« 2006-11 | HomePage | 2007-01 »
27 December 2006
قطعنامه شورای امنیت
![]()
درباره دستیابی به فناوری هسته ای، "نژادگان" با ارایه نوشتارهایی در زمانهای مقتضی دیدگاه روشنی داشته که زنجیره این نوشتارها ذیل همین مطلب پیوند شده است. با این وجود با توجه به صدور قطعنامه اخیر دیدگاه کلی این تارنگار بگونه تلگرافی آورده می شود
یک: انرژی هسته ای حق مسلم ماست که مقصود از این "ما" تنها و تنها ملت بزرگ ایران است و هرگز شامل حزب الله لبنان، مقتدی صدر، حکیم، گلبالدین حکمتیار، عمر البشیر و ... نمی شود. از اینرو این حق مسلم ملی برای جمهوری اسلامی هرگز مشروعیت نخواهد آورد
دو: مذاکره بر سر داشتن یا نداشتن دانش و فناوری هسته ای بویژه با کشورهایی مانند انگیس و فرانسه با آن پیشینه تابناکشان هم شمه ای بود از سیاست تنش زدایی دولت اصلاح طلب؟ ملا محمد خاتمی که از نگاه من بیشتر به روسپی گری سیاسی بین المللی آنهم بدون دریافت حق الفحشا می مانست و از پایه نادرست بود
سه: هرگونه اقدامی در راستای منافع ملت بزرگ ایران از سوی هر فرد و گروهی ستایش برانگیز است؛ از جمله تلاش جمهوری اسلامی برای دستیابی به دانش و فناوری اتمی
چهار: هرگونه فشاری که به انزوای سیاسی و مضیقه اقتصادی رژیم بیانجامد کاملاً پسندیده است؛ با این وجود هر حرکتی که به منافع ملی "ما" کمترین خدشه ای وارد کند به هیچ روی پذیرفتنی نیست
پنج: جمهوری اسلامی حق ندارد در برابر فشار بیگانگان حقوق مسلم "ما" را فروگذارد و از سوی دیگر نباید هزینه احقاق این حقوق را بگونه توجیه ناپذیری بالا ببرد
شش: فشاری که زین پس آرام آرام خرخره رژیم را خواهد فشرد مجالی است تاریخی برای گروههای ملی و میهنی تا با ایفای نقش مناسب و بخردانه، ملت ایران را توأماً از شر پالان پوشان تازی تبار و تهدید کاملاً جدی حمله نظامی برهانند
با تنگتر شدن حلقه فشار بین المللی بر گردن جمهوری اسلامی، مناسب ترین رویکرد نیروهای ملی آنست که منگنه فشار را از دو سو بر رژیم بفشارند: از سویی مبادا با برآمدن دستهای تسلیم رژیم و سرکشیدن جام زهر معروف، حقوق ملی ما پایمال گردد و از سویی مبادا بر شاخصه های آلاینده هوای تهران باروت نیز افزوده شود. به بیان بهتر برای احقاق حق دست یابی به فناوری اتمی (خواه صلح آمیز، خواه نظامی) و همچنین پیشگیری از حمله نظامی کاملاً محتمل باید تابلوی تعویض را در برابر رژیم بالا بریم
بیانیه شاهزاده رضا پهلوی 1737_Resolution1.pdf
بایگانی "نژادگان" در همین باره
این چهار نفر / در تفاوت نگرش تأثیر گذاران بر پرونده هسته ای
تخیلی از یک ابهام / پیش بینی روند پرونده هسته ای
مجالی برای کباده کشان ملی گرایی
در همین زمینه
بزودی پشیمان می شوند / واکنش دکتر احمدی نژاد به قطعنامه
سی ان ان: همه گروههای سیاسی ایران انرژی هسته ای را حق خود میدانند
چهارراه هسته ای / بررسی روشهای پیش روی ایران
00:25 Posted in Iran , Politics | Permalink | Comments (5) | Email this
مرگ زرتشت
امروز شلوغی گورستان زرتشتیان کنجکاوی ام را برانگیخت. اوایل شب متوجه شدم که سالروز درگذشت زرتشت روشندل بوده و شلوغی احتملاً به همین دلیل
با گذشت بیش از نزدیک به دو هفته از دومین سال برپایی "نژادگان" هنوز مجال نیافتم یکساله اخیر این تارنگار را بررسی کوتاهی کنم
درباره پیروزی اصولگرایان در انتخابات سه گانه اخیر هم مطلبی در ذهن هست که اگر مشمول مرور زمان نشود ارایه خواهد شد
00:05 Posted in History , Iran | Permalink | Comments (0) | Email this
21 December 2006
شادباش چله

شب، قیرینه تر از همیشه، به تاراج سپیدی شبیخون زده است و چشمها را بر چربش تیرگی، در فرجام نبردی پیوسته با روشنی، نگران ساخته؛ چه، اینبار تیرگی با تمام مظاهر پلیدش به نیمروز لشکر کشیده است
پیروزی سپیدی نه آرزوی رنگین دلها، که باور راسخ نهادهاست و از شکوفه چنین باوری است که زایش میترا میوه می کند و با نوازش پرتوهای مهرش، قیرینگی شب را، خجلت زده، به سپیدی وامی دارد و زان پس، هر روز که می گذرد، سپاه اهرمن گامی به پس بسوی اپاختر گریزان می شود
