22 February 2006

کردان یزیدی در گرجستان

کردان یزیدی احتمالاً در عهد سلطنت سزار گرجی سوم (نیمه دوم سده دوازدهم میلادی) که یکی از قبایل کرد، میانرودان را ترک کردند و در ارمنستان ساکن شدند، به گرجستان رفتند
سپس شماری از آنها به خدمت سزار گرجی درآمدند. محقق است که دو کرد یزیدی، آیین مسیحیت و نامهای تازه ای برگرفتند و از آن پس بعنوان رهبران نظامی و محافظان شخصی ملکه تامارا (اواخر سده 12 و اویل سده 13) شهرت زیدی بهم زدند
هنگامیکه امپراتوری بیزانس فروریخت، ترکیه بارها کوشید که نفوذش را بر همسایگان بگستراند. از سده پانزده میلادی، به مدت سیصد سال، ایران عثمانی برای استیلا بر قفقاز و میانرودان به جنگهایی دست زدند. کردها نخستین کسانی بودند که دست به گریبان این مخاصمه ها بودند
بر پایه اسناد تاریخی، در دهه 1760 کردها از سزار گرجستان، ایراکلی دوم تقاضای یاری کردند. در آوریل 1770 سزار گرجی طی نامه ای به رهبر کردها _چوبان آقا_ با قول پشتیبانی همه جانبه آنها را به نبرد با دشمن مشترک _ترکیه_ فراخواند
سزار گرجی نه تنها حواهان آن بود که در جدال با ترکیه جانب کرده را بگیرد، بلکه می خواست آنها را از خاور میانه به گرجستان منتقل کند. اطلاعاتی هست که چهار هزار خانواده کرد در "کاختی" (شرق گرجستان) ساکن شدند
هنگامی که روسیه پیمان صلح ترکمانچای را در دهه 1828 با ایران امضا کرد، کردها مجال یافتند تا بعنوان رعیت، به گرجستان روند. در نیمه پایانی سده نوزدهم، آنها آغاز به ورود پرشمار کردند. موج گسترده دیگر مهاجران یزیدی حتی بعدها در1915_1917 بود
آنها برای نجات جان خود، ترکیه را ترک گفتند. اطلاعاتی هست که نه تنها ترکها، که حتی کردان مسلمان هم ضد یزیدی ها بودند. مورخان یزیدی بر این باورند که در یک روز پنجاه و شش هزار تن از هم کیشان شان بدست کردان مسلمان در رودخانه آراکس کشته شدند

 

در همین رابطه

کیش یزدانی

05:45 Posted in Kurds | Permalink | Comments (3) | Email this

15 February 2006

پایی فراتر از گلیم

هارون یشایایی، رییس انجمن یهودیان  تهران، به تازگی با فرستادن نامه ای به دکتر احمدی نژاد پا از گلیم خویش فراتر نهاده و به زیاده گویی پرداخته است. از اینرو بر آن شدم تا بعنوان یکی از صاحبان راستین این سرزمین، به موجودی که به نادرست شهروند ایران شمرده می شود پاسخی درخور دهم و از آنجا که در کشور ما دست کم در این یک مورد آزادی بیان وجود دارد، بر آنم که این نوشتار را به انجمن یهودیان تهران نیز بفرستم
نخست بخشهایی از نامه مورد نظر که در تارنمای پارسی بی بی سی آورده شده است

 برنامه سازیها و تأکيدات روزانه صدا و سيمای جمهوری اسلامی و بعضی ديگر از رسانه ‏های گروهی بر افسانه بودن کشتار يهوديان به دست رژيم نازيهای هيتلری (هولوکاست) و به چالش کشيدن يکی از بديهی ‏ترين و غم ‏انگيزترين حوادث بشری در قرن بيستم، موجب بهت و حيرت جهانيان و دلهره و ترس جامعه کوچک يهودی ايران شده است

