« 2007-10 | HomePage | 2008-03 »
19 November 2007
گند راسو - عطر یاس
کوششهای پدافندی از آبهای مازندران / سه

با آگهی به هنگام دوست گرامی، بهرام ورجاوند، از هرزه نویسی روزی نامه اعتماد آگاه شدم
شعارهاي پوچ سلطنت طلبان و مدعاي بري از خرد اولترا ملي هايي که براي منافع ايران اشک تمساح مي ريزند، فريبي بيش نيست. آنان نمي فهمند که تقسيم پنجاه درصدي «سطح» و «زيربستر» نه امکان پذير است، نه عقلاني، نه محکمه پسند، مضاف به اينکه طرح چنين مقوله يي آن هم در قفاي ماسک شوونيستي پان ايرانيسم، به شدت دولت و ملت ايران را در موضع انفعال ضعف و فرار به جلو قرار مي دهد
رئيس جمهوري در جريان ملاقات با همتايان شمالي خود نبايد تحت هيچ شرايطي به پيمان نامه هاي 1921 و 1940 اشاره کند. توضيح اينکه در اين پيمان نامه ها از حقوق 50 درصدي ايران سخن رفته است. شبه ناسيوناليست ها ناآگاه به مسائل پيچيده درياي مازندران براي اينکه دولت ايران را متهم به عدول از منافع ملي و عبور از اراضي بر و بحر کنند و افکار عمومي را- که به مباحث حقوقي و روابط بين الملل آشنا نيست- در مقابل دولت قرار دهند، طي روزهاي گذشته مزورانه بلندگو به دست گرفته اند و از تريبون هاي منسوخ سلطنتي قراردادي را علم مي کنند که به واقع نوعي «پيمان نامه بحرپيمايي» است و از کمترين اعتباري براي تعيين رژيم حقوقي درياي مازندران بهره مند نيست
براستی در آن هنگام که پژواک ضرب چهار پوتین در سعدآباد، دل هر میهن پرستی را به سینه می کوبانید، زوزه راسو صفتی به نام محمد قراگوزلو در سرمقاله اعتماد هرگز نمی توانست قابل تحمل باشد
وامانده ای از گله طاعون زده لاشه خوارانی که در عطر یاس غسل طهارت می کردند، غافل از آنکه گند راسو را عطر یاس نیز نمی تواند زدود
باید بحران هویت ناشی از نامش چاره می شد و می آموخت که مسجد مسلمانان تنها جای اقامه صلات است، نه سوء تفاهمی که با نامش پیدا کرده است
از اینرو به همراه سیاوش در پی واکنشی درخور و در حد توان برآمدیم و از آنجا که نشانی از لانه این راسو بدست نیامد، تصمیم به حضور در دفتر آن هرزنامه گرفتیم
با توجه به اینکه از گوشه کنار پی برده بودم که مطلبی بی تایید علیپور نامی (مشاور سردبیر) چاپ نمی شود، برای هشدارها و تذکرات لازم سراغ او را گرفتیم
بگونه خلاصه
عنوان کردیم که اساساً از روسپیان سیاسی که در سنوات ماضیه به نام نامی اصلاح طلب بازار خودفروشان لندن و پاریس و واشینگتن و بروکسل را در راستای تنش زدایی رونق می دادند، هرگز توقع حرکت در راستای منافع ملت ایران نمی رود، اما اقدام علیه امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی و تمامیت ارضی کشور، آنهم در دل پایتخت به هیچ روی تحمل نمی شود
همچنین سیاوش با اشاره به کتاب تازه چاپ دکتر هوشنگ طالع درباره تجزیه بحرین، یادآور شد که نام خیانت پیشگان در لیست سیاه ملت ایران برای همیشه ثبت می شود
در برابر پیشنهاد چاپ نوشتاری از سوی ما در پاسخ به سرمقاله محمد قراگوزلو، از آنجا که پرداختن به حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران در چنین هرزنامه ای را لوث شدن این مساله حساس می دانستم، ضمن اشاره به نوشتارهایی که در گذشته به شرق فرستاده بودم، گفتم ترجیح می دهم چنین مطالبی اگر قرار است دوباره نوشته شود در روزنامه ای چاپ شود که مقاله " آواز کوچه باغی " را چاپ کرده بود
