« 2006-12 | HomePage | 2007-02 »

29 January 2007

ز هوشنگ ماند این سده یادگار

 medium_sadeh.jpg

ستایش پاک تو را باشد، ای آتش

پاک گهر
ای بزرگ­ترین بخشوده­ی اهورامزدا
ای فروزنده

­ای که در خوری ستایش را
می­ستاییم تو را، که در خانه
­مانمان افروخته ای / اوستا - آتش نیایش

 

براستی بهترین شیوه مبارزه با عناصر فرهنگی انیرانی جامعه ایرانی، تنها و تنها نکوداشت و بزرگداشت پارامترهای فرهنگ ناب ایرانی است؛ امری که به گواه تاریخ نه تنها فرهنگهای ستیزه جو را، که قبایل متجاوز را نیز در خود هضم کرده تا جاودانگی ایران را به حقیقتی ابدی بدل کند

 

از اینرو برگزاری با شکوه جشنهای آریایی بویژه در گاه هم هنگامی با ماتم های عربی از جمله بایسته هاست. از نمونه های این هم هنگامی ها، جشن سده امسال با سالروز یکی از نزاع های درون قبیله قریش _معروف به محرم و عاشورا_ است

فرخی: جشن سده  و سال  نو  ماه محرم / فرخنده  کناد  ایزد   بر خسرو  عالم

شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چله­ی زمستان، جشن سَدَه یا سده سوزی برگزار می­شود

 

میان آریایی­های هند و ایرانی، درباره­ی آتش و پیدایش این جشن بزرگ باورهای گوناگونی پدیدار است. رایج­ترین این داستان­ها روایت فردوسی در کتاب نامدار شاهنامه می­باشد، که به موجب آن بر اثر اتفاقی که جنبه­ی رازآمیز و کنایتی دارد آتش پدید آمد

 

یکی روز شاه جهان سوی کوه

گذر کرد با چند کس همگروه

پدید آمد از دور چیزی دراز

سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز

دو چشم از بر سر چو در چشمه خون

ز دود دهانش جهان تیره گون

نگه کرد هوشنگ با هوش و هنگ

گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ

به زور کیانی رهانید دست

جهان سوز مار از جهانجوی جست

درآمد به سنگ گران سنگ خرد

همان و همین سنگ بشکست گرد

فروغی پدید آمد از هر دو سنگ

دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

نشد مار کشته ولیکن ز راز

از این طبغ سنگ آتش آمد فراز

جهاندار پیش جهان آفرین

نیایش همی کرد و خواند آفرین

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد

سده نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ ماند این سده ماندگار

بسی باد چون او دگر شهریار 

 

مراسم جشن سده علاوه بر آتش افروزی­های گسترده، با برپایی مجالس سور و سرور و میهمانی­های بسیار مفصل همراه بوده است. پس از مراسم آتش افروزی، نیز این میهمانی­ها ادامه داشته و بر سر خوان می­نشتند و نوشخواری در حد افراط از رسوم بوده است. مجالس رقص و موسیقی و آواز تا بامدادان به طول می­انجامید و روز پس از جشن، پادشاه و بزرگان به پذیرایی می­نشستند

 

 

در همین باره

نوشتار کامل پایگاه پژوهشی آریابوم

زرتشتیان ایران: جشن سده، جشن پیدایش آتش

02:35 Posted in Culture | Permalink | Comments (4) | Email this

18 January 2007

گزارشهای پان ایرانیستی

medium_paniranism.neshan.jpg 

گزارش نخست: نوشتار دکتر منوچهر یزدی

نوشتار ایران پرستانه دکتر منوچهر یزدی، از اندامان شورای مرکزی حزب پان ایرانیست، با عنوان "پیام آوران وابستگی و فرومایگی" که در تأیید مطالبات به حق هسته ای و انتقاد به بیانیه سرسپردگان و فرومایگان ملی مذهبی (ملی اسلامی) نگاشته شده بود مورد توجه دست اندرکاران رژیم واقع شده است

 

اطلاعات کاملاً موثق حاکی از آنست که این نوشتار حتی در ایدئولوژیک ترین بخشهای حاکمیت نیز مطرح شده که بنا به دلایل امنیتی امکان بازگویی آن میسر نیست

 

این حقیقتی است ناپوشیدنی که در گاه خطر تنها و تنها به یاری نیروهای میهن پرست می توان امید بست. چیزی که جمهوری اسلامی خیلی دیر درک کرده و هنوز برای پذیرفتنش رودربایستی می کند

 

همچنین بخشهایی از این نوشتار دکتر یزدی در پایگاه رجانیوز، از هواداران دو آتشه دولت، با عنوان " اختلاف در اپوزیسیون بر سر مسأله هسته ای" بازتاب داده شده است؛ لازم به توضیح است که دار و دسته موسوم به ملی مذهبی از برپا کنندگان نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و واژه اپوزیسیون بر گرده ایشان گران است

 

 

گزارش دوم: اعمال فشار بر حزب پان ایرانیست 

تحت فشارها ی دامنه دار دستگاههای امنیتی و بنا به درخواست صاحب ملک، آپارتمان مسکونی محسن پزشکپور اجبارا تخلیه شد.