چگونه ممکن است فاجعه جنگ جهانی دوم و وقايع و اثرات آن را که موجب نابودی حدود پنجاه ميليون انسان در نقاط مختلف جهان شده و ميهن ما بيش از ساير نقاط جهان از آثار و عواقب آن لطمه ديده است را از پشت شيشه کدر تعصبهای روزمره سياسی، عمدتاً ناشی از فرهنگ سکولار غربی بررسی کرده، جنايات فاشيستهای هيتلری را توجيه‏ پذير جلوه داد
چگونه ممکن است اصل اعلام شده در اساسنامه حزب و ارتش نازیها را مبنی بر پاکسازی اروپا از وجود يهوديان به چالش و ترديد کشيد و تئوری نژادپرستانه فاشيستها را فراموش کرد، مگر نمی ‏توان کتاب 'نبرد من' نوشته آدولف هيتلر يا نطقهای موجود گوبلز و هيملر را يک بار ديگر خواند
رئيس انجمن کليميان تهران، حتی به آقای احمدی نژاد گوشزد کرده که نفی کشتار يهوديان می تواند "ارزشهای انقلاب اسلامی و رهنمودهای امام راحل و نظام فکری ديرپا و ارزشمند ايرانيان" را فدای "احساساتی زودگذر و بشدت سياسی" کند
وی به عنوان مسئول مهمترين تشکيلات يهوديان ايران ابراز نگرانی کرده که "ارزشهای انقلاب شکوهمند اسلامی ملت ايران در برابر احساسات نژادپرستانه يا ميهن ‏پرستانه کاذب به سبک رضاخانی در توجيه کشتار يهوديان اروپا به دست فاشيستها کمرنگ
به نوشته او، "تشکيل سمينارهای متعدد در نفی وجود 'هولوکاست' با اعلام نتايج قبلی آن هيچ دستاوردی برای ملت ايران يا مسلمانان جهان و مردم فلسطين نخواهد داشت و فقط عقده‏ های نژادپرستان را تسکين می ‏دهد

 

نخست آنکه باید پرسید ترس جامعه کوچک یهودیان ایران از چیست؟ پژوهش و بررسی یک برهه از تاریخ بشر چه جای دلهره و دهشت دارد؟ مگر آنکه واقعاً این نیم کاسه، کاسه ای دیگر را در زیر خود پنهان داشته باشد؛ که اگر چنین باشد جامعه یهودیان ایران را باید چون کودکی به شمار آورد که از کنار رفتن پتو از روی تشک باران خورده خود نگران است
در جایی دیگر گفته شده " میهن ما بیش از سایر نقاط جهان از آثار و عواقب جنگ جهانی دوم لطمه دیده است." در مورد آسیبهای دردآور ایران از جنگ جهانی دوم بحثی نیست. اما ایران، همانگونه که از نامش برمی آید _سرزمین آریایی ها_ کمترین تعلقی به سامیان ندارد و چند هزاره ارتزاق از سفره ایران زمین نباید یهودیان را به داشتن حقوقی بیش از یک میهمان امیدوار سازد و به ادعاهایی چنین جسور گرداند. جامعه یهودیان ایران باید بداند اظهاراتی اینچنین، میهمان را به نفسی مبدل می کند که فرو رفته و قصد برآمدن ندارد؛ در نتیجه بعنوان تنها گزینه گریزی از سرفه نخواهد بود
اما در مورد کتاب "نبرد من"، اساسنامه حزب نازی و نطقهای رهبران حزب باید پرسید آخر کجای این نطقها و نوشتارها پاکسازی اروپا از وجود یهودیان، با دست یازیدن به مکانیزم کشتار گروهی و یهودی سوزی عنوان شده است
جالب اینجاست که قومی به نژادپرستی می تازد که به جز خود، همه انسانهای دیگر را کره اسب می داند و کسانی به کتاب "نبرد من" خرده می گیرند که با مقدس شمردن "کتاب مزخرف" آبروی نداشته خود را در طبق اخلاص نهاده اند
در پایان این عنصر غیر آریایی، برای در امان ماندن از پیامدهای احتمالی این نامه، عزم بر صعود از اعضا و جوارح جمهوری اسلامی کرده و برای ارزشهای انقلاب و رهنودهای امام راحل دل می سوزاند و برای افزودن به پیاز داغ قضیه، رضا شاه را میهن پرستی دروغین نامیده است. آخر مردک بیگانه! تو اصلاً در جایگاهی نیستی که درباره شخصیتهای تاریخ این سرزمین زبان بجنبانی. لگام بر دهان بگیر و علی الحساب تنبان خویش را بچسب و پای را با اندازه گلیم پاره ات دراز کن

 

پی نوشت
از آنجا که یهودیان با لطف و چراغ سبز خودمان به این سرزمین فراخوانده شده اند، بودنش بعنوان میهمان می تواند قابل تحمل باشد؛ اما نه با امتیازاتی چون حق رأی
در ضمن بر آن هستم که بعنوان یک آماتور در مسابقه کاریکاتور روزنامه همشهری _افسانه هولوکاست_ شرکت جویم