در خلال جدلهایمان، به امید عبرت گرفتن، اشاره ای کردم به واکنشهای نه چندان مسالمت آمیز ملت ایران در برابر فرومایگانی که در دوران اشغال کشور به دست متفقین، به طمع تکه استخوانی به همدستی با بیگانگان می پرداختند
و در پایان جمله ای که لبخند دایمی آقای علیپور را از چهره اش ربود: شما با در اختیار داشتن رسانه هرچه می خواهید چاپ می کنید و حتی از اهانت به اندیشه ما ابایی ندارید؛ ما نیر در مقابل ناگزیر از واکنش هستیم، اما از آنجا که رسانه ای نداریم واکنشهایمان نیز رسانه ای نخواهد بود
در همین زمینه:
حق پنجاه درصدی در دریای مازندران: یک / دو
کوششهای پدافندی از آبهای مازندران: یک / دو
برخی از نوشتارهای سالهای پیش "نژادگان" درباره اصلاحات
01:30 Posted in Iran | Permalink | Comments (8) | Email this
12 November 2007
کوششهای پدافندی از آبهای مازندران / دو
در ادامه پیگیری حق پنجاه درصدی ایران در دریای مازندران، تماسی از رادیو بی بی سی دریافت کردم تا درصورت تمایل در میزگرد رادیویی زنده ای که قرار بود چند روز بعد، بیست و هفتم مهر ماه با موضوع دریای مازندران اجرا شود شرکت کنم
گفتگو با رادیو بی بی سی با آن پیشینه روشنش هرگز نمی توانست مایه خرسندی باشد، اما فرصت بسیار مغتنمی بود برای پدافند از حق قانونی ملت ایران در آبهای مازندران
در این میزگرد فردی به نام دکتر تورج اتابکی (که استاد دانشگاه، مقیم هلند و کارشناس دریای مازندران و آسیای میانه و قفقاز معرفی شد)، روزنامه نگاری به نام مهاجر از تهران و من مجال گفتگو داشتیم
به دلیل حجم بالای این گفتگو امکان بارگذاری آن نیست، از اینرو پیاده شده آنرا به همان شکل محاوره ای در دنبال می آورم و برای جلوگیری از به درازا کشیدن نوشتار از افاضات حضرات اتابکی و مهاجر در می گذرم
تنها اشاره می شود که تورج اتابکی بر سهم بیست درصدی ایران پای می فشرد، آنهم با استدلال هایی چون: کشورهای دیگر حق پنجاه درصدی ایران را نمی پذیرند. باید دید کشورهای ساحلی به چه رضایت می دهند. بیست درصد بیشتر نزدیک به واقعیت است. ایران نمی تواند سر پنجاه درصد پافشاری کند و این خیلی غیر قابل قبول است و باید به بیست درصد تن داد
آن روزنامه نگار هم که گمان کنم در هپروت سیر می نمود بزرگترین دغدغه اش اهمال دولت در بهره گیری از ویژگی های گردشگری و ترانزیتی این دریا بود

آیا شما مشخصا ً... این مسأله نفت دریای خزر برای شما موضوع حساسیت برانگیزی بوده
عرض کنم خدمتتون که مسأله دریای مازندران صرفاً مسأله نفت نیست؛ بحث، بحث یکپارچگی سرزمینی، گستره سرزمینی و تمامیت ارضیه و مسأله ایه که طبق مبانی حقوقی و تاریخی جزء ... جزیی از خاک این کشوره، جزیی از گستره سرزمینیه، فقط مسأله نفت نیست. حتی اگر نفتی هم اونجا نداشت دلیل نمی شد که حقوق ملت ایران زیر سئوال بره
شما فکر می کنید که حقوق ملت ایران الان چی هست
ببینید، طبق معاهداتی که در گذشته بوده بین ایران و شوروی _ قراردادهای 1921 و 1940 _ مالکیت مشاع بوده بین ایران و شوروی؛ صحبت از درصد نشده، درسته، ولی حالا که سه تا کشور جدید حول و حوش این دریا شکل گرفته اند، ما رژیم حقوقی رو در قالب همون معاهده ها دنبال می کنیم. رژیم حقوقی معین هست، یک سری ابهاماتی داره، این ابهامات باید در چارچوب همون پیمان نامه های قبلی حل و فصل بشه نه اینکه ...
