Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

  • انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

     

    از میانه های فروردین ماه گذشته، در گفتگوهای خصوصی، گمانه هایی را مطرح می کردم مبنی بر اینکه چندان بعید نیست خرداد ماه متفاوتی را پیش رو داشته باشیم. اما از آنجا که از یکسو اوضاع سیاسی کشور و رویهم رفته کل منطقه دچار تغییرات گهگاه لحظه ای است و از دیگر سو حاکمیت وامانده در بحرانهای خود ساخته مترصد کوچکترین فرصت برای بالا رفتن از دیوار کوتاه حزب پان ایرانیست می باشد، از بیان عمومی این موضوع خودداری کردم.

     

    آنچه در همان روز نخستین خرداد ماه روی داد این گمانه ها را پررنگتر کرد و از اینرو بر آن شدم تا دستکم در حد چند سطر بالا اشاره ای به موضوع داشته باشم.

     

    بعد از دی دیوانه و آن سردی دیرند

    وآن پیر یخ نیمه دی ماه شکستن،

    بسیار نپاید

    این لحظه سرمای گل سرخ

    این لحظه خون خوردن و خاموش نشستن.

  • بازگرداندند خرمشهر را

     

    دفاع مقدس،آزادسازی خرمشهر

    خون به دل کردند دشت و نهر را

    باز گرداندند خرمشهر را

     

    نه آن روز که دولت شوم موقت، افسران نیروی هوایی ارتش را به جوخه اعدام می سپرد و نه آن روز که ابراهیم یزدی دست یاسر عرفات را در خوزستان می فشرد و برایش تدارک سخنرانی به زبان تازی می داد و نه ان روز که سردار ملعون قادسیه به خاموشی آتشگاه اورمزد و ویرانی مهراب یزدان لشگر کشید، هیچ کدام نمی دانستند که خرمشهر 36 میلیون نفر جمعیت دارد.

     

    صدام گجستک در توهم آن بود که آنگونه که آشوریان شرح ددمنشی بر سنگ نوشته اند، آبادی آبادان را به یغما برد و خرمی خرمشهر را تاراج کند و در این هرزکوشی، هم دست تباه دیگر تازیان را بر شانه می دید و هم حمایت ابرقدرتها را.

     

    اما آنچه از دیدنش ناتوان بود سینه های پرخروشی بود که از زبانه های سرخ آتش میهن پرستی در جوش بود؛ بازو به بازو، صفهای بهم فشرده ای که از میان دشمنان و اهریمنان با بانگ انتقام و با قلبی پر امید پیش می رفتند بسوی زندگی سرافراز؛ بسوی عظمت و سروری.

     

    آنان که با نثار خون خود، شهر را یکسره گلگون کردند تا بار دیگر خرمی در خاستگاهش سزاوارانه فرمانروایی کند.

     

    زهی افتخار که به عنوان یک نوزاد سه ماهه شهروند خرمشهر 36 میلیونی سال 61 بودم.

     

    دشمن! ما به تو آبادنی آموختیم، اما تو میهن ما را ویران کردی. زیرا ویران کردن خصلت تو و آباد ساختن سرشت ما ایرانیان است. اینک آماده گشته ایم به جنگ تو، به راه آزادگی خویش تا بر آوریم برترین آبادانی ها و فرهنگها را.

     

    ebrahimyazdi.jpg

     

    در همین باره:

    زخمی که همچنان بر جای مانده