دو نمونه از کارهای من / کلیک کنید

 

medium_sasan..jpgmedium_no_arabs.2.4.jpg

04:40 Posted in Society | Permalink | Comments (0) | Email this

11 February 2006

در گرامیداشت سرور مهرداد

medium_mehrdad1.jpg

بعد از ظهر آدینه در مجلس گرامیداشت سرور محمد مهرداد شرکت جستیم. نخستین فردی که توأماً حضور ما را خوش آمد گفت و تسلیت ما را پذیرا شد جناب خسرو سیف، دبیر کل حزب ملت ایران بود که بلافاصله به برنامه ای که برای ملاقات سرور مهرداد داشتیم اشاره کرد و اندوه ما را فزون ساخت. هرچند که جناب سیف گفتند عزم ما را برای ملاقات، در بیمارستان به عرض سرور مهرداد رسانده بودند، اما من به شخصه واقعاً کوتاهی و اهمال خویش را نمی توانم نادیده بگیرم و از این بابت حقیقتاً در عذابم
در میان انبوه سپید مویان، تعداد انگشت شمار جوانان خودنمایی می کرد اما هر چه جستیم، در آن میان نشانی از تمامیت خواهان و انحصارگرایان آرمان ندیدیم. سرورانی که برای الاحوازیون سینه چاک می کنند و با انتقادات متقابل هم دچار برانگیختگی می شوند، صرف نظر از عیادت و احوالپرسی، حتی حاضر نشدند برای دل آرامی بازماندگان و هم اندیشان قدم رنجه کنند و یا از آن بیانیه های گهربار چند خطی افاضه نمایند
در مجلس چهره های آشنایی چون خسرو سیف، پرویز ورجاوند، تکمیل همایون ... حضور داشتند

 

مسابقه ویژه نژادگان

از نگاه شما، با توجه به تصاویر زیر، چرا هیچ پرتقال فروشی در مراسم تشریف فرما نشده بود؟
توضیح مهم: انتظار پاسخ نداریمmedium_mehrdad4.jpg

 

 

 

 

 

 

medium_mehrdad2.jpgmedium_mehrdad3.jpg

 

 

 

 

 

 

می دانم که برخی جملات این نوشتار خاطر شماری از دوستان گرامی را رنجیده خواهد کرد

در همین رابطه: درگذشت یک پان ایرانیست 

09 February 2006

درگذشت یک پان ایرانیست

محمد مهرداد، سرباز باورمند آرمان پان ایرانیسم به تازگی در گذشت. او که در سازمان "پرچمداران پان ایرانیسم" ایران پرستی را می کوشید در رویدادی تروریستی در 16 بهمن سال 1330 بوسیله گلوله قطع نخاع شد و تا پایان عمر به مدت 54 سال در بستر روزگار گذرانید
درگذشت ایشان از سویی باعث تأسف دو چندان است، چرا که به همراه سیاوش در پی آن بودیم که به دیدار ایشان بشتابیم. به هر روی آنچه از ایشان گفته می شد روحیه بالای وی علیرقم ناتوانی، مطالعه پیوسته درباره مضوعات روز ایران و امید و باورش به پیروزی بود

مراسم گرامیداشت ایشان روز آدینه 21 بهمن از ساعت 16 تا 17:30 در مسجد نبی، انتهای خیابان کارگر برگذار می شود

 

medium_mehrdad03.jpg

  medium_mehrdad01.jpg

medium_mehrdad02.jpg

06 February 2006

مجالی برای کباده کشان ملی گرایی

سرانجام پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت گزارش شد تا حلقه فشار بر گردن کلفت جمهوری اسلامی تنگتر شود و همانگونه که از آغاز پیش بینی کردیم، موضع گیری های انقلابی دکتر احمدی نژاد کلنگ گور رژیم را بکوبد
شرایط بگونه ایست که بر خلاف دوره خیمه شب بازی ملا محمد خاتمی، دیگر آغوش رم و وین و پاریس و برلین پذیرای رییس جمهور اسلامی نمی باشد و تنها ملاقاتی های رژیم در سیاهچال انزوایش، هم سلولی های کوبا و ونزوئلا می باشند

به هر روی فشاری که زین پس آرام آرام خرخره رژیم را خواهد فشرد مجالی است تاریخی برای گروههای ملی و میهنی تا با ایفای نقش مناسب و بخردانه، ملت ایران را توأماً از شر پالان پوشان تازی تبار و تهدید کاملاً جدی حمله نظامی برهانند

 

در همین رابطه

فرجه پیدای رادیکال: دلایل "نژادگان" در پشتیبانی از احمدی نژاد در دور دوم انتخابات

آزادراه شورای امنیت

02:30 Posted in Politics | Permalink | Comments (2) | Email this

All the posts