پس شما فکر می کنید مبنا رو باید همون قراردادهایی بذاریم که ایران با شوروی بست
اصلاً فکر کردن من نیست، این پایه حقوقی داره. چراکه خود این جمهوری ها هم در بیانیه آلماآتی، سال 91، پذیرفتن که همه تعهدات شوروی رو ... تعهدات بین المللی رو اینها قبول دارند، پذیرفتند
حالا شما چی می گید؟ واقعیات موجود به گفته تورج اتابکی اینطور هست که ما نمی تونیم از اون نقطه شروع کنیم؛ نقطه پنجاه پنجاه
ببینید من احترام میذارم به ایشون ولی باید عرض کنم که بر خلاف نظر ایشون ما اصلاً محدودیت نداریم در این مسأله، چرا که بدون توافق ایران رژیم حقوقی تعیین نمیشه. خود این کشورها بین خودشون قرار گذاشتند که توافقات دوجانبه و سه جانبه اصلاً قابل قبول نیست و باید همه موافق باشند
خوب بدون ایران به جایی نمی رسه ولی بدون موافقت بقیه هم به جایی نمی رسه
باشه، ما کمترین کاری که می تونیم بکنیم، حتی اگه توان این رو نداریم که حقوق خودمون رو احقاق کنیم، نمی تونیم ... می تونیم که دفع الوقت کنیم. می تونیم اصلاً موافقت نکنیم با چیزی، رژیم حقوقی اصلاً معلوم نشه
خوب این اتفاقیه که داره ... تو 15 سال گذشته افتاده پس اونچه که افتاده طبق منافع ملی ایران بوده دیگه؟ یعنی دفع الوقت
دست کم راه رو ما برای نسلهای آینده باز میذاریم که اگر ما از نظر موضع سیاسی قدرتمند شدیم بتونیم حقوق خودمون رو احقاق کنیم
حالا شما ... به نظر شما اون بحث 20 درصدی که الان بیشتر از همه نزدیک به واقعیت هست، اون رو حاضرید تحت هر شرایطی بپذیرید؟ اگه اونطور که آقای دکتر تورج اتابکی هم میگن دفع الوقت الزاماً به نفع ایران نباشه
ببینید، اولاً که این نظر ایشون رو اگه ما بپذیریم، منابع نفتی غنی تر خارج از محدوده ایران قرار می گیره ... یه مسأله، مسأله مهمی که من خیلی روش تأکید دارم: مسأله نفت یه بحث فرعیه بهره برداری از منابع یه بحث فرعیه، مسأله تمامیت ارضی هست
اون شبی که آقای پوتین قرار بود بیاد تهران من خودم یه نفره از محل کارم که اومدم، سریع یه پارچه نوشته ای رو آماده کردم رفتم نهاد ریاست جمهوری ... اونجا یه نفره ... یه پارچه نوشته ای با این مضمون که: کوتاهی از حق 50 درصدی دریای مازندران خیانت به خون شهیدان و تمامیت ارضی ایرانه
مسأله نفت نیست فقط، حتی اگه کویر بود اونجا، حتی اگه هیچ منابعی نداشت اون جزء گستره سرزمینی ما و تمامیت ارضیه ماست
کلام آخر از طرف شما چیه؟ بفرمایید
من فقط عرض می کنم که اگر به قول آقای اتابکی کشورهای دیگه نمی پذیرند حق 50 درصدی ایران رو، هر قراردادی هم اگر ایران حتی امضا بکنه و منافع ایران زیر سئوال بره، 50 درصد ایران 49 بره، ملت ایران نمی پذیره این رو؛ همونطور که هنوزم که هنوزه از نظر ملت ایران تجزیه بحرین غیر قانونی بوده
