Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

جامعه - Page 3

  • تحصیل دانشگاهی حق معلق ماست

    جمهوری اسلامی رسماً و صریحاً اعلام کرد که معترضان سال 88 حق ورود به دانشگاه را ندارند. تهدید به تعلیق از دانشگاه و محرومیت از حق تحصیلات دانشگاهی هرچند پدیده عجیبی است، اما در جمهوری اسلامی اصلاً پدیده غریبی نیست! در حکومتی که از بدو پیدایش - توسط جماعتی که پس از طرد شدن از قدرت، اصلاح طلب شدند - اقدام به انقلاب فرهنگی کرده و در همه این سالها به بهانه های سیاسی و عقیدتی همواره گروهی را یا از دانشگاه محروم و یا تهدید به محرومیت کرده است اعلام چنین احکامی هرگز غیر منتظره نیست، چرا که حتی بدون اعلام، اجرای آنها کاملاً محتمل به شمار می رود!

     

    از آنجا که نزدیک به سه سال از انتخابات سال 88 می گذرد، اعلام چنین حکمی کاملاً نشانگر آنست که با وجود گذشت زمان و ادعاهای جمهوری اسلامی در خاموش کردن صدای معترضان، حکومت همچنان بخاطر نارضایتی ها نگران است. این در حالیست که شمار قابل توجهی از معترضان سال 88 بازداشت شده و با احکام قضایی روبرو شدند.

     

    یعنی از یکسو با وجود گذشت سه سال که همه ارکان جمهوری اسلامی با همه توان به این مقوله پرداخته اند، نتوانسته اند ناراضیان را توجیه کرده و نارضایتی شان را برطرف کنند، و از دیگر سو حکومت آنقدر در برابر ناراضیان خود را آسیب پذیر می داند که از تحمیل هرگونه تضییقات بر آنها دریغ نمی کند.

     

    باز هم لازم به یادآوری است که معترضان بازداشت شده سال 88 توسط قوه قضایی جمهوری اسلامی محاکمه شده اند و حکم مورد نظر قاضیان شعبه های گوناگون دادگاه انقلاب را متحمل شده اند. حتی شماری نیز با احکام کمیته های انضباطی دانشگاهها برای مدتی از تحصیل معلق گردیده اند. در این میان دیگرا چه جایی برای تصمیمات علیحده قوه مجریه می ماند؟

     

    چنین تصمیماتی حاکی از آنست که اعتراضات سال 88 صرفاً یک اعتراض گذرا نبوده است و هنوز جمهوری اسلامی در قبال آن موضعی منفعلانه دارد. به نظر اتخاذ چنین تصمیماتی بیش از آنکه ناظر بر جریمه و تنبیه ناراضیان باشد، رویکردی تهدیدآمیز برای دیگران دارد تا مبادا به جرگه ناراضیان بپبوندند.

     

    اما جدا از حکم تازه ای که از سوی کامران دانشجو اعلام شده، لازم به توضیح است که بازداشت شدگان اعتراضات سال 88 که حتی از سوی دادگاه انقلاب تبرئه شده اند، اگر دانشجوی دانشگاه آزاد بودند – علیرغم حکم تبرئه دادگاه – بلافاصله از دانشگاه اخراج شده اند.

     

    همچنین با وجود عدم سوء سابقه، این افراد از استخدام باز مانده اند و با وجود حکم دادگاه مبنی بر تبرئه آنان از اتهامات وارده، و با وجود صدور گواهی عدم سوء پیشینه از سوی سجل کیفری، در سوابق این افراد "عناد با جمهوری اسلامی" ثبت گردیده است.

     

    این تازه وضع تبرئه شدگان است، حال حدیث مفصل محکوم شدگان دادگاههای انقلاب را از این مجمل می توان خواند. اما این همه، کفاف نگرانی های جمهوری اسلامی را نداده است و رسماً بر دانش اندوزی جوانان شمشیر خشم آخته است.

     

    جای آنست شخصاً از کامران دانشجو سپاسگذار باشم که در آغاز سال 91 این حکم را اعلام کرد. چرا که پس از مانور اقتدار سربازان گمنام وزارت اطلاعات که پس از ثبت مهر خروج در گذرنامه ام، مانع سفر هنری ام به وین شدند و با توقیف گذرنامه ام از تاریخ 16 آبان ماه 1390 تا به امروز ممنوع الخروجم کرده اند، قصد داشتم بجای دوره هنری در دانشگاه هنرهای کاربردی وین (که برای ارایه تابلوهای نقاشی ام دعوت شده بودم) در کنکور هنر کارشناسی ارشد امسال شرکت کنم و برای ارتقاء اندوخته های هنری دستکم به دانشگاه هنرهای زیبا راه یابم. اما با اعلام به موقع کامران دانشجو زحمت آماده شدن برای کنکور هم از سر ما کم شد.

