Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

حزب پان ایرانیست - Page 3

  • و خون هرگز نخسبد

     

    دکتر محمدرضا عاملی تهرانی،آژیر

     

    بر زمین سرد، خون گرم تو

    ریخت آن گرگ و نبودش شرم تو

     

    18 اردیبهشت ماه، سالروز شهادت اندیشمند حزب پان ایرانیست، دکتر محمدرضا عاملی تهرانی (آژیر) است.

     

    کسی که پس از واقعه 57، که به جرم وزارت در کابینه های شریف امامی و ازهاری به دو سال زندان محکوم شد، اما به ناگاه و بدون صدور هیچ حکمی – حتی از سوی انقلابیون – ضرب گلوله ای که در پیشانی اش فرونشست، قلب سرشار از میهن پرستی اش را از ضربان انداخت.

     

    شیخ صادق خلخالی (اصلاح طلب) مغز دکتر عاملی را به نابودی آرمانش ماشه چکاند و بسیار حقیرتر از آن بود که بداند « آیین ما به خون نوشته شده، که نه از ماست، بلکه بدان پاسبانیم. آرمان نه از مغز است، که با خون همراه است و بلکه خود خون است.»

     

    دکتر عاملی می دانست که چه می کند. نه فقط در آن دم که « خونی » را که به نشانه زندگی از « خاکش » داشت، در راه پاسداری « خاکش » نثار کرد، بلکه از همان روزی که به همراه دوستان هم مدرسه ایش – محسن پزشکپور و ابوالقاسم پورهاشمی – برای پاسداری از آرمان ایران پیمان نامه ای نوشتند و هر سه، نیش قلم را به خون خود رنگین کردند و پیمان نامه را امضا نمودند.

     

    پیمان نامه ای که – آنگونه که سرور ابوالقاسم پورهاشمی هنوز به یاد دارند – از عظمت شاهنشاهی ایران و زیست سرافرازانه ملت ایران سخن می گفت.

     

    دکتر عاملی می دانست که در پی آرمانی است که به خون نوشته شده و باور داشت « نیارزد آن خون که نریزد به راه پاسداری این خاک. نیارزد آن خون که بدان دل بندیم و بخواهیم تا بماند، آنجا که سخت ساخته تاریخ، بزرگی را بر ملت ما ایران.»

     

    دکتر عاملی نه بخاطر وزارت در دولتهای شاهنشاهی، که بخاطر آنچه از نیرنگ سینما رکس آبادان و مسجد کرمان می دانست به شهادت رسید.

     

    از چشمان بازش به هنگام شهادت آموختم که نخواهم که دلی باشد تا خون بگرداند بر آن کاسه چشم و گوشه مغز، تا نبیند تیره روزی روشنی بخشان جهان را.

     

    آشنای نادیده ام، که پیش از زادنم، بر « خاکت » ... بر « خاکم » خون شدی، هنوز آهنگ گامهایت به نواست و گامهای ما به آهنگ آن.

     

    در همین باره:

    بر مزار آژیر

  • بر مزار آژیر

    کیست؟ کیست که پیمان بسته با خدای خود، با خون خود، که مام میهن را تا واپسین دم پاس دارد؟

     

    ساسان بهمن آبادی،سرور صفارپور

     

    18 اردیبشهت 58، اندیشمند حزب پان ایرانیست، دکتر محمدرضا عاملی تهرانی (آژیر) بدست شیخ صادق خلخالی (از روحانیون مبارز اصلاح طلب) به شهادت رسید.

     

    بعد از ظهر روز شنبه، 17 اردیبهشت ماه 90، به همراه مسئولان و اندامان حزبی بر مزار ایشان در ابن بابویه حاضر شدیم.

     

    وقتی به حالت « احترام پان ایرانیستی » ایستاده بودیم و « سرآغاز » خوانده می شد، یاد مراسم سال 85 به همراه سرور پزشکپور افتادم که هر چند برایشان راحت نبود، ولی می کوشیدند وضعیت « احترام پان ایرانیستی » را رعایت کنند.