 کمیسیون حقوق بشر پان ایرانیست درباره دلیل این اقدام در تارنگار خود آورده است: دستگاههای امنیتی و قضایی این بهانه را که آقای پزشکپور دیدارهای شخصی و برخی جلسات سیاسی مربوط به حزب پان ایرانیست را در این محل برگزار می نمایند ,دستاویز فشار به صاحب ملک _ مرحوم دکتر آشتیانی که از افراد خوش طینت و پاک نهاد ایرانی بود _ قرار دادند تا قرارداد را فسخ کند تا اینکه پس از درگذشت مشارالیه خانواده ایشان به دلیل دفع مخاطرات، تخلیه منزل را خواستار شدند

 

این کمیسیون در دنباله اعلام کرده است: در شرایط حاضر که مخاطرات خارجی ایران را تهدید می کند و دشمنان قسم خورده مهیای فرود آوردن ضرباتی کاری می شوند,روزی نام خلیج فارس را تغیر می دهند و روزی خون ایرانی تباران و وابستگان فرهنگی شان را به زمین میریزند ,فشار به کانونهای وطن پرستی خیانتی غیرقابل گذشت است

 

 

گزارش سوم: دیدار با دکتر هوشنگ طالع

مدتی پیش به همراه سیاوش، به گفتگویی خصوصی با دکتر هوشنگ طالع کامیاب شدیم. گفتگویی که بیشتر به همپرسگی درباره برخی پایه های مکتب پان ایرانیسم و همچنین شیوه و سمت و سوی کوششهای جوانان باورمند به این آرمان گذشت

 

در این زمینه با توجه به تنگناهای کنونی، دکتر طالع مناسب ترین رویکرد کوشندگان را فعالیتهای پایه ای و مکتبی، همچنین اقدامات تبلیغی می دانست تا گاه مساعد فرا رسد

 

باور ایشان بر اینست که برای آنکه فردایی که بهار را به همراه دارد به سبزی و خرمی بیانجامد، می بایست از پیش در نهاد خاک دانه هایی آرمیده باشند و بستر مناسبی فراهم باشد

 

توضیح: دکتر هوشنگ طالع سالها، از اندامان حزب پان ایرانیست بودند؛ از جمله به هنگام اعتراض پان ایرانیستها به توطئه جدایی بحرین، در فراکسیون پان ایرانیست مجلس شورای ملی عضویت داشتند

 

ایشان حدوداً از سال 1365 در اعتراض به برخی عملکردهای ضد آرمانی این حزب از تشکیلات جدا شد، اما همچنان در راستای پیشبرد آرمان می کوشد که برای نمونه می توان از نگارش دوره ده جلدی تاریخ تجزیه ایران، مدیریت پژوهشکده آذرپادگان، پژوهشکده فرّ ایران و مرکز پژوهشهای راهبردی نام برد

13:20 Posted in Society | Permalink | Comments (6) | Email this

09 January 2007

نژادگان پس از دو سال

medium_no_arab_2.jpg

نوزده آذر ماه گذشته دومین سالگرد برپایی "نژادگان" بود که بنا به دلایلی امکان پرداختن به هنگام فراهم نشد

 

هدف کلی از برپایی "نژادگان" ابراز نگرشی بود که همواره در فشار همه سویه بوده است؛ طبیعی هم هست اندیشه ای که خواهان یکپارچگی همه تیره های ایرانی است به خودی خود در تقابل با بسیاری از سیاستهای  بین المللی، منطقه ای و همچنین درون مرزی قرار می گیرد و از همین رو بوده که سازمانهای سیاسی و مکتبی بنیان گرفته بر این آرمان _حزب پان ایرانیست، حزب ملت ایران، سازمان پرچمداران پان ایرانیست_  همگی نشان مخالفت ریاضی را نماد ساختند

 

در طول دو سال برپایی "نژادگان" همواره امید بر آن بوده که این تارنگار عرصه ای باشد برای آشنایی با هم اندیشان و از دیگر سو، افزایش شمار تارنگارهای پان ایرانیست از جمله آرزوها بوده است

 

نیکبختانه این امید و آرزو تا حدودی برآورده شده تا نسبت به کوششهای بعدی خوشبین تر باشیم. در دنبال شماری از پایگاههای هم اندیش معرفی می شود

 

 

خاک و خون: آرمان ما برپایی دولتی مبتنی بر دو عنصر "خاک" و "خون" در سرتاسر ایران بزرگ است / بی اغراق این تارنگار در ژرفی نگرش و شیوایی نگارش، بی مانند است و بدور از تعارفهای معمول، آشنایی با نگارنده آن _اردشیر_ و هم سخنی گاه به گاه با ایشان برای من مایه خرسندی فراوان است

 

 

فرمان آریا: این تارنگار تنها شمه ای از ایران پرستی مردم آذربایجان است. به گواه تاریخ، رفع نگرانی های آذربایجان را همیت خود آذریان کفایت می کند؛ اینرا شاید فرقه تباه دموکرات بهتر بداند. اساساً در گاه تنگنا چشم سراسر ایرانزمین به دلاوری های نوادگان ستارخان است، آذربایجان که جای خود دارد

