در این یادداشت توضیح می دهم که چطور روند بازجویی های من در دو مسیر موازی و جدا از هم پیش می رفت که هیچیک از بازجوها از دیگری خبر نداشت. همچنین توضیح می دهم که چگونه فشار بازجوها را مدیریت کردم و شرکت در تظاهرات عاشورای 88 را هرگز نپذیرفتم و به هر تقدیر هیچ موردی که قابل محکومیت قضایی باشد در هیچیک از پرونده های بازجویی ام درج نشد. اما در لابلای این داستان روشن شد که جوانان پان ایرانیست از من برای وزارت اطلاعات جاسوسی می کرده اند. از همین رو نخست جریان بازجویی ها را توضیح می دهم تا بعد به مسأله جاسوسی جوانان پان ایرانیست بپردازم / تصویر: آتلیه نقاشی ام - اسفند 92 - تهران
بازجویی های عاشورای 88 / جلسات بعدی
Permalink
Categories: جاسوسی پان ایرانیستها