Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

نژادگان - Page 46

  • مذاکرات هسته ای قزاقستان و خوش بینی های کذایی

    مذاکرات هسته ای، گروه 1+5، آلماآتی، قزاقستان

    مذاکرات فرسایشی و بی نتیجه هسته ای جمهوری اسلامی با گروه 1+5 در آستانه دور تکراری جدیدی است! آنگونه که از قرائن بر می آید هیچ اتفاق جدیدی که بخواهد تأثیر تازه ای بر جریان مذاکرات بگذارد روی نداده است و طبیعتاً نمی توان انتظار نتیجه جدیدی را از این دور مذاکرات هم داشت. شاید در خوشبینانه ترین حالت تنها مکان دور بعدی مذاکرات مورد توافق قرار گیرد که چه بسا آنهم دور از انتظار باشد!

    جمهوری اسلامی همچنان با بر باد دادن همه حقوق بنیادین جامعه، با تبلیغات عظیم، جاه طلبی های هسته ایش را حق مسلم می داند و از دیگر سو قدرتهای جهانی برای جلوگیری از نگرانی های حاصل از یک جمهوری اسلامی هسته ای مرحله به مرحله همه گرینه ها را می آزمایند.

    پس از دور اول مذاکرات قزاقستان که در اسفند ماه گذشته برگزار شد، درست به مانند مذاکرات استامبول در بهار سال 1391 خوش بینی کاذبی بر بخشهای سیاسی و اقتصادی جامعه حاکم گشت. تأسفبارتر از همه اینکه نسل پنجاه و هفتی فعالان سیاسی به مانند همه عمر، در ارایه تحلیلهای اشتباهی که مو لای درزشان نمی رود طبق معمول گوی سبقت را از همه ربودند! به هر روی با توجه به تبلیغات پس از دور نخست مذاکرات قزاقستان، امید کاذب زیادی به مذاکرات پیش رو بسته شده است. امیدی که تنها حاصل تبلیغات دو طرف مذاکره است و بس و به خودی خود چندان محلی از اعراب ندارد!

    در همه مدت مذاکرات هسته ای، جدا از آنکه واقعا چه در مذاکرات می گذشت و چگونه پایان می یافت، جمهوری اسلامی علاقه زیادی به مثبت نمایاندن مذاکرات و ابراز امیدواری نسبت به ادامه آن داشت! مسأله این است که جمهوری اسلامی برای به ثمر نشاندن جاه طلبی های هسته ایش نیازمند به زمان است و ادامه پروسه فرسایشی مذاکرات دقیقاً به معنی زمان بیشتر جهت پیشبرد ماجراجویی هاست.

    همچنین هزینه این ماجراجویی ها نه از کیسه جمهوری اسلامی، بلکه از سفره مردم پرداخت می شود و وقتی رژیم جاه طلبی هایی را دنبال می کند که هزینه اش را نیز خود نمی پردازد، چه دلیلی برای چشم پوشی از آن خواهد داشت؟ در چنین شرایطی اتفاقا می کوشد تا با تزریق امید و خوشبینی کاذب در کنار بمباران تبلیغاتی، ظرفیت جامعه را برای تحمل هزینه این ماجراجویی ها بالا ببرد و اینگونه است که پس از هر دور مذاکره بی نتیجه، نمایندگان جمهوری اسلامی دست از پا درازتر، با لبهای خندان و چشمان برق افتاده و لحن سرشار از اطمینان، برای مردمی که بر گرد سفره های خالی به انتظار بازگشت مقامات مذاکره کننده نشسته اند، از امیدوار بودن نسبت به ادامه روند مذاکرات سخن می گویند!

    و نیز اگرچه جمهوری اسلامی عملاً اقدامی در راستای پایین آوردن فتیله ماجراجویی هایش و کاستن از دغدغه های طرف دیگر مذاکره انجام نمی دهد، اما برای جلب طرف مذاکره به ادامه گفتگوهای بی نتیجه، ناگزیر است حتی به شکل صوری و صرفاً تبلیغاتی هم که شده نسبت به آینده مذاکرات ابراز امیدواری کند تا با گذشت زمان، ماهی هسته ای مرادش را به تور بزند!

    طرف دیگر مذاکره، یعنی گروه 1+5 هم دلایلی برای تزریق خوش بینی کاذب و تبلیغ امیدواری دروغین دارد. اتفاقی که هم در بهار 1391 پس از مذاکرات استامبول و پیش از مذاکرات بغداد از سوی رسانه های تبلیغاتی اروپایی و آمریکایی صورت گرفت، و هم پس از دور اول مذاکرات قزاقستان و نیز در آستانه دور دوم این مذاکرات باز شاهد تکرارش هستیم. به نظر می آید این لبخندها بیش از آنکه از جنس رضایتمندی باشد، از نوع تهدید آمیز می باشد! ایجاد نوعی فضای روانی و رسانه ای پیش از آغاز مذاکرات، با هدف اثرگذاری روی مواضع تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی.

