Ok

By continuing your visit to this site, you accept the use of cookies. These ensure the smooth running of our services. Learn more.

یاور یزدان پرست مادرقحبه و «نازی ش.» / پایان

در این متن بطور مفصل به پیشینه مبهم و مشکوک الدنگی به نام یاور یزدان پرست و ارتباط مبهم و مشکوکش با پیرزنی با نام ناقص نازی ش. پرداخته ام؛ همچنین با تنها زبانی که سزاوار چنین الدنگی هست پاسخ رذالتهایش را داده ام

 

 

 

لینک های زیر اطلاعات دقیق و مستندی را شامل میشود، مبنی بر اینکه چطور فرد مشکوکی به نام یاور یزدان پرست الدنگ اوایل پاییز 91 با یک پروفایل فیسبوک ناشناس خواهان تماس با فیسبوک من شد. چطور تلاش کرد تا علیرغم مخالفتم درخواست فیسبوکی اش را تأیید کنم؛ چطور پس از آن از ارتباط با من نزد فعالان سیاسی شناخته شده کسب وجهه میکرد. چطور در دی ماه 94 بی هیچ مشکل و مسأله ای از فیسبوکم حذفش کردم. همچنین چطور سال 95 نهادهای سیاسی معتبر ارتباط با او را مردود اعلام کردند و به تازگی روشن شده است که درباره من هم مادرقحبگی غریبی براه انداخته که آنگونه که صلاح میدانم ادبش کردم

 

پاییز 91 / درخواست فیسبوکی ناشناس

جلب اعتماد بواسطه ارتباط با من و برخی افراد سیاسی شناخته شده

پاییز 95 / بیانیه حزب مشروطه درباره این الدنگ و ابهامات بیشتر

تابستان 98/ درز کردن شمه ای از مادرقحبگی هایش

شواهد و قرائن مادر قحبگی هایش

 

مشکلی که در آبان ماه 90 برای سفر دانشگاهی به وین پیش آمده بود یک مورد تقریباً منحصر به فرد بود که کسی بی آنکه از سوی نهادهای قضایی حکم ممنوع الخروجی دریافت کند، بعد از درج مهر خروج در گذرنامه، بی آنکه نامش در فهرست ممنوع الخروج ها باشد ممنوع الخروج شود! آنهم به نام نهاد ریاست جمهوری! یک مسأله امنیتی از سوی وزارت اطلاعاتی که حتی از رییس جمهور وقت تبعیت نمیکرد! معاون رییس جمهور وقت هم از این بابت اظهار تأسف کرده است؛ من هم هرگز از آن دولت هیچ رنجشی به دل ندارم. دیگر جایی برای اظهار نظر چهار تا خس و خاشاک وامانده و بی سروپا نمی ماند. در ضمن به فرض محال اگر حکمی هم مبنی بر ممنوع الخروجی من صادر میشد بالاخره در یک زمانی به پایان میرسید و بعد من برای تحصیل و پیشرفت هنری دوباره از دانشگاه هنر وین پذیرش میگرفتم و دوباره از سفارت اتریش در تهران ویزا میگرفتم و دوباره رهسپار وین میشدم؛ حال که بی هیچ حکم قضایی 3 سال ممنوع الخروجی هم کشیدم

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

من شرح داستان را همان سال 90 در شش یادداشت روی وبلاگم نوشته بودم و در همان زمان که درگیر این ممنوع الخروجی غیرقانونی و بی ضابطه بودم، با اینکه بیشترین حساسیت وزارت اطلاعات نسبت به من وجود داشت، بی هیچ پروایی به ناکارآمدی این وزارت و نیز رفتار اعتراضی رییس دولت نسبت به آن پرداختم. آن زمان که برخی محافل بی مایه با رفتاری شعاری در محکومیت ترور عوامل هسته ای حکومت بیانیه های آبدوغ خیاری صادر میکردند، من به صراحت خود وزارت اطلاعاتی را مسئول ماجرا معرفی میکردم که ورای همه نهادهای قانونی حکومتی با من وارد خصومت شخصی شده بود. به تازگی با گزارش بی.بی.سی روشن شد که من هم تحلیل درستی نسبت به موضوع داشته ام و هم شهامت و جسارت و در عین حال از جان گذشتگی منحصر بفردی داشته ام که در برابر چنین وزارتخانه بی رحمی - نه بخاطر مسائل شخصی، که بخاطر امنیت ملی - آنچنان ایستادگی کردم