در همین زمینه:
حق پنجاه درصدی در دریای مازندران / یک
22:30 Posted in Iran | Permalink | Comments (4) | Email this
09 November 2007
کوششهای پدافندی از آبهای مازندران/یک
از پیش زمزمه های نزول اجلال "تزار پوتین به پا" در پاییز امسال شنیده می شد، اما تا واپسین لحظات هنوز قطعی نبود. شایعه ترور همچنان امید می داد که شاید از "ضرب چهار" پوتین در امان باشیم، اما بالاخره آن مرد با پوتین آمد
قرار بود درباره رژیم حقوقی دریای مازندران، یا به بیان بهتر حراج حق پنجاه درصدی ملت ایران از آبهای مازندران تصمیم گیری شود
در سردرگمی کامل ثانیه ها را می شمردم تا با خروج از پادگان، ناامیدانه، واپسین تقلاهای چند ساله ام را در این زمینه دنبال کنم. براستی نمی دانستم این چه یونیفرمی است که بر تن دارم و چه پوتینی است که ماههاست راه رفتن عادی را از یادم برده و اساساً چه خدمت مقدسی است که درگیرش هستم، اما باید میهمانی بی دغدغه خیانت به یکپارچگی سرزمینی و حقوق بی چون و چرای ملت ایران را به تماشا نشینم
نیم شبها مراقب باشم تا نگهبانان برای هر سایه ای ایست بکشند و اسم شب بخواهند، اما در روز روشن و بی هیچ تنشی مهمترین رکن کشور که همانا گستره جغرافیایی آنست، نذر عکسی یادگاری با پوتینی شود که برای زدودن صوری خون مردم چچن و داغستان حتی زحمت واکس زدن را هم به خود نداده
در هر فرصتی و در گفتگو با هرکس به توضیح فشرده داستان می پرداختم. اما زمان، زمان اطلاع رسانی نبود. از اینرو تنها در پی راهی برای اعتراض بودم
اینگونه بود که پس از بازگشت از پادگان، به سرعت پارچه نوشته ای با این جمله آماده کردم که: کوتاهی از حق پنجاه درصدی دریای مازندران، خیانت به خون شهیدان و تمامیت ارضی ایران. تا با حضور چند ساعته در نهاد ریاست جمهوری به علنی ترین شکلی که می توانستم اعتراض خود را ابراز کنم. سیاوش هم متنی برای ارایه به معاون ارتباطات مردمی رییس جمهور آماده کرده بود
نیروهای امنیتی نهاد ریاست جمهوری به دلیل نداشتن مجوز و ... از برافراشتن پارچه نوشته و حتی توقف جلوگیری کردند و ناگزیر مسیر رفته را باید بر می گشتیم. پرچم کشورهای ساحلی دریای مازندران در خیابان پاستور کابوس هول انگیز برباد رفتن بخش دیگری از ایران زمین را به اهتزاز در آورده بود
شاید هرگز سنگینی بار اندوه را بدان اندازه نیازموده بودم؛ شمه ای از اندوه میهن پرستان به هنگام تجزیه بحرین
نشست برگزار شد و بی شقه شقه شدن حق پنجاه درصدی مان پایان یافت و خطر بگونه مقطعی منتفی شد. پوتین رفت و راه نفسم دوباره گشوده شد
اردویسور آناهید نگاهبان دریای مازندران باشد
در همین زمینه:
18:00 Posted in Iran | Permalink | Comments (3) | Email this