    قدرتهای جهانی نشان داده اند که برخلاف مسأله دموکراسی و حقوق بشر، در رویارویی با بلندپروازی های هسته ای جمهوری اسلامی مصمم هستند و بی تردید مساعدترین راه و کم هزین ترین مسیر برای متوقف کردن این بلندپروازی ها راه دیپلماسی و مذاکره است؛ از اینرو از همه ابزارها برای به بار نشاندن تلاشهای دیپلماتیک خود کمک می گیرند؛ از جمله ابزار اثرگذار و جریان ساز رسانه.

    اینگونه است که در آستانه دور جدید مذاکرات هسته ای در قزاقستان، شاهد اخبار و مقالات و تحلیلهایی درباره احتمال مصالحه جمهوری اسلامی در ابر رسانه های اروپایی و آمریکایی می باشیم تا انتظار جامعه ایران نسبت به نتیجه بخش بودن مذاکرات پیش رو به شدت افزایش یابد و فشار بر تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی برای تن دادن به مصالحه و پایین آمدن از خر لنگ هسته ای بیشتر شود.

    در چنین فضایی، بی آنکه شرایط و مواضع دو طرف مذاکره نسبت به ماههای پیش کوچکترین تفاوتی کرده باشد، هم بازار در سیر صعودی خود بسوی بی ثباتی کمی درنگ می کند و هم طبق معمول سیاسی های پنجاه هفتی که به لطف پروردگار عمر پر برکتشان کمتر از 96 سال نیست، بدون آنکه کوچکترین تأثیری در آگاه سازی جامعه نسبت به واقعیت موجود و چشم انداز نه چندان روشن پیش رو داشته باشند، از احتمال کاذب به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای ذوق مرگ می شوند که باز این نیز بر غلیظ تر شدن خوشبینی کاذب حاکم بر جامعه نسبت به مذاکرات می افزاید.

    اما واقعیت های داخلی و نیز شرایط خاورمیانه نشان می دهد که در گمانه زنی پیرامون رفتار جمهوری اسلامی، احتمال ایستادگی سرسختانه در کنار بشار اسد و نیز پافشاری همه جانبه در پیگیری ماجراجویی هسته ای از هر احتمالی بالاتر است و با این حساب امیدی به نتیجه گرفتن از مذاکرات هسته ای آلماآتی نمی توان داشت.

    در پایان لازم به یادآوری است که مقامات جمهوری اسلامی بارها عنوان کرده اند که اگر فشارهای اقتصادی حاصل از تحریم ها در کشورهای اروپایی تجربه می شد، قطعاً به نارضایتی های عمیق و شورشهای گسترده اجتماعی می انجامید و از این بابت، از عدم روی دادن اتفاقات همانند در ایران بارها اظهار خوشبختی کرده اند؛ از این گفته ها می توان چنین برداشت کرد که رژیم در ماههای گذشته، برای بروز ناآرامی ها و نارضایتی های اجتماعی آماده بوده است و برای پیگیری ماجراجویی های هسته ایش، آماده برخورد با چنین واکنشهایی بوده است؛ پس اکنون که حتی علیرغم انتظار مقامات جمهوری اسلامی، از سوی جامعه هیچ واکنشی در اعتراض به وضعیت غیر قابل تحمل اقتصادی صورت نمی گیرد، رژیم چه دلیلی برای کوتاه آمدن از بلندپروازی های هسته ایش می تواند داشته باشد؟

     

    پی نوشت:

    جمهوری اسلامی برای تزریق خوشبینی کاذب با هدف بالا بردن ظرفیت جامعه در تحمل پیامدهای ماجراجویی های هسته ایش، تعبیر و تفسیرهای بی سر و تهی را از نتیجه بخش بودن مذاکرات ارایه می دهد. اما نتیجه بخش بودن مذاکرات را تنها و تنها لغو و یا دستکم کاهش تحریمهای نفتی، بانکی و اقتصادی می توان در نظر گرفت و هر مورد دیگری که در پایان مذاکرات پیش رو به عنوان دستاورد مذاکرات عنوان شد، بی تردید چیزی جز شکست و بی نتیجه بودن مذاکرات نمی تواند باشد.

     

    در همین باره:

    ماجرای هسته ای – ملاقات در بغداد – مذاکره بر سر چه؟

    نوشتاری که در آستانه مذاکرات بغداد (اوایل خرداد ماه گذشته) و در اوج خوشبینی کاذب نسبت به نتیجه بخش بودن مذاکرات نوشتم و بی نتیجه بودن مذاکرات بغداد و موکول شدن به دورهای بعدی در شهرهای دیگر را محتمل تر دانستم؛ احتمالی که محقق هم شد!

