Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

حزب پان ایرانیست - Page 3

  • در واکنش به همسویی جبهه ملی با دشمنان ایران

    حزب پان ایرانیست،بیانیه،اعلامیه

     

     

    بیانیه حزب پان ایرانیست

     

      

    به نام خداوند جان و خرد

     

    پاینده ایران

     

    هم میهن!

    شوربختانه، جبهه ملی – ایران با انتشار اعلامیه ای در تاریخ 29/ تیرماه /1390 اشغال کشور از سوی نیروهای بیگانه را دارای پیامدهای مثبت تلقی کرده و درست با همان بهانه های واهی دولتهای بیگانه، به توجیه آن پرداخته است. جبهه ملی – اروپا نیز در تاریخ 4/ امرداد /1390 این اعلامیه را تأیید نموده است.

     

    از اینرو ضرورتاً بار دیگر اعلام می شود که حزب پان ایرانیست همچون همیشه دفاع از یکپارچگی سرزمینی و استقلال ایران را در برابر هجوم نیروهای بیگانه وظیفه خود دانسته و هرگونه توجیه برای چنین حملاتی را خیانت به کیان میهن می داند.

     

     

     پاینده ایران

    حزب پان ایرانیست

    14/ امرداد / 1390

     

    در همین باره:

    اعلامیه جبهه ملی - ایران

    اعلامیه جبهه ملی - اروپا

  • و خون هرگز نخسبد

     

    دکتر محمدرضا عاملی تهرانی،آژیر

     

    بر زمین سرد، خون گرم تو

    ریخت آن گرگ و نبودش شرم تو

     

    18 اردیبهشت ماه، سالروز شهادت اندیشمند حزب پان ایرانیست، دکتر محمدرضا عاملی تهرانی (آژیر) است.

     

    کسی که پس از واقعه 57، که به جرم وزارت در کابینه های شریف امامی و ازهاری به دو سال زندان محکوم شد، اما به ناگاه و بدون صدور هیچ حکمی – حتی از سوی انقلابیون – ضرب گلوله ای که در پیشانی اش فرونشست، قلب سرشار از میهن پرستی اش را از ضربان انداخت.

     

    شیخ صادق خلخالی (اصلاح طلب) مغز دکتر عاملی را به نابودی آرمانش ماشه چکاند و بسیار حقیرتر از آن بود که بداند « آیین ما به خون نوشته شده، که نه از ماست، بلکه بدان پاسبانیم. آرمان نه از مغز است، که با خون همراه است و بلکه خود خون است.»

     

    دکتر عاملی می دانست که چه می کند. نه فقط در آن دم که « خونی » را که به نشانه زندگی از « خاکش » داشت، در راه پاسداری « خاکش » نثار کرد، بلکه از همان روزی که به همراه دوستان هم مدرسه ایش – محسن پزشکپور و ابوالقاسم پورهاشمی – برای پاسداری از آرمان ایران پیمان نامه ای نوشتند و هر سه، نیش قلم را به خون خود رنگین کردند و پیمان نامه را امضا نمودند.

     

    پیمان نامه ای که – آنگونه که سرور ابوالقاسم پورهاشمی هنوز به یاد دارند – از عظمت شاهنشاهی ایران و زیست سرافرازانه ملت ایران سخن می گفت.

     

    دکتر عاملی می دانست که در پی آرمانی است که به خون نوشته شده و باور داشت « نیارزد آن خون که نریزد به راه پاسداری این خاک. نیارزد آن خون که بدان دل بندیم و بخواهیم تا بماند، آنجا که سخت ساخته تاریخ، بزرگی را بر ملت ما ایران.»

     

    دکتر عاملی نه بخاطر وزارت در دولتهای شاهنشاهی، که بخاطر آنچه از نیرنگ سینما رکس آبادان و مسجد کرمان می دانست به شهادت رسید.

     

    از چشمان بازش به هنگام شهادت آموختم که نخواهم که دلی باشد تا خون بگرداند بر آن کاسه چشم و گوشه مغز، تا نبیند تیره روزی روشنی بخشان جهان را.

     

    آشنای نادیده ام، که پیش از زادنم، بر « خاکت » ... بر « خاکم » خون شدی، هنوز آهنگ گامهایت به نواست و گامهای ما به آهنگ آن.

     

    در همین باره:

    بر مزار آژیر

  • بر مزار آژیر

    کیست؟ کیست که پیمان بسته با خدای خود، با خون خود، که مام میهن را تا واپسین دم پاس دارد؟

     

    ساسان بهمن آبادی،سرور صفارپور

     

    18 اردیبشهت 58، اندیشمند حزب پان ایرانیست، دکتر محمدرضا عاملی تهرانی (آژیر) بدست شیخ صادق خلخالی (از روحانیون مبارز اصلاح طلب) به شهادت رسید.

     

    بعد از ظهر روز شنبه، 17 اردیبهشت ماه 90، به همراه مسئولان و اندامان حزبی بر مزار ایشان در ابن بابویه حاضر شدیم.

     

    وقتی به حالت « احترام پان ایرانیستی » ایستاده بودیم و « سرآغاز » خوانده می شد، یاد مراسم سال 85 به همراه سرور پزشکپور افتادم که هر چند برایشان راحت نبود، ولی می کوشیدند وضعیت « احترام پان ایرانیستی » را رعایت کنند.

     

    سرور پزشکپور تأکید زیادی داشتند که دکتر عاملی اعدام نشدند، بلکه به قتل رسیدند؛ چرا که اعدام زمانیست که از سوی دادگاه هر چند فرمایشی حکمی صادر شده باشد.

     

    همچنین از این بابت که پس از واقعه 57 و خروج اجباری شان از کشور، بازگشت دوباره شان به ایران در سال 70، درست روز 18 اردیبهشت ماه رخ داده بود بسیار خرسند بودند.

     

    دکتر محمدرضا عاملی تهرانی، آژیر