Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی حاکم بر ایران

در همسویی با دکتر احمدی نژاد من هم در نامه ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، به نرمش قهرمانانه ای پرداخته ام که به فقر فراگیر کنونی در جامعه ایران انجامیده است

 

 

گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو

گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت

 

آقای علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی حاکم بر ایران

 

این چند سطر را پیرو نامه دکتر احمدی نژاد مورخ 22 آبان ماه 96 تنظیم میکنم. نامه ای که از لابلای انبوه شعارهای ذهنی و نمایشی کار بدستان، پرتو نوری بر واقعیت های عینی ایران امروز افکنده و وضعیت این کشتی شکسته را در گرداب حوادث کنونی و مخاطرات قطعی پیش رو بازگو کرده است

 

امروز گروههای گوناگون جامعه، از کارگر بی مزد و سپرده گذار مالباخته و بازنشسته بی حقوق تا شاغل درمانده از هزینه های زندگی، در حالی به سفره های رنگ باخته خود می نگرند که با نرمش قهرمانانه شما میلیونها دلار از سرمایه ملی سیمان گرفته شده است و در مقابل پیمان نامه بی سرانجامی بر گرده این جامعه تحمیل گردیده که یک روز قرار است به آتش کشیده شود و دیگر روز بناست که ریز ریز گردد

 

ما چه گناهی کردیم که رفیق دیرین تان، شیخ اکبر رفسنجانی، با تهدید اسراییل به حمله اتمی، همگان را به حقوق هسته ای ما بدگمان کرد و شیخ حسن روحانی، نماینده شما در شورای عالی امنیت ملی، رفع این نگرانی ها را در مذاکره بر سر اصل حقوق ملی ما پنداشت؟ آن هم با کشورهایی چون انگلیس و فرانسه با پیشینه مشخص استعماری! چه کسانی فعالیت های هسته ای را به سوی کاربرد نظامی منحرف کرده بودند که ما و نسلهای بعدی ما باید تاوانش را بدهند؟

 

عزیز گرامی

 

ما که از سال 84  مدیریت پرونده هسته ای را به یکی از خودمان سپرده بودیم تا نشان دهیم که هم جسارت دفاع از حقوق مان را داریم و هم زیرکی گذر از گردنه های مسیر را، ما که هم به چرخه سوخت هسته ای دست یافته بودیم و هم در توافقنامه تهران مورخ 27 اردیبهشت ماه 1389 بدون پذیرش هیچ تعهدی، شرایط خودمان را اعمال کرده بودیم، دیگر چه نیازی به نرمش قهرمانانه داشتیم؟

 

چه کسانی بازی برده را به تحریمهای فلج کننده نفتی و بانکی سال 90 کشاندند که امروز نرمش قهرمانانه اش از آن شما باشد و بی رنگی اش در سفره ما؟

 

ما که می دانستیم چگونه و با چه طرفهایی و بر سر چه موضوعی مذاکره کنیم، چه نیازی به تصمیم شما برای مذاکره یواشکی با کدخدا آن هم بر خلاف نظر رییس جمهور -  در مسقط داشتیم، که امروز می بایست افزون بر تنگناهای همه جانبه، منت نرمش قهرمانانه شما را هم به دوش کشیم؟ اگر بنا بر نرمش قهرمانانه داشتید چرا پیش از اجرایی شدن تحریمها اقدام نکردید تا اگر حقوق هسته ای مان را بر باد می دهید دستکم فشار تحریمها را بر گرده مان تحمیل نکنید؟

 

 آنگونه که از نامه دکتر احمدی نژاد بر می آید، ایشان به عنوان یکی از ما، بارها دغدغه های عمومی را اطلاع داده اند، اما وضع زندگی مردم نشانی از توجه به این گوشزدها ندارد. جدای این بی توجهی ها، امروز همنوایی همه جانبه ای هم برای خاموشاندن این تنها صدای ما به گوش میرسد که بلندتر از همه صدای شما از پشت بلندگو است

 

چه گناهی کردیم که با گذشت دو دور از انتخابات 88، علیرغم افزایش چشمگیر شمار واجدان شرایط شرکت در انتخابات، هنوز داغ آن نتیجه دست نیافتنی بر دل بازندگان همیشگی سنگینی میکند؟ چه گناهی کردیم که ثابت کردیم می شود و می توانیم پیروز باشیم؟  آیا بجز میلیونها دلاری که زیر سیمان مدفون گردیده و حقوق مسلمی که از ما و نسلهای بعدی ما به تاراج رفته است باید هزینه بیشتری برای نرمش قهرمانانه شما بپردازیم؟  

 

پیداست که این حد از نابسامانی قابل دوام نیست و بیگمان روح بزرگ راستی جویان، کالبد سیمانی دروغ را در هم خواهد شکست

 

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

 

ساسان بهمن آبادی

وین شامگاه 8 آذر ماه 1396

The comments are closed.