 

به تازگی متوجه شده ام پس از سفر من به اتریش، فرد مشکوکی به نام یاور یزدان پرست الدنگ که پاییز سال  91 به دروغ خود را مسئول حزب مشروطه در سوییس جا زد تا علیرغم میلم درخواست فیسبوکی اش را تأیید کنم و بعد با کنجکاوی های بیمارگونه ای پیگیر فعالیت های سیاسی من در ایران و نیز امورات شخصی ام بود، به دلایل نامعلومی درباره خروجم از ایران من دست به ذهنیت سازی منفی زده است

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

من از آغاز سال 94 بی هیچ مشکلی ترجیح دادم ارتباطی با این الدنگ نداشته باشم و دی ماه همان سال بی آنکه مشکلی پیش آمده باشد به این نتیجه رسیدم که برای پرهیز از دردسرهای احتمالی مناسب تر اینست که حتی از لیست فیسبوکم حذفش کنم. معلوم نیست به چه دلیلی از چند سال پیش - آنطور که کامنت بالا در فیسبوک نشان میدهد دستکم از بهمن 94 - این مادرقحبگی را  براه انداخته است که چند روز پیش توسط کاربر ناشناس و مشکوکی در توییتر به من منشن شد

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

من سالهای فعالیت سیاسی جدی داشتم و وبلاگی نویسی کرده ام و در محافل گوناگون سیاسی شرکت کرده ام. نقدهای تند و تیز و ادبیات گزنده ای هم درباره مواضع سیاسی خیلی ها - و نه خود اشخاص - طرح کرده ام و اگر چنین کرده ام همواره بصورت مستقیم و رودررو بوده است که گهگاه مایه رنجش برخی هم شده است. اما علیرغم همه اینها هیچکس درباره خروج من از ایران چنین گوهی نخورده است. عجیب اینکه فردی که من هیچ نمی شناختمش و با دروغ و دغل درخواست دوستی و ارتباط فیسبوکی با من را داشت، و در مدت ارتباط اصلاً او را در حدی نمیدیدم که نقد کنم و سرانجام هم بی هیچ مشکلی از فیسبوکم حذفش کردم چنین مادرقحبگی به خرج داده است. از این به بعد هم روشن است اگر جایی از این دست کونده بازی ها صورت گیرد از گور همین مادرقحبه برمیخیزد و دیگر نیازی به سند و مدرک هم ندارد

 

پرونده در همینجا برای من مختومه است و یاور یزدان پرست مادرقحبه را سزاوار فحش خوارمادر میدانم. اینکه این الدنگ چرا چنین گوهی خورده و نیز کاربر ناشناس توییتر کیست و چه ارتباطی با آن الدنگ داشته مطلقاً هیچ اهمیتی ندارد. مسئول شناسایی و معرفی آن کاربر ناشناس توییتر و نیز توضیح ارتباطشان که هرگز قابل انکار نیست هم خود یاور یزدان پرست مادرقحبه است؛ با این حال من آن پیرزن پتیاره را هم شناسایی کرده ام

 

لینک های بالا هم اطلاعات قابل قبولی درباره آن پیرزن پتیاره ارائه میکند و هم روشن میکند که یاور یزدان پرست الدنگ جدا از این مادرقحبگی که درباره من مرتکب شده، یک شیاد بی سروپا است که بدون هیچ پیشینه سیاسی از ارتباط گرفتن با فعالان سیاسی در پی اهداف خاص و نامعلومی است که هرچه هست مخرب است

 

چند سال پیش این الدنگ را بی حرف و حدیث از فیسبوکم حذف کردم، مسئولان حزب مشروطه هم بارها بطور خصوصی بهش تذکر داده بودند تا از نام این حزب سوءاستفاده نکند. اما آنقدر کون وارونه داد تا هم حزب مشروطه درباره اش بیانیه داد و هم من فحش خوارمادر نثارش کردم

 

