه در اين پيمان نامه ها از حقوق 50 درصدي ايران سخن رفته است. شبه ناسيوناليست ها ناآگاه به مسائل پيچيده درياي مازندران براي اينکه دولت ايران را متهم به عدول از منافع ملي و عبور از اراضي بر و بحر کنند و افکار عمومي را- که به مباحث حقوقي و روابط بين الملل آشنا نيست- در مقابل دولت قرار دهند، طي روزهاي گذشته مزورانه بلندگو به دست گرفته اند و از تريبون هاي منسوخ سلطنتي قراردادي را علم مي کنند که به واقع نوعي «پيمان نامه بحرپيمايي» است و از کمترين اعتباري براي تعيين رژيم حقوقي درياي مازندران بهره مند نيست

 

براستی در آن هنگام که پژواک ضرب چهار پوتین در سعدآباد، دل هر میهن پرستی را به سینه می کوبانید، زوزه راسو صفتی به نام محمد قراگوزلو در سرمقاله اعتماد هرگز نمی توانست قابل تحمل باشد

 

 

وامانده ای از گله طاعون زده لاشه خوارانی که در عطر یاس غسل طهارت می کردند، غافل از آنکه گند راسو را عطر یاس نیز نمی تواند زدود

 

 

باید بحران هویت ناشی از نامش چاره می شد و می آموخت که مسجد مسلمانان تنها جای اقامه صلات است، نه سوء تفاهمی که با نامش پیدا کرده است

 

 

از اینرو به همراه سیاوش در پی واکنشی درخور و در حد توان برآمدیم و از آنجا که نشانی از لانه این راسو بدست نیامد، تصمیم به حضور در دفتر آن هرزنامه گرفتیم

 

 

با توجه به اینکه از گوشه کنار پی برده بودم که مطلبی بی تایید علیپور نامی (مشاور سردبیر) چاپ نمی شود، برای هشدارها و تذکرات لازم سراغ او را گرفتیم

 

 

بگونه خلاصه

 

عنوان کردیم که اساساً از روسپیان سیاسی که در سنوات ماضیه به نام نامی اصلاح طلب بازار خودفروشان لندن و پاریس و واشینگتن و بروکسل را در راستای تنش زدایی رونق می دادند، هرگز توقع حرکت در راستای منافع ملت ایران نمی رود، اما اقدام علیه امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی و تمامیت ارضی کشور، آنهم در دل پایتخت به هیچ روی تحمل نمی شود

 

 

همچنین سیاوش با اشاره به کتاب تازه چاپ دکتر هوشنگ طالع درباره تجزیه بحرین، یادآور شد که نام خیانت پیشگان در لیست سیاه ملت ایران برای همیشه ثبت می شود

 

 

در برابر پیشنهاد چاپ نوشتاری از سوی ما در پاسخ به سرمقاله محمد قراگوزلو، از آنجا که پرداختن به حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران در چنین هرزنامه ای را لوث شدن این مساله حساس می دانستم، ضمن اشاره به نوشتارهایی که در گذشته به شرق فرستاده بودم، گفتم ترجیح می دهم چنین مطالبی اگر قرار است دوباره نوشته شود در روزنامه ای چاپ شود که مقاله " آواز کوچه باغی " را چاپ کرده بود

 

 

در خلال جدلهایمان، به امید عبرت گرفتن، اشاره ای کردم به واکنشهای نه چندان مسالمت آمیز ملت ایران در برابر فرومایگانی که در دوران اشغال کشور به دست متفقین، به طمع تکه استخوانی به همدستی با بیگانگان می پرداختند

 

 

و در پایان جمله ای که لبخند دایمی آقای علیپور را از چهره اش ربود: شما با در اختیار داشتن رسانه هرچه می خواهید چاپ می کنید و حتی از اهانت به اندیشه ما ابایی ندارید؛ ما نیر در مقابل ناگزیر از واکنش هستیم، اما از آنجا که رسانه ای نداریم واکنشهایمان نیز رسانه ای نخواهد بود

 

 

 

 

در همین زمینه:

خداحافظ خورشید

حق پنجاه درصدی در دریای مازندران: یک / دو

کوششهای پدافندی از آبهای مازندران: یک / دو

 

 

 

 

 

برخی از نوشتارهای سالهای پیش "نژادگان" درباره اصلاحات

بایگانی پرونده اصلاحات

اینسو و آنسوی اصلاحات

روسپی های سیاسی

بدرود تندیس نیرنگ

مرگ مغزی اصلاح طلب ها

01:30 Posted in Iran | Permalink | Comments (8) | Email this

12 November 2007

کوششهای پدافندی از آبهای مازندران / دو

21b5576a35ee097422d5cd22e9a399cc.jpg 

در ادامه پیگیری حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران، تماسی از رادیو بی بی سی دریافت کردم تا درصورت تمایل در میزگرد رادیویی زنده ای که قرار بود چند روز بعد، بیست و هفتم مهر ماه  با موضوع دریای مازندران اجرا شود شرکت کنم

 

 

گفتگو با رادیو بی بی سی با آن پیشینه روشنش هرگز نمی توانست مایه خرسندی باشد، اما فرصت بسیار مغتنمی بود برای پدافند از حق قانونی ملت ایران در آبهای مازندران

 

 

در این میزگرد فردی به نام دکتر تورج اتابکی (که استاد دانشگاه، مقیم هلند و کارشناس دریای مازندران و آسیای میانه و قفقاز معرفی شد)، روزنامه نگاری به نام مهاجر از تهران و من مجال گفتگو داشتیم

 

 

به دلیل حجم بالای این گفتگو امکان بارگذاری آن نیست، از اینرو پیاده شده آنرا به همان شکل محاوره ای در دنبال می آورم و برای جلوگیری از به درازا کشیدن نوشتار از افاضات حضرات اتابکی و مهاجر در می گذرم

 

 

تنها اشاره می شود که تورج اتابکی بر سهم بیست درصدی ایران پای می فشرد، آنهم با استدلال هایی چون: کشورهای دیگر حق پنجاه درصدی ایران را نمی پذیرند. باید دید کشورهای ساحلی به چه رضایت می دهند. بیست درصد بیشتر نزدیک به واقعیت است. ایران نمی تواند سر پنجاه درصد پافشاری کند و این خیلی غیر قابل قبول است و باید به بیست درصد تن داد

آن روزنامه نگار هم که گمان کنم در هپروت سیر می نمود بزرگترین دغدغه اش اهمال دولت در بهره گیری از ویژگی های گردشگری و ترانزیتی این دریا بود

 

 

607d99eede3dd03aae0cdc59bebb0e1e.gif

 

آیا شما مشخصا ً... این مسأله نفت دریای خزر برای شما موضوع حساسیت برانگیزی بوده

 

عرض کنم خدمتتون که مسأله دریای مازندران صرفاً مسأله نفت نیست؛ بحث، بحث یکپارچگی سرزمینی، گستره سرزمینی و تمامیت ارضیه و مسأله ایه که طبق مبانی حقوقی و تاریخی جزء ... جزیی از خاک این کشوره، جزیی از گستره سرزمینیه، فقط مسأله نفت نیست. حتی اگر نفتی هم اونجا نداشت دلیل نمی شد که حقوق ملت ایران زیر سئوال بره

 

 

 

شما فکر می کنید که حقوق ملت ایران الان چی هست

 

ببینید، طبق معاهداتی که در گذشته بوده بین ایران و شوروی _ قراردادهای 1921 و 1940 _ مالکیت مشاع بوده بین ایران و شوروی؛ صحبت از درصد نشده، درسته، ولی حالا که سه تا کشور جدید حول و حوش این دریا شکل گرفته اند، ما رژیم حقوقی رو در قالب همون معاهده ها دنبال می کنیم. رژیم حقوقی معین هست، یک سری ابهاماتی داره، این ابهامات باید در چارچوب همون پیمان نامه های قبلی حل و فصل بشه نه اینکه ...