     

    سرور پزشکپور تأکید زیادی داشتند که دکتر عاملی اعدام نشدند، بلکه به قتل رسیدند؛ چرا که اعدام زمانیست که از سوی دادگاه هر چند فرمایشی حکمی صادر شده باشد.

     

    همچنین از این بابت که پس از واقعه 57 و خروج اجباری شان از کشور، بازگشت دوباره شان به ایران در سال 70، درست روز 18 اردیبهشت ماه رخ داده بود بسیار خرسند بودند.

     

    دکتر محمدرضا عاملی تهرانی، آژیر

     

  • همایش خلیج فارس در حزب پان ایرانیست

     

    خلیج فارس،حزب پان ایرانیست،پایگاه سیاوش

     

    همایش « روز ملی خلیج فارس » در 11 اردیبهشت ماه 1390 در محل دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست (پایگاه سیاوش) برگزار گردید که خوشبختانه با استقبال قابل توجه میهن پرستان روبرو شد.

     

    در حالیکه کباده کشان بی مایه ملی گرایی در « جبهه ملی » بلندگوی تحرکات کوری می شوند که در تقابل با اقتدار ایران در خلیج فارس می باشد، بخاطر برنامه ریزی، تدارک و برگزاری چنین مناسبتی، باید از سرور صفارپور _ دبیرکل شایسته حزب پان ایرانیست – و اندامان جوان حزب سپاسگذار بود.

     

    در همین راستا لازم می دانم فرازهایی از « منشور نیرومندی ملت بزرگ ایران » را پیرامون خلیج فارس بیاورم؛ توضیح آنکه این منشور در سال 1377 به تصویب شورایعالی رهبری حزب پان ایرانیست رسیده است:

     

    - سرنوشت مردم بحرین از سرنوشت ما جدا نیست. از مبارزات آزادگی طلب آنان دفاع می کنیم.

    - خلیج فارس، شاهرگ حیاتی ملت ایران است. با نفوذ و حضور سیاست های خارجی در این دریای همیشه ایرانی مبارزه ای بی امان داریم.

     

    در همین باره:

    گزارش + عکس همایش خلیج فارس در دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست

    متن سخنان سرور منوچهر یزدی / امنیت خلیج فارس و نقش نیروهای استعمار

    متن سخنان سرور دکتر موسوی / بحرین و حقوق بین الملل

    همایش روز ملی خلیج فارس

     

    خلیج فارس،حزب پان ایرانیست،پایگاه سیاوش

     

  • دیوار کوتاه حزب پان ایرانیست

     

    ساسان بهمن آبادی،دی ماه 88،عاشورا

    ششم دی ماه سال 88 بود که به شیوه آدم ربایانه توسط یک مشت لباس شخصی بازداشت، و به اوین منتقل شدم. البته پیش از اوین ظرف دو شبانه روز از خان پلیس امنیت و بازداشتگاه شاهپور گذشتم. / خبر کمیته گزارشگران حقوق بشر

     

    حدود یک هفته ای گذشت تا فهمیدم که علت دستگیری ام آنست که هیأت حاکمه جمهوری اسلامی چهار نفر را برای تصدی ریاست جمهوری تأیید صلاحیت کرده، انتخاباتی هم برگزار کرده، آرای صندوق ها را هم شمرده و در پایان نتایج را هم خود اعلام کرده بود.

     

    حال من که نه جزو آن چهار نفر کاندیدا بودم، نه صلاحیت آنها را تأیید کرده بودم، نه به هیچ یک از آنها رأی داده بودم، نه آرایشان را شمرده بودم و نه نتایج جالب انگیزناکش را اعلام کرده بودم، چه ارتباطی به موضوع داشتم؟ تنها پاسخ این بود که « سابقه پان ایرانیستی ات نشان می دهد ...! »

     

    هرچند به این خاطر بازداشت شده بودم که چهار نفر دیگر نامزد شده بودند و چهارده نفر دیگر صلاحیت شان را تأیید کرده بودند و چهل میلیون نفر دیگر به ایشان رأی داده بودند، اما بخاطر پیشینه حزبی و پان ایرانیستی ام بازخواست می شدم و برای قطع همکاری با حزب پان ایرانیست و از آن مسخره تر همکاری با وزارت اطلاعات (از نگاه من وزارت اطلاع رسانی) با هشدارهایی که مختص جمهوری اسلامی است روبرو بودم. 

