25 May 2006
بیانیه حزب پان ایرانیست

به نام خداوند جان و خرد
پاينده ايران
بيانيه حزب پان ايرانيست درباره وقايع اخير
رويداد هاي چند روز اخير آذربايجان و آنچه سبب اعتراض هم ميهنان آذربايجاني گرديده هرگز از نگاه و منظر حزب پان ايرانيست به دور نبوده و در سال هاي اخير بارها و بارها، توجه حاكميت را به مطالبات اقوام ايران زمين جلب كرده است اما متأسفانه انديشه هاي فرقه اي مانع از آن شده كه به توصيه هاي ميهن پرستان دلسوز ايران توجه گردد
حوادث خوزستان ـ كردستان ـ بلوچستان و آذربايجان، هيچ يك نتوانسته مسئولان حاكميت فرقه اي را به سوي واقعيت ها رهنمون كند و براي حفظ وحدت ملي و تأمين نيازها و عنايت به خواسته هاي اقوام ايراني دست از زورگويي و سركوب هم ميهنان بردارند
بدون ترديد، روزنامه اي كه متصل به بدنة حاكميت است با الهام از مشي حاكميت فرقه اي توانسته مرتكب چنين خطاي بزرگ اجتماعي و فرهنگي گردد و اين مشت نمونة خروار است
بايد در اين شرايط سخت همة توان و كوشش خود را براي رفع آلام و دردهاي اقوام ايراني به كار برد و بهانه به دست ماجراجويان تجزيه طلب و سياست هاي استعماري نداد، زيرا پاره پاره كردن روان اجتماعي اين ملت بزرگ هميشه در دستور كار اربابان زور و تزوير جهاني و سلطه طلبان ضد ايراني بوده است در حالي كه بايد بدانند كه فقط يك حقيقت جاودانه وجود دارد و آن هم وجود ملت واحد ايران در همة ايران بزرگ است و جايي براي خيال بافي ها و لفاظي ها متصور نيست
حاكميت فرقه اي كه پس از 27 سال حكومت قادر به درك بايدهاي تاريخي و اجتماعي و سياسي ايران نيست و راه حفظ وحدت ملي و تماميت ارضي و احترام به حقوق حقة ايرانيان را درنيافته، رواست كه هر چه زودتر، جاي خود را به آزادگان ميهن پرست و عاشقان ايران و ايراني بدهد و بيش از اين ساختار شكوهمند ملت بزرگ ايران را ملعبة بيگانه و بيگانه پرستان قرار ندهد
پاينده ايران/ حزب پان ايرانيست
4 خرداد ماه 1385
19:15 Permalink | Comments (24) | Email this
24 May 2006
شهر آزاد گشته

سپاه جان به خوزستان کشیدند
شهادت را به جان ارزان خریدند
نماز خون به خونین شهر خواندند
مهاجم را ز خرمشهر راندند
عراقی کجا، ملک ایران کجا
شغالان کجا، شرزه شیران کجا
کاش سال شصت و یک بیش از یک نوزاد چند ماهه می فهمیدم تا در اقیانوس شادمانی ملت غرق می گشتم. سالروز آزادسازی خرمشهر همواره مرا از غرور و خشم و شادمانی و کینه ی توأم سرشار می سازد و تأثر کودکی ام را از اینکه جنگ پایان یافت پیش از آنکه من برای نبرد بالیده باشم تجدید می کند
هر چند که ریشه این جنگ را در فروپاشی اقتدار در پی سرنگونی شاهنشاهی ایران با انقلاب بزمجه های ضد ملی و اقدامات متعاقب در کشتار افسران نیروی هوایی و لغو قراردادهای خرید جنگ افزار توسط دولت شوم موقت باید جست. اصولاً در دوران آریامهر، کفتار حسین را زهره بد اندیشی یه این خاک نبود و نیروهای ایرانی برای صرف ناهار در بغداد لحظه شماری می کردند؛ اما نباید دشمنی تاریخی تازیان را با ملت ایران نادیده انگاشت
دشمنی که آبادی آبادان را تاراج کرد و خرمی خرمشهر را به یغما برد
البته گروهی از ابلهان متعفن می کوشند متجاوزان تازی را منحصراً "بعثی" بنامند تا مبادا خاطر برادران حرامزاده عربشان را بیازارند؛ اما نمی گویند چرا هنگام ورود اسیران ایرانی به عراق، زنان عرب هلهله شادی سرمی دادند
به راستی از نگاه این بوزینه هایی که دم از برادران عربشان می زنند و می کوشند عربده جویی های ملخ خواران را با حال وارونه ارضا کنند چرا در طول جنگ تنها شهرهایی سقوط کرد که بیش از 50% جانور عرب داشت؟ و برای نمونه آبادان با وجود نزدیکی به مرز و با وجود محاصره سقوط نکرد