  • ... کسی کو هوای فریدون کند

    شاهزاده رضا پهلوی، شورای ملی، کمیته موقت

    ایران سال نویی را آغاز کرده است، اما ایرانیان همچنان بار مشکلات کهنه را به دوش می کشند؛ مشکلات اگرچه کهنه و تکراری هستند اما با گذشت زمان بر جوانب فاجعه بار آنها افزوده شده و شوربختانه آینده پیش رو را خطرناک تر و نگران کننده تر می نمایانند.

    مذاکرات هسته ای علیرغم نرمش ها و انعطاف های مصالحه جویانه گروه 1+5، بخاطر لجبازی های جاه طلبانه جمهوری اسلامی بی نتیجه مانده است و کمترین نشانه ای از تغییر رویکردهای رژیم دیده نمی شود و بالطبع فشار فزاینده تحریم های فلج کننده بیش از پیش ستون مهره های خانواده های ایرانی را از هم خواهد گسست.

    از سویی با پافشاری جمهوری اسلامی بر جاه طلبی های هسته ایش، تصمیم قدرتهای جهانی برای چگونگی برخورد با این مسأله از گزینه تحریم های فلج کننده به سمت گزینه پر مخاطره دیگری میل خواهد کرد که هزینه ای بس گراف تر و پیامدهایی بسیار مبهم تر برای ایران به دنبال خواهد داشت.

    درصورت شکل گیری چنین وضعیتی در آینده نزدیک ایران که بسیار محتمل هم به نظر می رسد، تنها وجود یک نهاد سیاسی با روابط بین المللی و قدرت چانه زنی و مانور بالاست که می تواند هزینه تحولات را کاهش دهد و مسیر رخدادها را به سمت و سویی بکشاند که آینده ایران را بسوی ساحل نجات و کرانه آرامش رهنمون باشد.

    ایده بخردانه و به هنگامی که از سوی برادر گرامی ام شاهزاده رضا پهلوی طرح گردیده و اکنون در آستانه برداشتن نخستین گامهای عملی می باشد و به ویژه با توجه به یک فراخوان عمومی و استقبال قابل توجه از سوی ایرانیان درون کشور پایگاه مردمی قابل اتکایی جهت چانه زنی های سیاسی یافته است.

    در برخورد با این ایده، کنشگران سیاسی انتقاداتی را مطرح کرده اند. از جمله این انتقادات، مواردی هست که از سوی کنشگران منفرد سیاسی صورت گرفته است. چهره هایی که علیرغم سن بالا و زمان زیاد فعالیت سیاسی، از کمترین کار گروهی ناتوان بوده اند و آنقدر نگرشهای شخصی خود را بی نقص می دانند که نه توان همکاری با دیگران را دارند و نه دیگران برای همکاری با آنها مجالی می یابند.

    این دسته از منتقدان، با توجه به کارنامه ای که در زمینه کار گروهی از خود بجا گذاشته اند اساساً در هیچ گروه و سازمان و تشکلی کارایی ندارند و بر این پایه عدم همراهی آنها با یک نهاد سیاسی را نمی توان به پای نواقص و کاستی های آن نهاد گذارد، بلکه مشکل در روحیه فردگرا و خود محور همین چهره هاست. چهره هایی که اغلب از میان نسلهای همیشه در اشتباه و همیشه طلبکار پنجاه و هفتی می باشند.

    از سوی دیگر برخی انتقادها متوجه افرادی از کمیته موقت شورای ملی می باشد. این انتقادات طی ماههای گذشته به شکلهای متفاوتی مطرح شده است. در شهریور ماه و مهر ماه عنوان می شد که شیوه تبلیغات برای شورای ملی انحصارگرایانه است و افرادی که چنین انتقاداتی را طرح می کردند بلافاصله پس از فراخوان شورای ملی به صرافت راه اندازی شوراهای دیگر افتادند.

    معلوم نیست چرا تا پیش از آن چنین ایده ای را دنبال نکرده بودند و بلافاصله پس از فراخوان شورای ملی به میان آمدن شاهزاده، به یکباره منشورهای گوناگون و شوراهای متفاوت از چپ و راست سر برآورد؟! براستی اگر کنشگران سیاسی که چندین دهه به فعالیت پرداخته اند توانایی همسویی و همپارچگی داشتند چرا تا به امروز از برپایی یک ائتلاف فراگیر ناتوان بوده اند؟ و جالب تر از همه اینکه همه طیف هایی که حاضر به پیوستن به شورای ملی نبودند و در پی برپایی شورای دیگری برآمدند اصرار داشتند که شاهزاده را به سود خویش مصادره کنند اما در عین حال از همراهی به ایده شاهزاده سر باز میزدند!