 

 

 

پس شما فکر می کنید مبنا رو باید همون قراردادهایی بذاریم که ایران با شوروی بست

 

اصلاً فکر کردن من نیست، این پایه حقوقی داره. چراکه خود این جمهوری ها هم در بیانیه آلماآتی، سال 91، پذیرفتن که همه تعهدات شوروی رو ... تعهدات بین المللی رو اینها قبول دارند، پذیرفتند

 

 

 

حالا شما چی می گید؟ واقعیات موجود به گفته تورج اتابکی اینطور هست که ما نمی تونیم از اون نقطه شروع کنیم؛ نقطه پنجاه پنجاه

 

ببینید من احترام میذارم به ایشون ولی باید عرض کنم که بر خلاف نظر ایشون ما اصلاً محدودیت نداریم در این مسأله، چرا که بدون توافق ایران رژیم حقوقی تعیین نمیشه. خود این کشورها بین خودشون قرار گذاشتند که توافقات دوجانبه و سه جانبه اصلاً قابل قبول نیست و باید همه موافق باشند

 

 

 

خوب بدون ایران به جایی نمی رسه ولی بدون موافقت بقیه هم به جایی نمی رسه

 

باشه، ما کمترین کاری که می تونیم بکنیم، حتی اگه توان این رو نداریم که حقوق خودمون رو احقاق کنیم، نمی تونیم ... می تونیم که دفع الوقت کنیم. می تونیم اصلاً موافقت نکنیم با چیزی، رژیم حقوقی اصلاً معلوم نشه

 

 

 

خوب این اتفاقیه که داره ... تو 15 سال گذشته افتاده پس اونچه که افتاده طبق منافع ملی ایران بوده دیگه؟ یعنی دفع الوقت

 

دست کم راه رو ما برای نسلهای آینده باز میذاریم که اگر ما از نظر موضع سیاسی قدرتمند شدیم بتونیم حقوق خودمون رو احقاق کنیم

 

 

 

حالا شما ... به نظر شما اون بحث 20 درصدی که الان بیشتر از همه نزدیک به واقعیت هست، اون رو حاضرید تحت هر شرایطی بپذیرید؟ اگه اونطور که آقای دکتر تورج اتابکی هم میگن دفع الوقت الزاماً به نفع ایران نباشه

 

ببینید، اولاً که این نظر ایشون رو اگه ما بپذیریم، منابع نفتی غنی تر خارج از محدوده ایران قرار می گیره ... یه مسأله، مسأله مهمی که من خیلی روش تأکید دارم: مسأله نفت یه بحث فرعیه بهره برداری از منابع یه بحث فرعیه، مسأله تمامیت ارضی هست

 

اون شبی که آقای پوتین قرار بود بیاد تهران من خودم یه نفره از محل کارم که اومدم، سریع یه پارچه نوشته ای رو آماده کردم رفتم نهاد ریاست جمهوری ... اونجا یه نفره ... یه پارچه نوشته ای با این مضمون که: کوتاهی از حق 50 درصدی دریای مازندران خیانت به خون شهیدان و تمامیت ارضی ایرانه

 

 مسأله نفت نیست فقط، حتی اگه کویر بود اونجا، حتی اگه هیچ منابعی نداشت اون جزء گستره سرزمینی ما و تمامیت ارضیه ماست

 

 

 

کلام آخر از طرف شما چیه؟ بفرمایید

 

من فقط عرض می کنم که اگر به قول آقای اتابکی کشورهای دیگه نمی پذیرند حق 50 درصدی ایران رو، هر قراردادی هم اگر ایران حتی امضا بکنه و منافع ایران زیر سئوال بره، 50 درصد ایران 49 بره، ملت ایران نمی پذیره این رو؛ همونطور که هنوزم که هنوزه از نظر ملت ایران تجزیه بحرین غیر قانونی بوده

 

 

 

در همین زمینه:

خداحافظ خورشید

حق پنجاه درصدی در دریای مازندران / یک

حق پنجاه درصدی در دریای مازندران / دو

کوششهای پدافندی از آبهای مازندران / یک

22:30 Posted in Iran | Permalink | Comments (2) | Email this