اینگونه است که ساکنان بیشه شیران مهرآیین، شامی چنین را فرخندگی جاودان می بخشند و پایان شب سیه را به سپیدی جشن می گیرند ... دنباله ای بر سنت نیاکان و پژواکی از فراسوی هزاره ها بر جاودانگی ایران
ایرانم ای یادگار یادگارانم
ای کوکب پیشانی تاریخ ایرانم
ایدون باد و ایدون تر
پی نوشت
این نوشتار برای یلدای پارسال نوشته شد که به دلیل مشغله زیاد امسال هم همان نوشتار تکرار شد. دوران ضجرآور سربازی آنقدر آزار دهنده هست که حتی فرصت نکردم دو سالگی "نژادگان" را در 19 آذر عنوان کنم
این هم فالی از حافظ به همین مناسبت برای "نژادگان" و بازدید کنندگان ارجمندش
مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا باز آمد
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بود به امید دوا باز آمد
عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد
مردمی کرد و کرم بخت خداداد به من
کآن بت سنگدل از بهر خدا باز آمد
چشم من در پس آن قافله بس آب کشید
تا به گوش دلم آواز درا باز آمد
گرچه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست
لطف او بین که به صلح از در ما باز آمد
درهمین باره
15:05 Posted in Culture | Permalink | Comments (4) | Email this
20 December 2006
آن یکی دو پیک اضافه
![]()
هو! چه خبره؟! میدم از سالن بندازنتون بیرون" آیاتی چند از ملا محمد خاتمی / شانزده آذر 83 / دانشکده فنی دانشگاه تهران / شأن نزولش را هم که می دانیم
نتایج آرای ریاست جمهوری سال گذشته، از همان آغاز آشکارا نشیمنگاه شماری را داغدار نمود که این داغ بویژه با تشکیل دولت نهم و اقدامات ویژه این دولت نوپا در مدتی کوتاه گویا سوزناکتر گردیده؛ تا جاییکه واکنش داغدیدگان به این درد، از وضعیت "غیرمنطقی طبیعی" اولیه به حالت "غیرمنطقی غیرطبیعی" دگر گشت کرده است
نمونه ای از این دست واکنشها، هنگام سخنرانی دکتر احمدی نژاد شانزده آذر در دانشگاه امیرکبیر از سوی شمار اندکی از پادوها و کارچاق کن های داغدیدگان مذکور دیده شد
به هر روی در سرزمینی که پویایی سیاسی دانشجویان یا در انجمنهای اسلامی به گروگان گرفته شده و یا در جامعه های اسلامی دستبند خورده، رییس جمهوری که برگزیده میلیونها ایرانیست، از آنجا که نه عمامه ای بر سر دارد و نه عبایی بر دوش، ناچار است بدمستی بی سابقه شمار اندکی را هم تحمل کند. چراکه این استحمار زدگان را باید با عبای شکلاتی خـ... (خاموش) کرد. این مساله را تندیس نیرنگ به نیکی دریافته بود
از پرتاب ترقه و لنگ کفش و آتش زدن عکس که بگذریم، شیوه برخورد دکتر احمدی نژاد با این اهانتها تنها شمه ای بود از تفاوتهای یک رییس جمهور دانشگاهی با طلبه ای که در کنج انزوای حجره به تلمذ خارج فقه و اصول زانوده زده است
آنچه رویداد براستی منحصر بفرد بود، چراکه بر خلاف شانرده آذرهای سالهای اخیر، در مراسم امسال هرگز دیکتاتوری اکثریت مطلق حاکم نبود و حتی شماری از هوچی گران و اوباش با شمارش معکوس به رییس جمهور اعلان جنگ تن به تن می کردند
اقدام به آتش زدن عکس احمدی نژاد _بعنوان رییس جمهور_ در هر نقطه از جهان، هر ایرانی سرنگونی خواه را نیز برافروخته می کرد، اما احمدی نژاد مدارا کرد تا آشکار شود میان ملا باشی و دکتر باشی تفاوتهایی هست و از آن مهمتر به هر روی باید نشانه ای باشد تا یادآوری شود انقلاب فرهنگی را چه کسانی برپا کردند و هژده تیر در کدام دولت رویداد
ناگفته نماند از داغدیدگان انتخابات سال پیش انتظاری بیش از این نمی رود، چراکه رسم مالوف و عادت معهود آنان هماره بر آن بوده که یا در عبای ملا محمد خاتمی درغلتند و یا به زیر عبای شیخ مهدی کروبی فروخزند و آن هنگام که مشت محکم امت سلحشور تا آرنج در گلوی هر دو فرو میرود، تحت الحمایگی نشیمنگاه رفسنجای را _که تا همین چندی پیش رفسن "جانی" اش می خواندند_ اختیار کنند
از اینرو با روی کار آمدن یک رییس جمهور غیر آخوند، ترک عادت دیرین و شیرین ملابینی شان به چنین امراض و عوارضی منجر گردیده است
پی نوشت
درباره عنوان این نوشتار توضیحی داده نمی شود
در همین رابطه
آزادی / تارنوشته احمدی نژاد در همین باره
بایگانی پرونده اصلاحات / اندر حکایت خاکسپاری آنچه اصلاحات می خواندندش
17:55 Posted in Politics , Society | Permalink | Comments (0) | Email this