     

    سرانجام پس از سه هفته بازداشت، رخصت آزادی داده شد و من که در تماسهای کوتاهی که با خانواده داشتم بدون اشاره به حزب، بر آن بودم که شخصاً مساله را حل کنم و حزب را درگیر ماجرا نکنم تازه متوجه شدم که در این مدت جوانان دیگری از حزب نیز در ضیافت خانه اوین پذیرایی شده بودند.

     

    چند روزی از آزادی نمی گذشت که هفت نفر با هدیه های ارغوانی (تعبیر سرور منوچهر یزدی )نیم شب خانه سرور قدرت اله جعفری ( قایم مقام دبیرکل حزب پان ایرانیست) را دق الباب کردند و فرزندشان – نوشین جعفری – را تا ضیافت خانه اوین بدرقه نمودند.

     

    جمهوری اسلامی، وامانده در حل بحران خود ساخته ای که پیوسته انکارش می کرد، علاج را در بالا رفتن از دیوار کوتاه حزب پان ایرانیست و فشار بر میهن پرستان دیده بود و سرور منوچهر یزدی (سخنگوی حزب پان ایرانیست) چه نیکو نگاشته بود که در معرکه ای که فرزندان انقلاب به جان هم افتاده اند، رنج هم بندی با ابراهیم یزدی ها شکنجه ایست که تنها یک پان ایرانیست درک می کند.

     

    پس از آن در بهمن ماه 88 دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست واقع در سعادت آباد با هجوم دهها تن از نیروهای ضد شورش و لباس شخصی به محاصره در آمد و از برگزاری نشست هفتگی حزب جلوگیری شد. 

    کیوان زارع،ساسان بهمن آبادی،یاشار اکبری،بیژن جانفشان

     

    هجدم اردیبهشت ماه سال 89 نیز که اندامان حزبی برای حضور بر مزار دکتر محمدرضا عاملی تهرانی و ادای احترام به مناسبت سالگرد قتل ایشان در طلیعه انقلاب، در دفتر مرکزی حزب گرد آمده بودند باز هم با حصر خانگی روبرو شدند و اندامانی که شخصاً در ابن بابویه بر مزار آموزگار شهید پان ایرانیست حاضر شده بودند ساعت ها بازداشت شدند.

     

    دو روز پس از این واقعه – روز بیستم اردیبهشت 89 – به همراه سه تن دیگر از جوانان پان ایرانیست اینبار در نمایشگاه کتاب بازداشت شدیم و سلولهای انفرادی بند 240 زندان اوین بار دیگر میزبان ما شد.    

     

    اکنون دوباره امواج اعتراضی به خیابانها سرازیر می شوند و مطالباتی را فریاد می زنند.

     

    نقش حزب پان ایرانیست در این میان تنها آنست که از سالها پیش این مطالبات را تشخیص داده، تحلیل کرده و روشهای تحقق آنها را نیز تبیین نموده است و از دیگر سو پیامدهای وخیم نادیده انگاشتن مطالبات مردمی را نیز گوشزد کرده است.

     

    با این حساب چندان دور از ذهن نیست حال که قافیه نظام جمهوری اسلامی در سه کنج گرفتاری و بی تدبیری به تنگ آمده است، بار دیگر چاره را آویختن از دیوار حزب پان ایرانیست ببیند و هر آن با هدایای ارغوانی بر پان ایرانیست ها نازل شود. 

     

    در همین باره:

    دی ماه خونین: گزارش جرس از بازداشت فعالان سیاسی در دی ماه 88

    شعارهای اعتراضی و آرنگهای پان ایرانیستی