چند روز پیش در فیسبوک این الدنگ را با ناسزاهایی بس سزاوارنه نواختم. از آنجا که پست فیسبوک مدام در حال گزارش شدن است و تا کنون بخشهایی از آن حذف شده، تصمیم گرفتم اینجا منتشر کنم که محفوظ بماند. برای من مسأله در حد همان ناسزاهایی بود که سزاوارانه نثارش کردم، اما حال که میخواهم در وبلاگم منتشر کنم بی آنکه بخواهم چیزی را به کسی ثابت کنم، توضیح داده ام که چرا چنین الدنگی را مستحق فحش خوارمادر دانستم. مخاطب موضوع هم خودش الدنگ اش بوده است، بنابراین دلیلی ندارد دیگران دشنامهای این متن را بخوانند، اما اگر کسی مایل است پیش زمینه ماجرا را بداند و اینکه چرا تنها گزینه برخورد با افرادی از این دست فحش خوارمادر است، لینک های درج شده در آغاز نوشتار توضیحات دقیق و کاملی را در بر دارند

 

فیسبوک یاور یزدان پرست الدنگ

فیسبوک نازی ش. پتیاره / از ترس نامش را به مهرناز تغییر داده است

 

خواندن ادامه این متن را توصیه نمیکنم، اما برای پی بردن به دلیل ناسزاهایی که در ادامه سزاوارانه نثار یاور یزدان پرست الدنگ میشود به لینک های درج شده در آغاز نوشتار نگاه شود

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

بچه کونی! تو کی هستی درباره خروج من یا هر کس دیگه ای گوه خوری زیادی کنی مادرجنده؟ مادرتو گاییدم! من سوراخ ننه جنده ت رو پیدا کردم کونی! من که درخواست فیسبوکی تو الدنگ رو هم تأیید نکردم و بعد کلی خایه مالی کردی تا تأیید کنم دوست نزدیک تو بودم؟ من دوست نزدیک زن جندت بودم، من بکن ننه جندت بودم نه دوست نزدیک تو بچه کونی. گند ننه جنده ت دراومده که تو رو ریده زن جنده! معلوم نیست تو واسه چی قاچاقی زدی بیرون و بعد با امثال من ارتباط گرفتی که خودتو سیاسی جا بزنی؟! معلوم نیست ماجرا چی بوده که ناچار شدی قاچاقی بزنی بیرون! مگه کلاه برداری کرده بودی که قاچاقی در رفتی؟ بعد گوه خوری من و امثال من رو میکنی کیر تو دهن؟ مگه کون داده بودی که میترسیدی اعدامت کنند فرار کردی؟ مگه واسه زن جندت کسکشی میکردی که ترسیدی به جرم فحشا اعدامت کنند که فرار کردی؟

 

تو ایران خرج زن و زندگیت رو از کجا درمی آوردی؟ خودت کون میدادی یا زن جندت کس میداده یا از جنده خونه ننت وام میگرفتی بچه کونی؟ بعد هی با امثال من چت میکنی میگی آرشیو چت سیاسی درست کردی؟ آرشیو ژتون ننه جندت رو درست کن کونده پدر. آخه خورده کیر، تو با این نیم وجب قد چطور انقدر مادرجنده ای؟ با این نیم وجب قد چطور جرأت کردی با شومبول عمو بازی کنی و درس عبرت دیگران بشی؟

 

کسکش آخه تو کی هستی که نیش بخوری؟ تو کیر امثال منو میخوری کونده پدر! دوست داشتی بری «خارج» چهار تا عکس از لای تظاهرات 88 گرفتی و زدی به جاده مالرو برسی «خارج»؟ حالا این همه سال «خارج» بودی جز گوه خوری این و اون چه گوهی به سر خودت زدی مثلاً که تو ایران نمیشد؟  بعد اونجا اینترنت مفت گیرت اومد از بیکاری با من و امثال من تماس گرفتی و یهو احساس سیاسی بودن کردی کله کیری؟ آخه با کدوم پیشینه؟ با کدوم سواد؟ با کدوم تخصص؟

 

کلی جوون تو ایران با سوابق تحصیلی و شغلی، زیر فشار وزارت اطلاعات فعالیت سیاسی میکنن. یهو سر و کله کیریت از کجا پیدا شده که با یه عکس شیروخورشید و چهار تا استاتوس پرت و پلای فیسبوکی با پیرزنهای وامونده بلاسی یابو برت داشته که سیاسی شدی کیر تو دهن؟ آخه تو کی هستی که درباره دیگران نظر بدی؟ انقدر از کیر این و اون بالا رفتی تا عاقبت یه جا پاشید رو سر و کله کیریت و زن جنده ت باید بیاد تمیز  بلیسه

 

تصویر پستی که در فیسبوک خطاب به این مادرقحبه نوشت

 

یاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parastیاور یزدان پرست، حزب مشروطه، yavar yazdan parast

The comments are closed.