آنها که جلوی تانکهای عراق گاو می کشتند و در ورزشگاه اهواز عکس کفتار حسین را بر سر می گرفتند و با پیروزی عراقی ها بوق ممتد می کشیدند که بودند
به هر روی تا پیروزی فرجامین، قادسیه هنوز در جریان است
اورمزد این کشور را از دشمن، دروغ و خشکسالی نگاه دارد
پیام داریوش گرامی
یادم میاد زمانی که تیم تازیان عراق بر تیم فوتبال ایران پیروز شده بود چگونه تازیان اهواز در شهر پایکوبی میکردند و بوق ماشینهایشان را به صدا در می آوردند. به امید روزی که وجود منفورشان از ایران زمین پاک گردد
در همین رابطه
04:00 Posted in Iran, تاریخ | Permalink | Comments (1) | Email this
23 May 2006
کمی منصفانه تر با جندلله

پس از تیرباران و گروگان گیری چند ماه پیش شماری از مأموران جمهوری اسلامی در تاسوکی، مردم و بویژه نیروهای ملی را نگرانی تازه ای در بر گرفت که با سر بریدن یکی از گروگانها و پخش فیلم آن در تلویزیونهای عربی و به خصوص مطرح شدن نامی همچون "جندالله" _بر وزن حزب الله و ثارالله_ این نگرانی ها فزونی یافت
پایه این نگرانی ها احتمال تعصبات مذهبی با گرایشهای جدایی خواهانه بود؛ تا جاییکه در یکی از نوشتارهای همین تارنگار، جندالله با واژه تروریست توصیف شد
اما گفتگوهای منتشر شده عبدالمالک ریگی سردسته سازمان جندالله می تواند زاویه نگاه به این جریان را تا اندازه ای اصلاح نماید
عبدالمالک ریگی در بخشهایی از گفتگو با رادیو صدای ایران چنین می گفت
سر بریدن گروگان دستور من نبوده و کشتن گروگان از دستور کار ما حذف شده است
ما حاضر هستیم در برابر آزادی کسانیکه برای آزادی، دموکراسی، حق گویی و حق طلبی ایستادگی کرده اند (از جمله رامین جهانبگلو، اصانلو، بهاییان در بند) اسیران را مبادله کنیم
از هر ایرانی که حس آزادگی داشته باشد دفاع می کنیم
جنگ ما با شیعه نیست. جنگ ما با یک سیستم و یک حکومت است برای از بین بردن آن، تا مردم برای اختیار کردن مذهب و روش زندگی و سیستم سیاسی آزاد شوند. حق حاکمیت از آن مردم است، نه یک طبقه خاص
ما دشمن حاکمیت هستیم. اختلافات فروعی شیعه و سنی هیچ ارتباطی با فعالیت سیاسی و نظامی ما ندارد
برای رفع دغدغه هم میهنان هراسان از حرکتهای جدایی خواهانه لازم به توضیح است که چند ماه پیش مؤسسه امریکن اینترپرایز با حضور نمایندگان برخی گروههای قومی، کنفرانسی به نام فدرالیزم در ایران برگزار کرد
در این نشست، در حالیکه نماینده حزب دموکرات کردستان کردستان از وجود هفتاد و شش ملیت با فرهنگهای کاملاً متفاوت در ایران "سکس شعرهایی" تلاوت می کرد و نماینده آذربایجانی های شمال آمریکا از پاکسازی قومی برای تسلط فارسها می گفت و ملخک حاضر در مجلس هم زرت و پرت هایی مبنی بر "خوزستان اعراب" می کرد، امان الله ریگی، رییس قبیله ریگی ابراز داشت که فرهنگهای گوناگون ایران همگی ریشه تاریخی مشترکی دارند و با اینکه کردستان و بلوچستان در دو سوی کشور جای دارند، اما نیمی از واژگان شان یکسان است و با رد گفته های میکل لدین، گرداننده نشست، مبنی بر اینکه نیمی ازمردم ایران را اقوام غیر فارس تشکیل می دهند گفت: این رقم نادرست است و نود و نه درصد مردم ایران را ایرانیان تشکیل می دهند که احتمالاً مقصودش از آن یک درصد باقیمانده ترکمنها و سوسمارخواران فعلاً ساکن خوزستان بوده است
در همین رابطه
گفتگوی رادیویی با عبدالمالک ریگی
19:50 Posted in Iran | Permalink | Comments (53) | Email this
12 May 2006
کره خری در دشت همسایه

چندی پیش اخباری درباره حمله نیروهای سپاه به مواضع گروهک پژاک در کردستان جنوبی پخش گردید که واکنشهایی را برانگیخت