کوششهای نگارنده این تارنگار تا اندازه ایست که همواره خاطره خوش میزبانی کوتاه مدت از ایشان را مرور و دیداری دوباره را آرزو می کنم

 

 

ایران برتر از همه: گفتگوهای پیوسته با نگارنده آن، اغلب منتج به ایده های تازه می شود

 

ایرانگرای آزادی خواه: آشنایی کوتاه مدت با نگارنده اش حرکتهای تازه ای را نوید می دهد

 

 

آنتی چپ: آشنایی اتفاقی با این تارنگار، با توجه به آشنایی غیر اتفاقی پیشین با نگارنده اش مایه شادمانی افزون تر است

 

 

آریارمن: اتحاد برای برقراری ایران یکپارچه و باز پس گیری شهرهای از دست رفته

 

 تبریز نیوز

 

باهماد آذرآبادگان جاوید : تا باشد آذربایجان پیوند ایران است و بس

 

اقتدار ملی

 

حماسه چالدران

 

شمار دیگری از پایگاههای همسو هستند که چند گاهی است برپا شده اما مرتب بروز نمی شوند که امیدوارم از تلاش دریغ نورزند، چه، بروز رسانی به هنگام این پایگاهها از برپایی شان خوشحال کننده تر است. همچنین امیدوارم دیگر هم اندیشان نیز همانند "جنگاور" ارجمند با گشودن باب گفتگو امکان فعالیتهای پر سودتری را بیرون از فضای مجازی فراهم آورند

 

در همین زمینه

یکسالگی نژادگان

 

پی نوشت

کاریکاتور بالا را برای نخستین برگ "نژادگان" کشیده بودم

00:45 Posted in Blog | Permalink | Comments (5) | Email this

02 January 2007

کفتار! از اعدامت متأسفیم

medium_kaftar_saddam.jpg

 

کفتار حسین حلق آویز شد؛ خبری که شاید جای خشم هم داشت. خشم از شدت تأسف، که نماد ایران ستیزی تازیان برای همیشه از انتقام فراجست

 

خشم از شادباشهای مسخره ای که از سوی جمهوری اسلامی به ناف ملت ایران _بویژه خانواده شهدا و رزمندگان_ بسته می شود و به همت صدا و سیما در میان شماری از مردم نیز پژواک می شود و بی آنکه از سرنوشت غرامت هزار میلیارد دلاری جنگ کلامی گفته شود، یک میلیارد دلار وام [بلاعوض] هم به آنسوی اروند پیشکش می شود

 

چیز تازه ای رخ نداده است. از آن هنگام که پا برهنه به عرصه تاریخ تاختند، همنوع دری از غرایز ذاتی ملخ زادگان بوده و اصولاً تاریخ تازیان را همین همنوع دری ها و انتقامهای زنجیره ای متعاقبش می سازد

 

اعدام کفتار هم انتقام یکی از این دریدن های درون گونه ای بود و شاید یکی از خفیف ترین آنها: صد و چهل و هشت رأس عرب شیعه. چیزی که کمترین جای شادی و کوچکترین دخل و ربطی به ملت ایران ندارد. پس چه جای شادباش

 

شاید مهمترین کینه از کفتار، پروای چنین جانور فرومایه ای در ستیزه جویی با ایرانیان باشد. موجودی که با همه عربده جویی ها آنقدر بی وجود بود که در گاه استیصال به ژرفای چاهی پناهنده شد. اما باز هم تا دم مرگ بر دشمنی با نژادگان ایرانی پای می فشرد و ملخ زادگان هم تبارش را به یکپارچگی علیه ایرانیان فرامی خواند

 

بخش دردناکتر داستان اینست که اندکی پیش از حمله نیروهای ائتلافی به عراق، دولت ملا محمد خاتمی در دنباله سیاست تنش زدایی معروفش (روسپی گری سیاسی بین المللی) نماینده چکمه پوش صدام را پذیرا شد و رسماً خون شهدا و غرور رزمندگان جنگ تحمیلی را چون قالی قرمزی لگد کوب نماینده نظامی پوش کفتار کرد؛ آنهم در شرایطی که حتی تا امروز هیچ پیمان صلحی با عراق امضا نشده و همچنان در آتش بس بسر می بریم

الله اکبر ... مرگ بر پارسیان، آخرین پلید گویی های کفتار بود تا آگاه باشیم که قادسیه را باید تا پیروزی فرماجین پی گیریم

 

بایگانی "نژادگان" در همین باره

کفتار بر دار

 

از دیگر هم اندیشان

خاک و خون: ایران ستیزی حتی در واپسین ثانیه های عمر

 

در همین زمینه

فیلم و جزیی ترین روایت از اعدام کفتار: الله اکبر، مرگ بر فارس ها  

عزاداری برای کفتار در فلسطین

23:25 Posted in Iran | Permalink | Comments (2) | Email this

All the posts