    از دیگر انتقاداتی که در همان ماهها برخی هواداران شاهزاده مطرح می ساختند این بود که رویکرد شاهزاده بیش از حد دموکراتیک است و چنین رویکردی باعث همکاری جریانهایی با شاهزاده شده است که پیشینه روشن و قابل تأییدی نداشته اند و به این بهانه برخی افراد و گروههایی که مدتها داعیه هواداری از شاهزاده را داشتند، از همراهی با گامهای کنونی شاهزاده سر باز زدند.

    از آبان ماه به بعد این انتقادات نسبت به کمیته موقت شمایل تازه ای پیدا کرد؛ صحبت از روند غیر شفاف در اداره کمیته موقت به میان می آمد و مسئولیت چنین روندی را متوجه برخی افراد کمیته موقت می دانستند. تا آنجا برخی افراد کمیته موقت را به پنهانکاری و بی خبر گذاشتن شاهزاده از روند کار کمیته موقت متهم می کردند. اتهامی که به هیچ روی منطقی نمی نمود، چرا که ارتباط با شاهزاده کار صعبی نبوده و منتقدان به سادگی می توانستند مسایل خود را به آگاهی ایشان برسانند – همانگونه که چنین نیز می کردند – و با این حساب شفاف یا غیر شفاف بودن روند کار کمیته موقت به هیچ روی نمی توانست پنهان از دید شاهزاده باشد و از اینرو چنین انتقادی هرگز وارد نبود.

    همچنین منتقدان با یک دید ایده آلیستی به مسأله نگاه می کنند. برخی مسایل انتقاد آمیزی که گفته می شود در روند کار کمیته موقت وجود داشته، مواردی است که در هر کار گروهی ایرانی در هر زمینه ای پدید می آید. از یک تیم فوتبال محلات گرفته تا یک نهاد سینمایی و از یک گروه خدماتی گرفته تا یک سازمان سیاسی. نمی توان توقع داشت گروهی که از جامعه کنونی ایران پدید می آید، به یکباره ویژگی های یک گروه مثلاً آلمانی را داشته باشد!

    پس از آن لعبت تازه ای از طبله این منتقدان عرضه شد و آن اینکه گروهی از عوامل جمهوری اسلامی، با خدعه و نیرنگ شاهزاده را با خود همراه کرده اند تا ایشان را با شکست سیاسی روبرو سازند و از عرصه سیاست خارج سازند!

    در صورتیکه ایده برپایی شورای ملی از چند سال پیش توسط شخص شاهزاده مطرح شده بود و از جمله در کتاب "زمان انتخاب" ایشان به روشنی تبیین گردیده است و اینگونه توهمات تنها بهانه ای بود برای عدم همراهی برخی از مدعیان میهن پرستی و بس.

    و اما به تازگی در کمال شگفتی از روحیات دیکتاتور مآبانه سخن به میان می آید و جالب اینکه چنین وصله هایی از سوی همانهایی دوخت و دوز می شود که تا چندی پیش افراط شاهزاده در رویکردهای دموکراتیک را بهانه عدم همکاری خود بر می شمردند!

    امروز دیگر مشخصاً شاهزاده اعلام کرده اند که به عنوان رهبر یک جریان، سینه خویش را سپر کرده اند و پیشاپبش همراهان خود، با ایمان به پیروزی، حتی ریسک شکست را نیز پذیرا شده اند. شاهزاده عزم جزم خود را در راهی که در پیش گرفته اند آشکارا نشان داده اند.

    ایران، امروز در وضعیتی همانند سوم اسفند 1299 و یا 28 امرداد 32 و یا 22 بهمن 57 قرار دارد. یا با درک میهن پرستانه از شرایط موجود و پذیرش همه ضعفها و کاستی ها، با اقدام به هنگام و مؤثر نیروهای وفادار و راستین، به مانند 28 امرداد 32 کشور را از ورطه هولناک سقوط نجات خواهیم داد و یا بهانه تراشی های ایده آلیستی و نه چندان خیرخواهانه سرنوشت ایران و زندگی میلیونها ایرانی به امواج هولناک حوادث سپرده خواهد شد.

    « یا با هم آزاد خواهیم شد یا جدا از هم تا ابد بار سنگین استبداد را به دوش خواهیم کشید. »

     

    چو گیتی شود تنگ بر شهریار

    تو گنج و تن و جان گرامی مدار

    کزین تخمه ی نامدار ارجمند

    نماندست جز شهریار بلند

    ز کوشش مکن هیچ سستی به کار

    به گیتی جز او نیستمان یادگار

    ز ساسانیان یادگار اوست بس

    کزین پس نبینند زین تخمه کس

    تو را ای برادر تن آباد باد

    دل شاه ایران به تو شاد باد 

     

    تهران – 8 فروردین ماه 2572

    ساسان بهمن آبادی