آنچه مسلم است هیچ عنصر میهن پرستی نمی تواند اقدامات یک گروهک نظامی چون پژاک را تأیید نماید. همچنین چه آنها که دردسر سازی های پژاک رابه پای همه کردان می گذارند و چه هم میهنانی که برخورد با پژاک را برخورد با کردها می دانند توجه داشته باشند که نژادگان کرد به هیچ روی منحصر به گروهک کم شماری چون پژاک نمی باشند؛ به آن دسته از غرض ورزان خبیثی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را "نیروهای ایران" می نامند نمی پردازم
رویهم رفته از آنجا که شخصاً گروههای مبارز کرد _حتی از نوع جدایی خواه_ را به نوعی وحدت خواه می دانم برخورد حذفی با آنها را هرگز نمی پذیرم و همانگونه که بارها در این تارنگار نوشته شده، گرایشهای گریز از مرکز برخی هم میهنان کرد را هرگز نباید به ایران گریزی یا ایران ستیزی تعبیر کرد
نا گفته نماند که با اقدامات تهدید کننده امنیت ملی باید برخورد متناسب کرد که گام نخست آن قطعاً دگرگونی رویکرد حکومتگران است
به راستی اگر جمهوری اسلامی هنری داشت چرا به تیر باران دیپلماتهایش در افغانستان بدست طالبان کمترین واکنشی نشان نداد؛ یا هنگامی که در دوران روسپیان تنش زدا، نیروهای آمریکایی یک نفتکش ایرانی را در آبهای خودمان توقیف کردند، در اقدامی انقلابی به سوهان کردن ناخنهای شکسته اش بسنده کرد
در برابر بازداشت ماهیگیران ایرانی در کرانه جزیره های خودمان توسط ملخکهای اماراتی هم که دم بر نمی آورد و برای دفع شهوت ایران ستیزی تازیان از هیچ مساعدتی دریغ نمی ورزد
اگر هنری در کار است، تمهیدات اندیشمندانه ای برای برخورد با تروریسهای "جندالله" در سیستان و بلوچستان تدبیر کند که آنگونه که استشمام می شود قرار است ایفاگر نقشهای بزرگتر و خبرساز تری باشد / در اینباره بزودی خواهم نوشت
جدا از برخورد با پژاک، مسأله مهمتر ورود نیروهای سپاه به کردستان جنوبی است. چگ.نه است که وقتی ملخ خواران به گفته مسؤولان رژیم بمبگداری های اهواز را در بصره طرح ریزی می کنند، ترقه ای هم روانه شان نمی شود
چرا فرانسه ای که سالها از پایگاههای تروریسهای مجاهدین خلق بوده است، هیچگاه مورد حمله سربازان گمنام امام زمان واقع نگردید؟ یا چند سال پیش که یکی از روستاهای مرزی آذربایجان غربی توسط هواپیماهای ارتش ترکیه بمباران شد، جمهوری اسلامی واکنش همانندی نشان نداد
مسأله اینست که دیواری کوتاهتر از کرد و کردستان پیدا نمی شود؛ دیگر توجیهات از نگاه من پذیرفتنی نیست
اما باز هم خطاب به ناسیونالیسهای کور ... آنها که از این اقدام سپاه باد غرور به غبغب نخوت می اندازند
واقعاً اگر دولت هم تبار و هم زبان افغانستان برای مبارزه با طالبان یا القاعده بیابانهای خراسان و سیستان را هدف می گرفتند این افراد چه حسی داشتند؟ من دقیقاً همین احساس را درباره هجوم نیروهای سپاه به کردستان جنوبی دارد
و باز هم خطاب به هم میهنان کرد ... اقدامات جمهوری اسلامی هرگز خواست ملت ایران نیست
بی ارتباط
نامه احمدی نژاد به جرج بوش به انضمام یک توپ دستمال یزدی درجه یک به آمریکا فرستاده شد. فعلاً در اینباره تنها یک مسأله را بازگو می کنم و آن اینکه هرچند این امر باعث انبساط خاطر همگان شده، اما گمان می کنم نشیمنگاه فاتحه خوانان گور اصلاحات داغدار کرده باشد. دلیلش را هم که همگی می دانیم
08:55 Posted in Kurds | Permalink | Comments (32) | Email this
09 May 2006
نوشتار بعدی
درباره ورود نیروهای سپاه به کردستان عراق نوشتاری فراهم آمده که با پوزش از دیرکرد بزودی فرستاده خواهد شد
03:27 Posted in Blog | Permalink | Comments (1) | Email this