     

    براستی شخصاً وضعیت جالبی پیدا کرده ام: از یکسو پرونده ام از سال 88 همچنان مفتوحه است اما رسیدگی نمی شود، در حالیکه حتی درصورت محکومیت تا به امروز دوران محکومیتم به پایان رسیده بود. از سوی دیگر وقتی برای یک سری ارتباطات هنری قصد سفر به وین داشتم و درخواست گذرنامه کردم، اداره کل گذرنامه بدون هیچ مشکلی گذرنامه ام را صادر کرد، که اگر ممنوع الخروج بودم صادر نمی کرد.

     

    از سوی دیگر مأموران فرودگاه بدون هیچ مشکلی در گذرنامه ام مهر خروج زدند که اگر ممنوع الخروج بودم چنین اتفاقی نمی افتاد و حتی پس از توقیف گذرنامه ام، باز به فرودگاه مراجعه کردم و باز مأموران فرودگاه اعلام کردند که نام من در فهرست ممنوع الخروجی ها نیست.

     

    از سوی دیگر گذرنامه ام به همراه ویزای شنگن همچنان در دست سربازان گمنام وزارت اطلاعات است و با این حساب امکان استفاده از دوره های آموزشی بیرون از ایران را ندارم.

     

    از سوی دیگر در داخل ایران هم از ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل محروم هستیم!

    همه اینها در حالیست که سال 88 در شرایطی بازداشت شدم که نه اساساً در انتخابات کذایی جمهوری اسلامی رأی داده بودم و نه به دنبال رأی خود می گشتم. رأی خود را برای روز مبادا در جیبم گذاشته ام. چهار نفر دیگر نامزد انتخابات شده بودند و چهل میلیون نفر دیگر به آنها رأی داده بودند که من جزو هیچکدامشان نبودم!

     

    هرجور که حساب می کنم، امکان ادامه تحصیل برای من - چه بیرون و چه درون ایران - تنها در صورت تغییر ساختار سیاسی ایران فراهم خواهد شد! امیدوارم هرچه زودتر شرایط تحصیل و آموزشهای هنری برایم فراهم شود!

  • سحابی آنگونه که بود

    هنر خوار شد جادویی ارجمند

    نهان راستی آشکارا گزند

     

    ماه گذشته کشمکش بر سر برچیدن تندیس آریوبرزن از شهرکرد، زدودن شبانه نگاره های شاهنامه ای از دیوار مشهد و همچنین از میان برداشتن پیکره های اسبهای ساری واکنشهای فراوانی را برانگیخت.

     

    سال 79 نیز رویداد همانندی در اهواز رخ داد و نگاره فروهر و سربازان هخامنشی که با هنرمندی در ورودی پل سیاه (سی متری) اهواز نقش خورده بود، شبانه حذف شد.

     

    اهواز،پل سیاه،سی متری،

     

    یکی از اعضای جوان حزب پان ایرانیست از این بی سلیقگی ایران ستیزانه عکسی تهیه کرده و تأسف خویش را با یادداشت این جملات در پشت عکس ثبت می کند: « آثاری از ادامه تسلط اسلام بر ایران. امروز اینست، پس 1400 قبل چه بود؟!!! »

     

    سحابی،مهندس سحابی،عزت اله سحابی،

     

     

    چندی بعد عزت اله سحابی برای سخنرانی و حمایت از سید محمد خاتمی در انتخابات سال 80 رهسپار اهواز می شود و این جوان پان ایرانیست با ارایه عکس، ماجرا را برای سحابی توضیح می دهد؛ باشد که آقای ملی مذهبی به هنگام خطبه خوانی در نعط سید محمد خاتمی و نقل آیات و روایات، اشاره ای هم به هویت ملی خویش داشته باشد.

     

    سحابی هم آب پاکی را روی دست یار پان ایرانیست ما می ریزد و  پشت عکس، این آیه شریفه را می نویسد: « فاذکرونی اذکرکم » یعنی « یاد کنید خدا را تا خدا هم شما را یاد کند. » و به بیان روشنتر آقای ملی مذهبی همرزم پان ایرانیست ما را نصیحت می کند که به جای هویت ملی اش به یاد خدا باشد.

     

    سحابی،مهندس سحابی،عزت اله سحابی،

     

    این عزیز سفر کرده سر آخر هم وصیت کرد که جنازه اش را در پرچم جمهوری اسلامی کفن کنند تا بالاخره کلاغه به خونه اش برسه!

     

    آورده شده است که وقتی تازیان مهاجم با کتابخانه تیسفون روبرو شدند از خلیفه مسلمین، عمر کسب تکلیف کردند. عمر با این استدلال که کتاب خدا مسلمین را بس است دستور به نابودی کتابها داد.